اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مجعولیت وجود در نظام هستی

تحلیل فلسفی رابطه علیت و نفی مجعولیت ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق یکی از مسائل بنیادین فلسفه، یعنی کیفیت تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مجعولیت ماهیت آغاز شده و با استناد به مبانی اصالت وجود، اثبات می‌شود که جعل الهی تنها به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیت که امری اعتباری است. در ادامه، ایشان با واکاوی حقیقت علیت، آن را به معنای نزول نفس علت در قالب معلول دانسته و بر این نکته تأکید می‌کنند که شناخت کنه این ارتباط، فراتر از تصورات ذهنی و نیازمند شهود قلبی است. در بخش پایانی، ضمن اشاره به نقش صورت‌های ذهنی و مکاشفات در ادراک انسانی، بر اهمیت مراقبت از خطورات ذهنی و خاطرات تأکید می‌شود؛ چرا که این صورت‌ها حقیقت وجودی انسان را در عوالم پس از مرگ شکل می‌دهند و هیچ‌گاه از بین نمی‌روند.

مجعولیت وجود در نظام هستی

1
  • درس پانصد و چهل و نهم

  • نتیجۀ بحث دربارۀ اقسام مختلفۀ جعل (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • آقای ... به من مى‌گوید که درس آقا سید جلال که مى‌رفتم مثل درس تو بود، همه چیز در آن هست غیر از درس!! گفتم که حالا خود و خدایی کدامش بهتر است؟ اینکه آدم برود بخواند یااینکه بگوید و بنشیند و بخندد؟

  • تلمیذ: مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به شما فرموده بودند که منبر قهوه‌خانه نیست!!

  • استاد: بله، گفته بودند! ما آن بالا مى‌رفتیم و دیگر مى‌گفتیم، نمى‌دانم آثارش هست یا نه. مى‌گفتند که آقاى آسید محمد محسن منبر با تخت در قهوه‌خانه فرق دارد!! آدم هر حرفى را نمى‌تواند بزند! البته بنده هم فلسفى جواب آقا را دادم گفتم که آقا الذاتی لا یَتغیَّر و لا یَتبدَّل. خیلى خندیدیم!!

  • مسئلۀ عربی‌زدایی و نفوذ آن در حوزه‌های علمیه

  • یادم هست یک روز در یکی دو سال آخر حیات ایشان بود روز نیمۀ شعبان بود ما ‌رفته بودیم راجع به فردوسى حرف زدیم و این قضیۀ ز شیر [شتر خوردن و سوسمار]1 گفتیم و راجع به هجوم فرهنگى به‌‌دست خود ما [صحبت کردیم]. هردو هفته یکبار مجلۀ حوزه براى ما مى‌آورند درِ خانه مى‌گذارند. تمام عبارات همه عوض شده بود جداً هان! همین دیشب بود مى‌خواندم براى آقای شاه آبادى که استاد آقاى خمینى هم بود؛ آقا محمد على شاه آبادى که در عرفان نظرى درس می‌داد، مجلس نکوداشت آیةالله [شاه آبادی نوشته بودند]! نکوداشت یعنى چه؟! تجلیل را نکوداشت مى‌گویند! آخر خجالت هم خوب چیزى است! این حرف‌ها را روزنامه‌ها مى‌زنند شما حوزه‌ هستید! آخر این روزنامۀ حوزه است مگر مرگ گرفتى تجلیل یا ترحیم بگویی؟! حداقل یادبود بگو! مجلس نکوداشت چیست؟ می‌گویی که عقب نیفتی؟! بعد یکی آمده منبر رفته از این منبری‌های امروزی‌ که اصلاً تعمد داشت در اینکه تمام الفاظ را در منبر از همین [کلمات] جدید سیخکى‌میخکى و همین ساختگی‌هایی که جدید آورده‌اند [استفاده ‌کند] خیلى باعث [خجالت است]! همین اعلامیه‌هایی که گفتمان مى‌زنند خب بگو مجلس بحث و انتقاد دینی. گفتمان می‌گویند! گفتمان و مرض! بعد آن روز راجع به این شعر فردوسى صحبت مى‌کردم:

    1. . این دو بیت منسوب به فردوسی است که در شاهنامه، نامۀ رستم فرّخ‌زاد به سعد بن أبی‌وقّاص، آمده است. (محقّق)