
بررسی تشکیک در ماهیت و بطلان آن
تحلیل دیدگاه مشائین و اشراقیون در مراتب وجودی ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون «تشکیک در ماهیت» میپردازند. بحث اصلی حول محور ادلهای است که فیلسوفان مشاء برای اثبات عدم امکان تشکیک در ماهیت اقامه کردهاند. در این مسیر، استاد با بررسی استدلالهای اشراقیون مبنی بر لزوم وجود مراتب مختلف (ضعیف، متوسط و شدید) برای یک ماهیت مشککه، به چالشهای منطقیِ حملِ هوهویت در این مراتب اشاره میکنند. در ادامه، پاسخهای مرحوم مرحوم آخوند به این ادله و نقد علامه طباطبایی بر این پاسخها مورد تحلیل قرار میگیرد. این جلسه با تبیین تفاوت میان وحدت عددیه و وحدت نوعیه، به این نتیجه میرسد که چگونه ذهن میتواند برای مراتب مختلف یک حقیقت، ماهیتهای متعددی را در نظر بگیرد تا از محذورات منطقیِ حملِ یک مفهوم واحد بر مراتب متفاوت پرهیز شود.
بررسی تشکیک در ماهیت و بطلان آن
7این محقق این طبیعت خارجى که افراد هستند، اشکالی که اینها میکنند این است که ما فرض میکنیم که سه فرد از این طبیعت ـ سواد ـ در خارج وجود دارد؛ فرد شدید و متوسط و ضعیف. آن صورت ذهنیهای که ذهن از افراد خارجی اکتساب کرده و در خودش و در ذهن خودش جا داده است، اگر آن فرد قوى باشد بنابراین نمىتواند بر فرد متوسط و فرد ضعیف صدق کند، چرا؟ چون صحبت در این است که وجود خارجی طبایع نوعیه به وجود افراد است. پس این نمىتواند در آنها صدق کند. اگر آن فردى که صورت ذهنیه دارد با حذف زوائد ـ که زوائد عبارت از خصویات و عوارض خارجی است ـ منطبقٌ علیه در خارجِ فردى که در ذهن باقى مىماند اگر متوسط است بنابراین دیگر فرد طبیعت نوعیه، محقق خارجى ندارد. طبیعت نوعیه در فرد ضعیف محقق خارجى ندارد. کدامیک از این سه فرد که در ذهن هست و طبیعت نوعیه را تشکیل مىدهد ماهیت شیء است که افراد خارجى محقق این باشند؟! اگر فرد بالا باشد، مىگوییم که بسیارخوب! فرد بالاى از ماهیت سواد عبارت از سواد است. بنابراین آنچه که در خارج متوسط و ضعیف است نمىتواند فرد براى این باشد درحالیکه شما از ابتدا گفتید تمام اینها افراد هستند و محقق خارجى براى این افراد طبیعت هستند.
جوابى که مرحوم آخوند به این إن قلت مىدهند این است که این مطلبى که شما مىگویید در مورد متواطى است. طبیعت نوعیه اگر متواطى باشد، این فرد نسبت به افراد خارجى یکسان است مثل حیوان ناطق؛ نسبت حیوان ناطق با افراد خارجى یکسان است و نسبت به تمام افراد خارجى این حقیقت و این حیوان ناطقیت صدق مىکند اما اگر طبیعت نوعیه ما مشکک باشد، هر مرتبهاى از آن خارج که در خارج شدت و ضعف دارد همان مرتبهاش در ذهن، طبیعیت نوعیه است. نهاینکه یک طبیعیت نوعیه کلیه در ذهن داریم که وقتى زوائد و عوارض خارجى را حذف مىکنیم یک طبیعت نوعیه کلیه براى ما در ذهن مىماند آنوقت افراد خارج آن طبیعت نوعیۀ کلیه ما یا شدید هستند یا متوسط هستند یا ضعیف هستند! نه اینطور نیست! سه طبیعت نوعیه از خارج در ذهن میآید [که عبارت از] طبیعت نوعیه سواد ضعیف، طبیعت نوعیه سواد متوسط و طبیعت نوعیه سواد شدید. این سهتا در ذهن میآید و منطبقٌ علیه هرکدام از این سهتا هم مشخص هستند. منطبقٌ علیه سیاهى شدید، صورت ذهنیه است. منطبق علیه سیاهى متوسط، صورت ذهنیه وسط است. منطبق علیه سیاهى ضعیف همان صورتى است که در ذهن هست و مجموع این سهتا که در ذهن هستند در یک سواد مبهم شریک هستند؛ یعنى ما یک سواد مبهم در ذهن داریم که آن سواد مبهم بهعنوان سواد کلی، سه مصداق در خود ذهن دارد. مصادیق خارجی آن سه مصداق، اینها هستند. اینها مصادیق خارجى هستند و این طبیعیت کلیه یک طبیعت کلیه مبهمه است، این طبیعت کلیه مبهمه از کجا پیدا شد؟ از مصادیق مختلفۀ خارجیه؛ یعنى وقتی که مصادیق مختلفه خارجیه وجود دارند و اینها بین خودشان یک مابهالاِشتراک دارند که آن مابهالاِشتراک همان حقیقت سواد را تشکیل مىدهد، این طبیعت نوعیۀ ذهنیه هم از همانجا نشیءت میگیرد.
