اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مجعولیت وجود در نظام هستی

تحلیل فلسفی رابطه علیت و نفی مجعولیت ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق یکی از مسائل بنیادین فلسفه، یعنی کیفیت تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مجعولیت ماهیت آغاز شده و با استناد به مبانی اصالت وجود، اثبات می‌شود که جعل الهی تنها به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیت که امری اعتباری است. در ادامه، ایشان با واکاوی حقیقت علیت، آن را به معنای نزول نفس علت در قالب معلول دانسته و بر این نکته تأکید می‌کنند که شناخت کنه این ارتباط، فراتر از تصورات ذهنی و نیازمند شهود قلبی است. در بخش پایانی، ضمن اشاره به نقش صورت‌های ذهنی و مکاشفات در ادراک انسانی، بر اهمیت مراقبت از خطورات ذهنی و خاطرات تأکید می‌شود؛ چرا که این صورت‌ها حقیقت وجودی انسان را در عوالم پس از مرگ شکل می‌دهند و هیچ‌گاه از بین نمی‌روند.

مجعولیت وجود در نظام هستی

2
  • ز شیر شتر خوردن و سوسمار***عرب را به جایی رسیده است کار
  • که تاج کیانی کند آرزو***تُفو بر تو ای چرخ گردون تفو1
  • من همان‌جا گفتم که تفو بر تو ای شاعر دون تفو!! همه [مبهوت شدند]. بعد مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ برای عمامه‌گذارى آمده بودند وقتى آمدند معلوم بود که اوه اوه خیلى توپشان پر است! در اندرونى بودند و دیگر شرکت نمى‌کردند فقط دو روز عید غدیر و عید نیمۀ شعبان و روز عاشورا، فقط این سه روز را شرکت می‌کردند. در اندرونی بودند بعد آمدند و شروع کردند به صحبت کردن که آن قضیۀ عربى‌زدائى و آن حرف‌ها را خیلى شدید مطرح کردند و آن صحبتشان بعد از منبر ما بود. خلاصه پسر که قبلاً رفت [آن‌طور بود] و پدر هم آمد این‌طور بود! به اندرونى رفتیم و مادرمان آمد گفت که این پدر و پسر مى‌توانند کار دست خودشان بدهند!! آقا هم آن‌قدر عصبانى بودند به اطاقشان رفتند! یا جلال ما در ایشان اثر گذاشته بود یا جلال ایشان در ما!! والده گفتند: این پدر و پسر مى‌توانند کار دست خودشان بدهند! واقعاً اگر اینها نبودند و این حرف‌ها را به ما یاد نمى‌دادند [ما الآن کجا بودیم]؟!

  • تعلیم علامه طهرانی به اولادشان کیفیت فهمیدن و فکر کردن را

  • براى ایشان نامه مى‌نوشتند و بعد این نامه را به ما مى‌دادند بخوانیم. ما ده دوازده سالمان بود از آن موقع‌ها مى‌گفتند که اشکال‌هاى این نامه را بگیر! بچۀ ده دوازده‌ساله بودیم و همین‌طور بزرگ شدیم، مى‌گفتند که اشکالاتش را بگیر. یکی از چیزهایى که ما از آن موقع یادمان است و [روش] آقا را می‌دانستیم اینکه مثلاً [اگر نامه] «بسمه تعالى» داشت، مى‌گفتیم که این اشکال اول؛ این نامه بسم الله ندارد! مى‌گفتند که بارک الله بارک الله این یک اشکال، دومی چیست؟ اصلاً کیفیت فکر کردن و فهمیدن را یاد مى‌دادند و از همان پایه به آن فهم شکل مى‌دادند از آن اول [این کار را می‌کردند] این مسئله خیلى مهم است! لذا ایشان از اول با بقیه فرق داشتند از همان زمان شاه فرق داشتند روى همین قضایا، مسائل عدیده و متفاوته درگیرهایشان با علماء طهران، مسائل ربوی، مسائل بانکی و کیفیت ادارۀ مسجد، از این نظر اصلاً پشت سر ایشان خیلى حرف بود. خدا رحمتشان کند سرمایه‌هایی بودند.

    1. . این دو بیت منسوب به فردوسی است که در شاهنامه، نامۀ رستم فرّخ‌زاد به سعد بن أبی‌وقّاص، آمده است. (محقّق)