اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جعل و افاده وجود در کلام بهمنیار

تفاوت ایجاد و ایجاب در نظام هستی و نسبت آن با ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تکیه بر کلام بهمنیار در کتاب «التحصیل»، به تبیین دقیق معنای «افاده وجود» و تفاوت آن با «ایجاد» می‌پردازند. بحث از اینجا آغاز می‌شود که فاعلِ هستی‌بخش، وجود را به معنای خلقِ ماهیت ایجاد نمی‌کند، بلکه حقیقتِ وجود را به منصه‌ی ظهور می‌رساند. در ادامه، این مسئله با نگاهی به مراتب هستی و تفاوت میان «ایجاب» و «ایجاد» بررسی شده و روشن می‌شود که چگونه وجودِ اطلاقی با پذیرش حدود و قیود، به مراتبِ امکانی و ماهوی تنزل می‌یابد. در این مسیر، استاد با نقدِ نگاه‌های سطحی به مفاهیم عرفانی، بر این نکته تأکید می‌کنند که تمامِ دعواهای تاریخی با عرفان، نه بر سرِ مبانی علمی، بلکه ناشی از تقابل با «نفس» و «أنانیت» است. در نهایت، جلسه با تبیین ضرورتِ ترکیب در موجودِ معلول و پیوندِ ناگسستنی میان علت و معلول به پایان می‌رسد.

تبیین حقیقت جعل و افاده وجود در کلام بهمنیار

3
  • خمر حلال!

  • آن مصداقی که حلال است عبارت از آن مصداقی است که انسان را از أنانیت بیرون می‌کند. ذکر بزرگان که انسان را از أنانیت می‌آورد خمر است! مجلس ذکری که انسان را از استقلال بیرون می‌آورد خمر است! حالتی که در توسلات برای انسان پیش می‌آید و انسان احساس خودیت نمی‌کند در آن خمر است! عبادتی که انجام می‌دهد و در آن عبادت دیگر هیچ چیزی را جز او نمی‌بیند و از خود بیخود می‌شود و روی زمین می‌افتد مثل امام صادق علیه‌السّلام،1 همۀ اینها خمر است! خمر یعنی جذباتٌ مِن الرحمان که بر قلب بنده به‌واسطۀ ظهورات مختلف بخورد و به‌واسطۀ این جذبه، انسان این جنبۀ أنانیت خود و نفسانیت خود را ازدست بدهد. این معنای آن است. منتها ما از بابی که فقط این خمر را در یک مظهر مشاهده می‌کنیم و آن مظهر فقط مظهر نفسانی، شیطانی، حیوانیت و بدمستی و خلاصه همین مسائل شهوانی و اینها است، ما دیگر متوجه مصادیق اعلاء و آن مراتب علیای برای معنای عام و معنای شمول نیستیم و شارع هم که خمر را نیز حرام می‌کند بر همین اساس حرام می‌کند بنابراین استعمال لفظ ﴿خَمۡرٖ﴾ نه مجاز است و نه در آنجا عنایتی بوده بلکه عین حقیقت است و بلکه آن حقیقت علیا که از همۀ این مصادیق بالاتر و ظهور معنای خمریت در آن حقیقت از همه بیشتر است. این اصلاً به حساب‌وکتاب نمی‌آید! بعد هم خلاصه همین مطالب دیگر می‌آید و بعد برای انسان چیز می‌کند. صحبت در این است که گاهی اوقات هم مقدس‌بازی کار دست آدم می‌دهد!

  • وَ إفادة الوجودِ... این ظهوری که الآن در خواب و اینها هست همۀ اینها ظهورات وجوب است نه ایجاد وجوب! ظهور تفاوت می‌کند؛ آن معنا به این شکل ظاهر می‌شود بعد همین معنا به شکل دیگر تااینکه لباس ماده می‌پوشد. و إفادة الوجود به چه معنایی است؟ افادۀ حقیقت وجود است نه افادۀ وجود وجود! وجود را افاده نمی‌کند. در جلسۀ قبل عرض کردم که این پاراگرافی که ایشان دارند همان معنای ما جَعَلَ اللَهُ المِشمِشَةَ مِشمِشَةً بَل أوجَدَها2 است منتها ایشان با این عبارات بیان کردند. وقتی که فاعل وجود را افاده می‌کند وجودِ وجود را افاده نمی‌کند که به وجود وجود ببخشد این تحصیل حاصل است بلکه حقیقت وجود را افاده می‌کند حقیقت وجود یعنی نفس الوجود همان نفس الوجود را به صورت درمی‌آورد این معنایش است.

    1. فلاح السائل، ج ۱، ص ۱۰۷؛ الله شناسى، ج ‌2، ص 82.
    2. . منسوب به بوعلی. امام شناسی، ج 1، ص 115:
      «خداوند ماهیت زردآلو را زردآلو نکرده است، بلکه ایجاد زردآلو نموده است.»