
ضابطه اختلاف تشکیکی در فلسفه
بررسی دیدگاه مشائین و رواقیون در مراتب هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق «ضابطه اختلاف تشکیکی» و تفاوت دیدگاههای فلسفی در این زمینه میپردازند. بحث با طرح چهار مقام اصلی آغاز میشود که در آنها میان مکتب مشائین و رواقیون اختلافنظر وجود دارد. استاد ضمن بررسی ماهیت تشکیک در ذات و ذاتیات، به تحلیل تفاوتهای موجود در مراتب کمال و نقص، شدت و ضعف، و همچنین تفاوتهای کمی و کیفی در موجودات میپردازد. در این مسیر، ایشان با نقد برخی برداشتهای سطحی از مفهوم «وجود» و «وجوب»، بر ضرورت تفکیک میان «مفهوم وجود» و «هویت خارجی» تأکید میکنند. در نهایت، این جلسه با هدف روشنسازی مبانی فلسفی در باب چگونگی صدق مفاهیم بر مراتب مختلف هستی و رفع شبهات رایج در این حوزه، نقشه راهی برای درک صحیح روابط علّی و مراتب طولی عالم ارائه میدهد.
ضابطه اختلاف تشکیکی در فلسفه
7منظور از واجب بودن ذات باری
وقتى که مىگوییم: ذات بارى واجب است یعنى این وجوب منتزع از ذات اوست. وقتى که مىگوییم: معلول واجب است یعنى این وجوب منتزع از ذات او نیست بلکه وجوب به استناد علت است، در هردو یکى است. بله! خود ذات بارى و خود ذات معلول از نقطهنظر کیفیت انتساب واجب به آنها مختلف هستند و اشکال ندارد. وجوب از خود ذات بارى انتزاع خواهد شد و این انتزاع انتزاع ذاتى در مرتبه است یعنى در همان مرتبۀ نفس الوجود، نه در مرتبۀ نزول از بساطت وجود، بلکه در خود مرتبۀ وجود «وجود ذات بارى» فرض شود یعنى وجوب هم از درون او خارج مىشود. استناد این به ذات باری است مِن حیث هو هو.
ولى استناد وجوب به مراتب امکانیه و به متعینات خارجیه و به عوالم امکانیه به آنها برمیگردد، به همان مقدار که به ذات بارى بهلحاظ استناد به علت برمىگشت. هروقت علت نباشد وجوب هم نیست، این دلیل بر این نیست که حالا که این معلول به علت استناد دارد بنابراین وجوبش کمی پایینتر است و مقداری لق است و لق میزند و نسبت به ذات بارى سفت و محکم است! خصوصیت هویت خارجی ذات بارى و خصوصیت هویت خارجى این ممکن، یک مطلب است و اتصاف این دو خصوصیت به وجوب یک مطلب دیگر است.
معنای حصۀ وجود
فرض کنید همین قضیه در مورد اطلاق مفهوم وجود میآید، نه حصۀ وجود! حصۀ وجود یک مسئلۀ دیگر است. حصۀ وجود عبارت است از همان هویت خارجى که آن هویت خارجى بر اشیاء، مختلف است. الآن این فنجان یک خصوصیت و هویت و حدودی دارد، این کتاب از این فنجان سنگینتر است این کتاب حصۀ بیشترى از اجرام خارجیه دارد و از نقطهنظر جسمیت، حجم، حدود، کم، کیف و ثقل تفاوت دارد و از همۀ این موارد اختلاف دارد ولى صحبت در این است که وقتى شما مىگویید: فنجان هست آیا هستى کمتر درنظر شما میآید نسبت به وقتی که میگویید: کتاب هست؟! یااینکه بگویید که هردو یکى است و یک مفهوم دارد؟ چه اینکه بگوییم: این کتاب هست و چه اینکه بگوییم: فنجان هست و چه اینکه بگوییم: سوزن هست، در «هست بودن» اختلاف نیست. چه اینکه بگوییم: سوزن هست یک معنا در ذهن شما میآید و چه اینکه بگوییم: کرۀ شمس هست یا کرۀ قمر هست یا کهکشان هست فرقی ندارد.
