اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد دیدگاه مشائین درباره اشتداد و ضعف در ماهیت

بررسی تفاوت‌های ذاتی و عرضی در حقیقت اشیاء

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فلاسفه مشاء پیرامون مسئله اشتداد و ضعف در ماهیت می‌پردازند. بحث با تحلیل دلیل مشائین مبنی بر عدم وجود اشتداد و ضعف در ذات هویت وجود آغاز می‌شود و با تبیین دیدگاه اشراقیون در نقد این نظریه ادامه می‌یابد. محور اصلی سخن، واکاوی این پرسش است که آیا اختلاف در شدت و ضعفِ کیفیاتی مانند سیاهی، به ذات آن حقیقت بازمی‌گردد یا ناشی از عوارض خارجی و فصل‌های ممیز است. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، سیر منطقیِ نقدِ این دیدگاه را ترسیم کرده و نشان می‌دهند که چگونه ارجاعِ شدت و ضعف به عوارض، منجر به تسلسل یا نقضِ قواعد منطقی در باب مقومیتِ فصل می‌شود. در نهایت، با طرح مسئله وجود ذهنی، این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که ادراکِ شدت و ضعف، پیش از آنکه در خارج باشد، در ذهن تحقق دارد و نمی‌توان آن را صرفاً به عوارضِ مادی نسبت داد.

نقد دیدگاه مشائین درباره اشتداد و ضعف در ماهیت

1
  • درس پانصد و هفتادم

  • بررسی دلیل اشراقیون براى بطلان مسئلۀ مشائین براى عدم اشتداد و ضعف در خود ذات هویت (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • خیال مى‌کنم آن دلیل مشائین براى عدم اشتداد و ضعف در خود ذات هویت وجود را خواندیم و اشکالى که مرحوم آخوند به آن کردند نسبت به آن‌هم خواندیم. تا آنجایى که در نظرم هست بحث رسید به دلیل اشراقیون براى بطلان مسئلۀ مشائین یعنى عبارت آشناست.

  • وَ أیضاً الاختِلافُ بَینَ السَّوادَینِ مَثلاً إذا کانَ بِفَصلٍ فالفَصلُ الَّذی یُمَیِّزُ أحَدَهُما عَنِ الآخَرِ لَیسَ بِمُقوِّمٍ لِحَقیقَةِ السَّوادِ و إلاَّ لَم یَکُن مُمَیِّزاً لَهُ بَل هوَ فَصلٌ مُقَوَّمٌ لَهُ مُقسمٌ لِلسَّوادِ المُشتَرَکِ بَینَهُما الَّذی هوَ جنسٌ لَهُما عَلَى هَذا التَّقدیرِ.1

  • خب براى یادآورى مطلب گذشته مجملاً مرحوم آخوند بحث را در قضیۀ اشتداد و ضعف در وجود مطرح کردند که تشکیک در وجود به معنای جنبۀ اشتداد و ضعف است. در اینجا یک قسم دیگرى را از نظر اشتداد و ضعف در حقیقت و ماهیت شیء ایشان مطرح مى‌کنند که آن غیر از جنبۀ زیادى و کمى در خود جسم به معناى حجیم بودن و توسعه پیدا کردن است. برگشت این مسائل به کم یا کیف به اینها هست که مسئله مورد اختلاف بود که آیا کم شدت پیدا مى‌کند یااینکه از مقولۀ متواطی‌ است. آیا کیف اشتداد پیدا مى‌کند یا از مقولۀ متواطی است و صدق این طبیعتِ کیفى بر معروضات خودش و بر افراد خودش این صدق، صدق على‌السویه است.

  • این مسئله‌اى بود که ایشان مطرح کردند. البته خود ایشان بعداً در مسئلۀ حقیقت جوهریه که خواهد آمد، این قضیه را باز مى‌کند و همان‌طوری‌که درنظر رفقا باشد در این قضیه اشتداد و ضعف در حقیقت جوهریه جاى صحبت دارد و در آنجا مطالبى خدمت رفقا مى‌گوییم. منتها در اینجا که قضیه به جنبۀ اشتداد و ضعف و تشکیک در مسئلۀ کیف هست، همان‌طوری‌که مطرح شد، مسئله محلّ اختلاف است که این اشتداد و ضعف به چه چیزى تعلق مى‌گیرد؟ آیا به ذات خود آن عارض تعلق مى‌گیرد؟ یعنى ذات آن کیف فى‌حدّنفسه موجب اشتداد و ضعف و اختلاف است؟ اگر این‌طور است بنابراین یک کیف دیگر نمى‌تواند داراى طبیعت واحده باشد زیرا مابه‌الاِشتراکى که در این طبیعت واحده هست، آن مابه‌الاِشتراک در ذات خودش، ما‌به‌الاِختلاف را هم دارد و آن ما‌به‌الاِختلاف موجب تفاوت بین دو فرد در تحت یک طبیعت واحده شده و چگونه ممکن است که دو فرد که ذاتى آنها ما‌به‌الاِختلاف همان مابه‌الاِشتراک هست، اینها بتوانند در تحت یک طبیعت واحده قرار بگیرند؛ یعنى دو فرد از أسود در عین حمل أسود بر آنها، خود آن سواد در ذاتش ما‌به‌الاِختلاف بین این دو فرد باشد. وقتی که یک طبیعت سواد را شما درنظر می‌گیرید، اگر ذات سواد، در آن ذاتش اشتداد و ضعف وجود دارد به این معنا است که اشتداد و ضعف، ذاتى براى خود سواد است، بنابراین دیگر مابه‌الاِشتراکى بین دو فرد وجود ندارد که هردو داخل در طبیعت واحده هستند. اگر ما‌به‌الاِختلاف خارج از ذات سوادیت است ما‌به‌الاِختلاف دیگر ارتباطى به سواد و کیف ندارد درحالی‌که ما آن اختلاف را در نفس سواد مى‌بینیم.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 428.