
تبیین تشکیک در ذات و ذاتیات
تحلیل تفاوت مفهوم و مصداق در مقولات فلسفی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق دیدگاه شیخ اشراق و مشائین پیرامون مسئله تشکیک در ذات و ذاتیات میپردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز میشود که آیا ماهیت و ذاتیات اشیاء، مانند مقولات کم و کیف، قابلیت اشتداد و ضعف دارند یا خیر. استاد با تفکیک میان «مفهوم» و «مصداق»، توضیح میدهند که در حمل اولی و تواطی، مفهوم ماهیت ثابت است و تشکیکبردار نیست؛ اما در مقام مصداق و فرد خارجی، تفاوتهایی وجود دارد که گاه موجب توهم تشکیک در ذات میشود. در ادامه، با نقد دیدگاههای مشائین و اشراقیون، روشن میشود که اختلاف در شدت و ضعف، نه در خودِ ماهیت، بلکه در مصداق کلی ذهنی و خصوصیات فردی خارجی ریشه دارد. این جلسه با هدف رفع سوءتفاهمهای رایج در باب تقابل و تضاد در مراتب ماهوی، به تبیین دقیق جایگاه مقایسه و نقش ذهن در ترسیم این مراتب میپردازد.
تبیین تشکیک در ذات و ذاتیات
1درس پانصد و هفتاد و پنجم
ضابطۀ اختلاف تشکیکی (3)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
منظور از تشکیک در ذات در کلام شیخ اشراق
بحث در کلام شیخ اشراق بود که ایشان در کتاب مطارحات خودشان، کیفیت اشتداد و ضعف و بهطورکلى تشکیک به انحاء خودش در مسئلۀ ذات و ذاتیات را به این نحو ترسیم کرده بودند که یکی از اقسام تشکیک، تشکیک در ذات است و مقصود از ذات در اینجا نه هر ذاتی است که عبارت از همان جنس و فصل ذات و ذاتى ـ در باب خارجى به معناى نوعیت و جنسیت ـ باشد. در بعضى از طبایع مهمله مانند نوعیت، اطلاق طبیعت مرسله بر افراد مشمول در تحت این طبیعت، اطلاق تواطى است و بهطور مساوى و تساوی این اطلاق صادق است ولکن در بعضى از طبایع مرسله مانند بعضى از اقسام مقولات مثل مقدار و کیف یا در مسموعات یا در مذوقات یا در مشمومات یا الوان و امثالذلک، این اختلاف به نفس همان ماهیتى است که در حمل اوّلى و در حمل هوهو، همان تعریفى که براى سایر مقولات آورده مىشود همان تعریف براى او هم آورده مىشود منتها در این مفهوم ما مىبینیم که کم و زیادى وجود دارد و مابهالاِشتراک در این مفهوم عین مابهالاِختلاف است و به عبارت دیگر در اینجا مابهالاِختلاف یک مسئله است و مافیهالاِختلاف یک مسئلۀ دیگر است و همانطوریکه مرحوم آخوند، کلام صاحب مطارحات را توضیح دادند و توجیه کردند، یکوقت مابهالاِختلاف در اینجا موجب تفاوت بین دو هویت خارجی است که ما این مابهالاِختلاف را در عوارض زائدۀ بر حقیقت نوعیه مشاهده مىکنیم. مابهالاِشتراک دو فرد از یک انسان عبارت از همان جنس و فصلشان است ولى مابهالاِختلافشان عبارت از صنفیت و مشخصات خارجیه است. این مابهالاِختلاف خارج از آن حقیقت ذات است، حقیقت ذات مشترک است و اشتداد و تشکیک برنمىدارد.
مطلب دوم: مافیهالاِختلاف است، آنچه را که مافیهالاِختلاف است نسبت به مابهالاِختلاف فرق مىکند و تفاوت دارد. در مافیهالاِختلاف مانند مقدار که اگر دو خط را که درنظر بگیرید که یکى قصیر و یکى طویل است مابهالاِختلاف در اینجا وجود ندارد هردوى این خط مصداق براى مقداریت هستند و هردو مىتوانند موضوع براى کمیّت متصل قارالذات قرار بگیرند. در خط قصیر پنج سانتى همان تعریفى آورده مىشود که براى خط طویل پنجاه سانتى و صد سانتی آورده میشود و تفاوتی ندارد. کمٌ متصلٌ قار الذّات ذا بُعدٍ واحدةٍ تعریفی است که برای خط گفته میشود و برای هردو یکسان است. حالا آن خطى که صد سانت است کمیّتش بیشتر است یا قار الذات بودنش بیشتر است؟ خیلى دیگر به قارقار مىافتد!! یااینکه اتصالش از آن خط پنج سانتی قویتر است؟! هیچکدام، هردو به یک نحو کمّ هستند، هردو هم قار الذات هستند، هردو هم داراى یک بُعد هستند و حالا آن صد سانتى دو بعد نمىشود، آن همان یک بُعد است منتها اگر دو کیلومتر هم شود یک بعد است و تفاوتى ندارد. در اینجا مابهالاِختلاف بین اینها نیست، آن چیزى که ما بِه اینها را تشکیل میدهد همان مابهالاِشتراک است یعنى همان کمیّت و مقداریت.
