
تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه
تحلیل نسبت فعلیت و قوه در حرکتهای تدریجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت حرکت در مقولات و پاسخ به اشکالات پیرامون فعلیت متحرک در زمان حرکت میپردازند. بحث با نقد نظریه ضرورت مکان بالفعل برای متحرک آغاز شده و با تبیین دیدگاه علامه دوانی درباره حرکت توسطیه ادامه مییابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان حرکت توسطیه و حرکت قطعیه تشریح میشود؛ به این معنا که حرکت توسطیه تبدل قوه به فعل در هر آن است که به حرکت قطعیه در خارج منجر میشود. استاد با نقد دیدگاههای پیشین، بر این نکته تأکید دارند که متحرک در حال حرکت، دارای یک فرد زمانی واحد و سیال است و تقسیمات آن به آنات غیرمتناهی، امری ذهنی و عقلی است، نه خارجی. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه حرکت جوهری در اشتداد وجودی و تفاوت آن با حرکت در اعراض ختم میشود تا مخاطب به درکی روشن از نحوه اتصاف متحرک به فعلیت در بستر زمان دست یابد.
تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت حرکت در مقولات و پاسخ به اشکالات پیرامون فعلیت متحرک در زمان حرکت میپردازند. بحث با نقد نظریه ضرورت مکان بالفعل برای متحرک آغاز شده و با تبیین دیدگاه علامه دوانی درباره حرکت توسطیه ادامه مییابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان حرکت توسطیه و حرکت قطعیه تشریح میشود؛ به این معنا که حرکت توسطیه تبدل قوه به فعل در هر آن است که به حرکت قطعیه در خارج منجر میشود. استاد با نقد دیدگاههای پیشین، بر این نکته تأکید دارند که متحرک در حال حرکت، دارای یک فرد زمانی واحد و سیال است و تقسیمات آن به آنات غیرمتناهی، امری ذهنی و عقلی است، نه خارجی. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه حرکت جوهری در اشتداد وجودی و تفاوت آن با حرکت در اعراض ختم میشود تا مخاطب به درکی روشن از نحوه اتصاف متحرک به فعلیت در بستر زمان دست یابد.
تبیین حرکت توسطیه و قطعیه در فلسفه
13پس یک زمان یک سیال فعلیت، یک فعلیت است همانطوریکه فعلیت زمان فعلیت واحده است همانطور هم این متحرک بیچاره که در آن زمان هست یک فعلیت دارد و فعلیتش، فعلیت واحده است و آن تلبس به همان زمان است.
مُتصلٌ غَیرُ قارٍ ذو هویةٍ مُتکممةٍ اتِّصالیة ... این قرار ندارد و این فرد، فردی نیست که قار باشد غیر قارّ الذات است و دارای هویتی است که آن هویت هویت کمّی و اتصالی است و انقطاع ندارد. تمام آن حدودهایی که در آنات فرض میشود همۀ آنها در آن داخل است چون واحد، سیال است. شما هزارتا «آنْ» هم تصور بکنید این همۀ آنات را به یک فعلیت واحد در وجود خودش دارد.
تلمیذ: شما با تحلیل عقلی ثابت کردید در آنجایی که افزایش جرم [داریم] و ... افزایش سرعت ...؟
استاد: آن بحث یک بحث دیگر است و آن یک چیز دیگر است که خود افزایش جرم آن افزایش، افزایش حجم است.
تلمیذ: نه حجم آن ثابت است و جرم آن افزایش پیدا میکند.
استاد: خب باشد حجم است. سنگین میشود باز کمش زیاد میشود و فرق نمیکند.
تلمیذ: مقدار جرم زیاد میشود.
استاد: زیاد شدن مقدار جرم یا وزن را زیاد میکند ...
تلمیذ: خب وزن وقتی هست که اصلاً جاذبه باشد. بحث در جایی است که اصلاً جاذبه نباشد.
استاد: نه، در یک نقطۀ خاص بالأخره این در ارتباط با این وقتی که جاذبه زیاد هست، وقتی که جاذبۀ ثابت بگیریم چه تحولی در آن پیدا میشود؟
تلمیذ: فرض کنیم که جاذبه نباشد ولی جرم افزایش پیدا میکند. سرعتهایی که در قابل مقایسه با نور هستند آنجا جرم افزایش پیدا میکند.
استاد: ببینید با افزایش جرم بالأخره چه پدیدهای در آن پیدا میشود؟ یا باید حجمش زیاد بشود یا باید در آنجا به خودِ آن مولکولها چیزی از خارج اضافه شود یعنی بهواسطۀ آن ارتباطی که با محیط و اطراف دارند جرم را از خارج در خودشان میگیرند و وقتی در خودشان گرفتند حالا شما بگویید که وزن زیاد نمیشود بالأخره حجم در وجودِ خودش و آن تراکم بیشتر میشود. تراکم بیشتر شدن خودش یک حجم تعلیمی است و باز همین اشتداد عَرَض در آن هست.
