اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل اصالت وجود و ماهیت در جعل

بررسی نسبت میان وجود، ماهیت و جعل در دیدگاه حکما

0
اسفار
اسفار

این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان جعل، وجود و ماهیت می‌پردازد و با نقد دیدگاه‌های مشهور، به تحلیل جایگاه هر یک در نظام هستی می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با بررسی اشکالات وارد بر نظریه اتصاف ماهیت به وجود، به تبیین این نکته می‌پردازد که در مقام واقع و نفس‌الأمر، اصالت با وجود است و ماهیت امری انتزاعی و اعتباری محسوب می‌شود. در ادامه، سیر بحث به تحلیل کلام محقق طوسی و تبیین تقدم وجود بر ماهیت در مقام حقیقت و تأخر آن در مقام تحلیل عقلی کشیده می‌شود. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از بروزات مختلف یک صورت واحد در مراتب هستی، به تبیین این حقیقت می‌پردازد که آنچه در خارج محقق می‌شود، وجود است و عقل پس از آن، ماهیت و اوصاف آن را انتزاع می‌کند. در نهایت، تفاوت دیدگاه اصالت وجود با اصالت ماهیت در تبیین رابطه میان خالق و مخلوق روشن می‌شود.

تحلیل اصالت وجود و ماهیت در جعل

1
  • درس پانصد و پنجاه و یکم

  • نتیجۀ بحث دربارۀ اقسام مختلفۀ جعل (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • مرحوم آخوند راجع به کیفیت تعلق جعل مطلبی را نقل کرده‌اند که عنوان آن حکمةٌ عرشیة است که حکایت از تعلق جعل بسیط به نفس وجود است، نه به ماهیات زیرا ماهیات قابل تعلق به جعل نیستند.

  • اشکال و إن قلتی که نسبت به کلام ایشان مطرح شد این بود که چرا شما اتصاف را در اینجا فراموش کردید و اتصاف را از نظر دور نگه داشتید؟ در اتصاف کمی مسئله به جعل بسیط موجود است و ما در اتصاف احتیاج به جعل مرکب و هلیّت مرکبه نداریم. همین‌که خود آن ماهیت متعلق برای جعل واقع می‌شود انتزاع وجود از او می‌شود و احتیاج به شیء دیگر و نیاز به مسئلۀ دیگری نیست تااینکه مسئلۀ ثبوتُ شیءٍ لِشیءٍ فَرعُ ثبوتِ المثبت له باشد و اقتضاء تَقدمُ الشّیء عَلی نَفسه باشد و امثال‌ذلک. بلکه در اینجا خود اتصاف عبارت از تحقق وصف وجود در خارج برای ماهیت است بِلا دخالةِ شیءٍ آخَر این اشکالی که نسبت به کلام مرحوم آخوند شد. جوابی از این مسئله می‌دهند.

  • جواب اول اینکه اصلاً خود اتصاف یک معنای اعتباری است؛ اتصاف ماهیت معنای اعتباری است. حالا اتصاف به هر یک از دو معنا چه اتصاف به ماهیت بالوجود بگیریم یا صیرورت ماهیت موجوده بگیریم فرقی نمی‌کند در هردو که آن جنبۀ وصفیت پس از تعلق جعل باشد این مسئله موجب اعتباریت است و خود ماهیت، این مسئله را به یک مسئلۀ اعتباری تبدیل می‌کند و از آن جهت تکوینی و حیثیت تکوینی خودش بیرون می‌آورد لذا جعل هم که به مسئلۀ واقع و حقیقت و تکوین برمی‌گردد، نه به جهت آن حیثیت اعتباریه. بله، پس از تعلق جعل و پس از اینکه شیء در خارج محسوس و ملموس بود، آن موقع می‌توانیم مسائل عدیده‌ای را انتزاع کنیم؛ ذاتیات را انتزاع کنیم، اتصاف ماهیت بالوجود را انتزاع کنیم، صیرورت را و هرچه که می‌خواهید انتزاع کنید این برای پس از مرتبۀ تعلق جعل است، نه به عبارت دیگر قبل از آن.