
حقیقت مکتب عرفان و حریت انسان
تمایز میان مکتب حق و مدعیان عرفان در مسیر سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم حریت و آزادگی در مکتب اولیاء الهی، به نقد رویکردهای سطحی و مدعیان عرفان میپردازد. ایشان با اشاره به قصص انبیاء و سیره ائمه اطهار علیهمالسلام، تبیین میکند که مسیر حق، راهی مبتنی بر عقلانیت، اتقان و نقد علمی است و نباید با تعصبات یا انانیتهای شخصی آمیخته شود. استاد با بررسی نمونههایی از تاریخ و برخوردهای صورتگرفته با اهل حق، نشان میدهد که چگونه اهل دنیا با مواجهه نفسانی، سعی در محدود کردن حقیقت دارند. در نهایت، این سخنرانی با تأکید بر لزوم تشخیص دقیق میان دیدگاههای ولایی و سیاسی، مخاطب را به تفکر در مبانی سلوک و پرهیز از تقلید کورکورانه دعوت میکند تا سالک بتواند با بصیرت، مسیر صحیح را از مدعیان دروغین بازشناسد و در دام ظواهر گرفتار نشود.
حقیقت مکتب عرفان و حریت انسان
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با تأکید بر لزوم حریت و آزادگی در مکتب اولیاء الهی، به نقد رویکردهای سطحی و مدعیان عرفان میپردازد. ایشان با اشاره به قصص انبیاء و سیره ائمه اطهار علیهمالسلام، تبیین میکند که مسیر حق، راهی مبتنی بر عقلانیت، اتقان و نقد علمی است و نباید با تعصبات یا انانیتهای شخصی آمیخته شود. استاد با بررسی نمونههایی از تاریخ و برخوردهای صورتگرفته با اهل حق، نشان میدهد که چگونه اهل دنیا با مواجهه نفسانی، سعی در محدود کردن حقیقت دارند. در نهایت، این سخنرانی با تأکید بر لزوم تشخیص دقیق میان دیدگاههای ولایی و سیاسی، مخاطب را به تفکر در مبانی سلوک و پرهیز از تقلید کورکورانه دعوت میکند تا سالک بتواند با بصیرت، مسیر صحیح را از مدعیان دروغین بازشناسد و در دام ظواهر گرفتار نشود.
حقیقت مکتب عرفان و حریت انسان
15تلمیذ: ﴿نُؤۡمِنُ بِبَعۡضٖ وَنَكۡفُرُ بِبَعۡضٖ﴾1 ایشان عقلش نمیرسید...؟
عین مرحوم بهشتی که وقتی در آلمان بودند از ایشان سؤال کردند دربارۀ این آیۀ قرآن که ﴿ٱلرِّجَالُ قَوَّٰمُونَ عَلَى ٱلنِّسَآءِ﴾2 شما چه میگویید؟ ایشان میگوید که تا آنجایی که ما از اسلام فهمیدیم اسلام قانون مساوات است. یعنی آیه را قبول نداریم! حالا بندۀ خدا آقای مطهری نگفته است که قرآن را قبول نداریم اما ایشان دیگر عالیتر کرد و گفت که تا آنجا که ما از اسلام میدانیم قانون مساوات است! یعنی قبول نداریم حالا خجالت میکشد [این را بگوید] یک حرف دیگر است صاف یعنی قبول نداریم! من آمدم گفتم که آقا حق چیز دیگر است؛ حق بالاتر است و ضوابط و ملاکاتش هم این است و برای افرادی که میخواهند به آنجا برسند من آمدم این کتاب را نوشتهام والاّ برای افرادی که بیایند بگویند که آقا اصلاً نگاه کردن به این کتاب حرام است، من که برای آنها این را ننوشتهام!! برای آنهایی که بلند شوند بهجای اینکه بروند فکر کنند و در مطالبش تفحص و تحقیق کنند بیایند بگویند که این آقا آمده به آقای مطهری در اینجا اعتراض کرده است. یکی آمده گفته که ایشان که هر کسی را در این کتاب نوشته رد کرده است! چهکار کنم؟! بیایم اثبات کنم؟!
اولاً ما هر کسی را در این کتاب نیاوردیم رد کنیم اینطور نبوده است. بالأخره از زمان خلقت آدم تا زمان ظهور حضرت میلیاردها میلیارد افراد بشر بودند، ما به مناسبت مطلب آمدیم افرادی را که موقعیت آنها بالمجاز یا بالحقیقه دارد جایگزین موقعیت حق در مواضع مختلف میشود، آنها را روشن کردیم از نظر علمی آقای مطهری را آمدیم روشن کردیم فایده ندارد، از نظر حالی آن آقای کذا آن شیخ جعفر ... روشن کردیم فایده ندارد. از نظر کسانی که الآن در جامعه بهعنوان مرتبط با امام زمان هستند و اخبار از مسائل ظهور و فلان میدهند فایده ندارد، ببینید یکییکی [بررسی کردیم] از نظر افرادی که اینها به جاهایی رسیدهاند ولیکن هنوز به آن عرفان دسترسی پیدا نکردهاند فایده ندارد. اگر اینها را مطرح نکنم پس بیایم چه بگویم؟! چه مثالی بیایم بزنم؟! هان؟! پس چه بیایم بگویم؟! باید بگویم که این در عین اینکه دارای این مقام است [فایدهای ندارد] اگر من نگویم که آقای حداد به شیخ جعفر مجتهدی گفتند که تو حاضری آنچه که داری را از تو بگیرم و بهترش را به تو بدهم، بدنش شروع به لرزیدن کرد و گفت که نمیدهم، تا من این را نگویم چه کسی میتواند فرق بین این مکتب و آن مکتب را بفهمد با اینهمه مسائل و خوارق عاداتی که خودشان شنیدند و از افراد دیدند چه کسی میتواند بفهمد؟! باید در اینجا یک مسئلهای مطرح بشود که بین این مکتب و آن مکتب، این فرق هست. این مکتب امام صادق علیهالسّلام است که به آن هندی میگوید که اسلام را قبول بکن. میگوید که قبول نمیکنم. میگوید: تو که گفتی من مخالفت با نفس میکنم! مخالفت با نفس کرد امام همه را از او گرفت و گفت که حالا به او بهترش را میدهم.3 از اصحاب خاص موسی بن جعفر یا امام صادق شد. هر کاری هم میکرد اینها میگویند که اینهم دارد همان کار را میکند. آن کسی که میگوید: به فضل مولا چشمم را که میبندم همه کرۀ زمین را میبینم این دارد أنانیت خودش را میگوید. این را چه کسی میفهمد؟! پشت کتاب ایشان هم زدند و میگویند که عجب! راست میگوید. راست هم میگوید نهاینکه دروغ بگوید. اگر دروغ میگفت دروغش برملا میشد! راست میگوید ولی این راست آیا حکایت از تحقق از یک امر حق میکند یا نه؟ از کدام مسئله این راست دارد حکایت میکند و از کدام مطلب دارد پرده برمیدارد؟!
- . سوره نساء(4) آیه 150. حيات جاويد، ص 33 و 34.
«ما به بعضى از آيات که مطابق ميل و سليقه و مصلحت شخصى و اجتماعى ماست، ايمان مىآوريم و به بعضى که مخالف مصالح ماست، کفر مىورزيم.» - . سوره نساء (4) آیه 34. رساله بديعه، ص 78:
«مردان بر زنان قيموميّت دارند.» - . کشکول، بحرانى، ص 358.
- . سوره نساء(4) آیه 150. حيات جاويد، ص 33 و 34.
