اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان جعل، وجود و ماهیت می‌پردازد و با نقد دیدگاه‌های مشهور، به تحلیل جایگاه هر یک در نظام هستی می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با بررسی اشکالات وارد بر نظریه اتصاف ماهیت به وجود، به تبیین این نکته می‌پردازد که در مقام واقع و نفس‌الأمر، اصالت با وجود است و ماهیت امری انتزاعی و اعتباری محسوب می‌شود. در ادامه، سیر بحث به تحلیل کلام محقق طوسی و تبیین تقدم وجود بر ماهیت در مقام حقیقت و تأخر آن در مقام تحلیل عقلی کشیده می‌شود. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از بروزات مختلف یک صورت واحد در مراتب هستی، به تبیین این حقیقت می‌پردازد که آنچه در خارج محقق می‌شود، وجود است و عقل پس از آن، ماهیت و اوصاف آن را انتزاع می‌کند. در نهایت، تفاوت دیدگاه اصالت وجود با اصالت ماهیت در تبیین رابطه میان خالق و مخلوق روشن می‌شود.

تحلیل اصالت وجود و ماهیت در جعل

توضیحات:

این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان جعل، وجود و ماهیت می‌پردازد و با نقد دیدگاه‌های مشهور، به تحلیل جایگاه هر یک در نظام هستی می‌پردازد. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این بحث، با بررسی اشکالات وارد بر نظریه اتصاف ماهیت به وجود، به تبیین این نکته می‌پردازد که در مقام واقع و نفس‌الأمر، اصالت با وجود است و ماهیت امری انتزاعی و اعتباری محسوب می‌شود. در ادامه، سیر بحث به تحلیل کلام محقق طوسی و تبیین تقدم وجود بر ماهیت در مقام حقیقت و تأخر آن در مقام تحلیل عقلی کشیده می‌شود. این جلسه با ارائه مثال‌هایی از بروزات مختلف یک صورت واحد در مراتب هستی، به تبیین این حقیقت می‌پردازد که آنچه در خارج محقق می‌شود، وجود است و عقل پس از آن، ماهیت و اوصاف آن را انتزاع می‌کند. در نهایت، تفاوت دیدگاه اصالت وجود با اصالت ماهیت در تبیین رابطه میان خالق و مخلوق روشن می‌شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل اصالت وجود و ماهیت در جعل

14
  • اینکه شما در اینجا می‌فرمایید این مسئله نمی‌تواند به‌عنوان تمام العلة باشد زیرا بالأخره وقتی که یک شخصی در خارج یک امری را مشاهده می‌کند بر حسب تحلیل عقلی هم بخواهد باشد بالأخره می‌آید یک وجود حقیقی را اثبات می‌کند و نمی‌تواند بگوید که وجود حقیقی‌اش اعتباری است. او که نمی‌تواند این مسئله را بگوید؛ یعنی این تقدم ماهیت بر وجود در خارج نفی وجود را نمی‌کند. بله، ممکن است در اینجا بگوییم که مسئلۀ تقدم و تأخر مطرح است. اشکال ندارد در مسئلۀ تقدم و تأخر حالا ما با شما راه می‌آییم و ماهیت در خارج متقدم بر وجود است ولی نفی وجود را که نمی‌کند! آن‌وقت نقل کلام در آن وجود می‌کند آن وجودی که هست و شما نمی‌توانید او را نفی کنید آن وجود چه جایگاهی دارد؟ آیا اعتباری است و از این شیء خارج که مشاهد ما است انتزاع شده است؟ این‌طور است؟ بنابراین عقل تحلیل به ‌وجود و ماهیت نکرد بلکه عقل آمد یک امر حقیقی را ثابت کرد و آن‌هم ماهیت است و وجود هم که کشک است و فایده‌ای ندارد! مثل اینکه شما بگویید که عقل الآن این فرش را به یک رنگی و به یک پشمی تحلیل می‌کند و این پشم و این سجّاد و فرشی که الآن در اینجا هست و ما روی آن نشسته‌ایم دو چیز دارد؛ یکی خود ماده است و یکی هم همان صورت نوعیه‌اش است. حالا رنگ و اینها که عوارض است. صورت نوعیه‌اش که همان صورت صوفیت و پشمیت و اینها باشد این صوفی که الآن هست این صورت برای این ماده است. این تحلیلی که عقل می‌کند ما به تقدم و به تأخر کار نداریم آیا صورت مقدم بر ماده است یا ماده مقدم بر صورت است؟ این خودش یک بحثی است که می‌گویند که نه، آن صورت مقدم بر ماده است. بله، نسبت به ماده به‌عنوان هیولا، هیولا بر صورت مقدم است چون هیولا به معنای قوه است و بعد فعلیت پیدا می‌کند ولی از آن‌طرف تا شیئی صورت نداشته باشد فعلیت ندارد و وقتی فعلیت نداشته باشد تحول پیدا نمی‌کند. این عقل که می‌آید الآن این فرش را به یک ماده و به یک صورت نوعیه تحلیل می‌کند آیا می‌تواند با اثبات صورت نوعیه ماده را نفی کند؟ پس این صورت نوعیه به چه قرار گرفته است؟ صورت به هوا که تعلق نگرفت! یک ماده‌ای در آن هست حالا آن ماده الآن به‌صورت صوفیت درمی‌آید فردا این ماده به‌صورت رمادیت درمی‌آید و رماد می‌شود. صورتش عوض شد آنهایی که قائل به تقدم ماهیت بر وجود در خارج هستند با اثبات تقدم که نمی‌توانند نفی وجود را بکنند! بله، برفرض اینکه در خارج ماهیت مقدم بر وجود است برحسب تحلیل عقلی، چون تا شیء در خارج نباشد انسان نمی‌تواند جنس و فصل برای او اثبات کند، باید در خارج باشد و در خارج بودن به معنای تعلق ماهیت به‌ وجود است چون وجود بدون ماهیت که نمی‌شود در خارج باشد. آن وجود بدون ماهیت مربوط به ذات باری است والاّ هر وجودی در خارج ماهیتی می‌خواهد پس اگر عقل بخواهد حکم به ‌وجود و ماهیت کند این مترتب بر این است که این ماهیت متصف به ‌وجود در خارج شده باشد. حالا ماهیت در خارج به‌حسب تحلیل عقلی بر وجودش مقدم است چون تا وجود صورت خارجی نگیرد عقل نمی‌تواند تحلیل کند پس تحلیل عقل متأخر از صورت گرفتن وجود است که همین ماهیت می‌شود ولی این نفی وجود را نمی‌کند، نفی وجود از کجا آمد؟!

/ 260