اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مجعولیت وجود در نظام هستی

تحلیل فلسفی رابطه علیت و نفی مجعولیت ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق یکی از مسائل بنیادین فلسفه، یعنی کیفیت تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مجعولیت ماهیت آغاز شده و با استناد به مبانی اصالت وجود، اثبات می‌شود که جعل الهی تنها به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیت که امری اعتباری است. در ادامه، ایشان با واکاوی حقیقت علیت، آن را به معنای نزول نفس علت در قالب معلول دانسته و بر این نکته تأکید می‌کنند که شناخت کنه این ارتباط، فراتر از تصورات ذهنی و نیازمند شهود قلبی است. در بخش پایانی، ضمن اشاره به نقش صورت‌های ذهنی و مکاشفات در ادراک انسانی، بر اهمیت مراقبت از خطورات ذهنی و خاطرات تأکید می‌شود؛ چرا که این صورت‌ها حقیقت وجودی انسان را در عوالم پس از مرگ شکل می‌دهند و هیچ‌گاه از بین نمی‌روند.

مجعولیت وجود در نظام هستی

3
  • حِکمةٌ عَرشیة:

  • فالحقُّ فی هذهِ المَسألةِ عَلىٰ ما یُؤدّی إلیهِ النَّظرُ الصَّحیح هوَ مَجعولیةُ الوجودِ بِالجعلِ البَسیطِ لا نَفسُ الماهیاتِ لِعدمِ ارتباطِها فی حدودِ أنفُسِها بِالفاعلِ.1

  • مرحوم آخوند می‌خواهند در اینجا آن نتیجۀ بحث را مطرح کنند و می‌خواهند تعلق جعل به وجود را به یک نحو الزامی و به‌نحوی‌که لا مفرَّ مِنه باشد تثبیت کنند لذا از آن تعبیر به حکمةٌ عرشیه آوده‌اند تااینکه کیفیت تعلق جعل به‌ وجود و کیفیت ربط این موجود به جاعل [را مطرح کنند] و این مسئله باعث شده که این تعبیر و اصطلاح در اینجا براى این قضیه آورده بشود و مى‌فرمایند که نتیجۀ این بحث‌هایی که تابه‌حال در اقسام مختلفۀ جعل شد به اینجا رسیدیم که تعقل جعل نسبت به خود ماهیت مِن حیثُ هى هى معنا ندارد، زیرا ماهیت، شیئی نیست تااینکه موجب ارتباط با جاعل باشد و ماهیت خودش فی‌حدّ‌نفسه لا أیسٌ و لا لیسٌ درحالی‌که تعقل جعل باید به یک امرى محسوس و ملموس باشد که آن حیثیت ظهورى او در خارج باید عین همان حیثیت وجودى علت در یک مرتبۀ ضعیف‌تر باشد و ماهیت معلول که نمى‌تواند عین ماهیت علت باشد.

  • اهمیت مسئلۀ علیت!

  • این مسئلۀ علیت خیلى مسئلۀ مهمى است و من خیال مى‌کنم به ‌همین‌ جهت است که مرحوم آخوند در اینجا فرموده‌اند که این نحوۀ ارتباط مجهول الکنه و مبهم است ولى حقیقت و واقعیتش ثابت است. تا این مسئلۀ علیت براى انسان روشن نشود بسیارى از حقایق و دقایق فلسفه براى انسان همین‌طور مجهول مى‌ماند. بله، انسان الفاظى را استعمال مى‌کند و برداشت‌هاى مبهمى را دارد ولى این قضیۀ علیت کلید همۀ مطالب است و حتى به اعتقاد بنده مسئلۀ اصالة الوجود و تشخص در وجود و مراتب تشکیک در وجود هم بر مسئلۀ علیت استوار است لا بالعکس. گرچه در اینجا مرحوم آخوند مسائل علت و معلول را مسائلى است که بعداً ذکر مى‌کنند ولکن از نقطه‌نظر رتبی باید این مسئلۀ علیت را مقدم ذکر کرد، گرچه شاید از نقطه‌نظر سلسله مراتب معرفت و ادراک جا براى تقدم نباشد مثلاً تا شخص وجود را نداند نمى‌تواند به ظهورات وجود توجه کند و تا به ماهیت اطلاعى نداشته باشد نمى‌تواند او را امر اعتباری و حدود و ثغور وجود بداند تا مسئلۀ مراتب تشکیک براى او روشن نشود نمى‌تواند به قضیۀ علیت‌ در اینجا پی ببرد ولى از نقطه‌نظر خارجى و واقعى این مسئلۀ علیت بسیار مسئلۀ مهمى است که برداشت صحیح از علت اقتضاء مى‌کند که تمام بحث‌های اصالت ماهیت و تعلق جعل به ماهیت، مجعولیت ماهیت و مسائلى که حتى مربوط به عرفان نظرى است که مسئلۀ وحدت افعالى و صفاتى و اسمائى هست همۀ اینها با این قضیۀ علیت حل مى‌شود. لذا مى‌بینیم که بزرگان از جمله خود مرحوم آخوند و همین‌طور افرادى که بعداً آمدند و به‌صورت فارسى مسائلى را مطرح کردند حتى در قضیۀ قوه و فعل این مسئله هست و باز برگشت آن به مسئلۀ علیت است و افرادى که در این زمینه [مسائلی را مطرح کردند] به‌نظر مى‌رسد که در یک فى الجمله تردیدى در این قضیه واقع شدند به‌واسطۀ ورود خواطر و تفکرات مختلف از یک نظر و از نظر دیگر عدم وصول به حاق و کُنه حقیقت علیت از جهت دیگر در عبارتشان یک نوع اضطرابى نسبت به این مطلب دیده مى‌شود. در این ‌باره اگر رفقا مى‌خواهند به مطلب بیشتر توجه کنند در مبحث قوه و فعل از روش رئالیسم به آن مبحث مراجعه کنند و این اضطراب را در آنجا ببینند که آیا یک هم‌چنین چیزى مشاهده مى‌شود یا نه.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 414.