اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

مجعولیت وجود در نظام هستی

تحلیل فلسفی رابطه علیت و نفی مجعولیت ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق یکی از مسائل بنیادین فلسفه، یعنی کیفیت تعلق جعل به موجودات می‌پردازند. بحث با نقد دیدگاه‌های رایج درباره مجعولیت ماهیت آغاز شده و با استناد به مبانی اصالت وجود، اثبات می‌شود که جعل الهی تنها به وجود تعلق می‌گیرد، نه به ماهیت که امری اعتباری است. در ادامه، ایشان با واکاوی حقیقت علیت، آن را به معنای نزول نفس علت در قالب معلول دانسته و بر این نکته تأکید می‌کنند که شناخت کنه این ارتباط، فراتر از تصورات ذهنی و نیازمند شهود قلبی است. در بخش پایانی، ضمن اشاره به نقش صورت‌های ذهنی و مکاشفات در ادراک انسانی، بر اهمیت مراقبت از خطورات ذهنی و خاطرات تأکید می‌شود؛ چرا که این صورت‌ها حقیقت وجودی انسان را در عوالم پس از مرگ شکل می‌دهند و هیچ‌گاه از بین نمی‌روند.

مجعولیت وجود در نظام هستی

5
  • براین‌اساس ماهیت نمى‌تواند مجعول باشد. صیرورت هم که اصلاً طبیعى است و جایى براى این مسئله نیست زیرا صیرورت عبارت از اعتبار است و اتصاف وجود به ماهیت، برگشت وجود به ماهیت، اینکه وجود داراى ماهیت بشود، ماهیت پیدا کردن و متصف به ماهیت شدن این اتصاف یک امر اعتبارى است که وجود این امر اعتبارى قبل از تعلق جعل نیست بلکه وجود امور اعتباریه به‌لحاظ منشأ انتزاع آنها بعد از تحقق موصوف در خارج است والاّ قبل از آن معنا ندارد که امور اعتباریه وجود داشته باشند و بر آنها حکم بشود و آنها بتوانند موضوع یا محمول قرار بگیرند. در هردو صورت این باید مسبوق به ‌وجود خارجی باشد درحالی‌که امور اعتباریه خودش فی‌حدّنفسه یک امر اعتبارى و انتزاعى است و منشأ انتزاعش است که باید بحث را به منشأ انتزاع برد و هیچ‌وقت جعل که افاضۀ علیت و اضافۀ اشراقیت است به امر اعتبارى تعلق نمى‌گیرد. خود شما دارید مى‌گویید که اعتباری، از همان اول دارید تکلیفتان را روشن مى‌کنید. آن‌وقت چطور ممکن است که ارادۀ جاعل به یک اعتبارى تعلق بگیرد؟ اگر به امر اعتبارى تعلق بگیرد بنابراین دیگر وجود خارجى ندارد و وجود خارج دیگر معنا ندارد. چند نفر در اینجا نشسته‌اند وجود خارجى اینها همین آحادى است که یک‌یک داریم مشاهده مى‌کنیم. یک امر اعتبارى بر اینها بار است که آن جهت اجتماع آنها است خب آن امر اعتبارى با رفتن از این در هم ازبین مى‌رود پس جاعل مى‌خواهد به چه تعلق بگیرد؟! مگر آن امر اعتبارى همیشه با انسان مى‌ماند؟! تا وقتی که افراد بیایند و در یک جا جمع بشوند حکم به اجتماع بر آنها صادق است اما وقتی که یکى‌یکى از این در بیرون رفتند و از دو نفر یک نفر اینجا ماند [دیگر اجتماع نیست] عین مسلم بن عقیل بنده خدا مظلوم که یکى‌یکى شمرد حالا سی نفر پشت سرش ایستاده‌اند 29تا شدند بعد 25تا شدند! تا آخر سر پشت سرش را که نگاه کرد دید [هیچ کسی نیست]1 عجب مردم بى‌حیایى بودند واقعاً عجب! نماز عشا را که خواند دید یک نفر هم نیست همه الفرار!! این دین مردم همین است‌ هان! این دین مردم که این‌قدر برای آن به سرمان مى‌زنیم همین است. واقعاً این قضیه براى خود من که خیلى ملموس و عجیب است! نگاه مى‌کند یک نفر هم پشت سرش نیست اِ اِ همین‌هایی که دعوتش کردند! چه مى‌گویند که این عرب‌ها مهمان‌نواز هستند؟! خودت دعوت کردی بى‌حیا! نامه دادى فلان کردى هان؟! حالا این هیچى بعد آمدند سر امام حسین علیه‌السّلام را گرفتند و کشتند آن که دیگر عالی‌تر از این شد! بله، خلاصه از آن هیئت اجتماعیه‌ای که سی هزار نفر هستیم و شمشیرها همه آماده است و درخت‌ها سبز شده است! از آن هیئت اجتماعیه [هیچ کسی نماند] چون اعتبارى بود آقاى... به جان شما! چون این هیئت اجتماعى اعتبارى بود با یک اعلامیه رفت! با یک [شایعه که] لشکر یزید ده فرسخى کوفه هست پدرتان را درمی‌آورد رفتند! حالا نرفتند ببینند هان! الفرار! برو ببین شاید دارد دروغ مى‌گوید! از کجا دارد این حرف‌ها را می‌زند؟! با یک شایعه رفتند! الآن هم همین است ‌هان! الآن همان است با یک شایعه خلق سریع به این‌طرف می‌رود و با یک شایعه همان‌هایی که رفتند همان‌ها برمى‌گردند فقط با یک شایعه و یک خبر و یک مطلب [می‌روند]! نه در رفتن تفکر و ثبات قدم هست و نه در برگشتن ثبات قدم و تفکر است شاید آن‌طرف هم دروغ مى‌گویند! بایست ببین مسئله چیست تحقیق و تفحص کن بعد راهت را انتخاب کن چون اعتبارى بود وقتى مسئله اعتبارى است دیگر اسمش همراهش هست و به اعتبار هم جعل تعلق نمى‌گیرد.

    1. الإرشاد، ج 2، ص 54.