
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
تبیین نسبت علّی و معلولی میان عوالم هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مقام چهارم از مباحث اشتداد و ضعف در جواهر میپردازند. بحث اصلی پیرامون دیدگاه حکیمان مشاء و اشراق در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش شدت و ضعف در جوهر است. در این مسیر، با تبیین قاعده جعل و نسبت میان علت و معلول، روشن میشود که جوهر معلول، وجودی نازلتر از جوهر علت دارد و این تفاوت در مراتب، به معنای تفاوت در شدت و ضعف جوهریت است. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و عقلی، همچون نسبت نور شمس و قمر، چگونگی تنزل حقایق از عالم اعلی به عالم ادنی را تشریح میکنند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه نفس رسول خدا و ائمه اطهار به عنوان آینههای تمامنمای الهی و تفاوت جوهری ایشان با سایرین در مقام دریافت وحی و عصمت منتهی میشود تا ضرورت دقت در نقل روایات و فهم جایگاه معصوم روشن گردد.
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی مقام چهارم از مباحث اشتداد و ضعف در جواهر میپردازند. بحث اصلی پیرامون دیدگاه حکیمان مشاء و اشراق در خصوص پذیرش یا عدم پذیرش شدت و ضعف در جوهر است. در این مسیر، با تبیین قاعده جعل و نسبت میان علت و معلول، روشن میشود که جوهر معلول، وجودی نازلتر از جوهر علت دارد و این تفاوت در مراتب، به معنای تفاوت در شدت و ضعف جوهریت است. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و عقلی، همچون نسبت نور شمس و قمر، چگونگی تنزل حقایق از عالم اعلی به عالم ادنی را تشریح میکنند. در نهایت، این بحث به تبیین جایگاه نفس رسول خدا و ائمه اطهار به عنوان آینههای تمامنمای الهی و تفاوت جوهری ایشان با سایرین در مقام دریافت وحی و عصمت منتهی میشود تا ضرورت دقت در نقل روایات و فهم جایگاه معصوم روشن گردد.
تشکیک در جوهریت و مراتب وجودی عالم
9لزوم دقت در نقل مسائل توسط افراد
نمایان شدن میزان اهتمام در مطالب در چهرۀ شخص گوینده
چقدر از خودش تصرف کرده و در نقل به معنا چطور بیان کرده است. یک «واو» زمین تا آسمان حرف را عوض میکند! یک واو از کلام امام باقر علیهالسّلام درآید و اینطرف و آنطرف شود زمین تا آسمان معنا فرق میکند! آنوقت همینطور میگوییم: نقل به معنا، نقل به مضمون! نقل به معنایش چیست؟! چرا امام علیهالسّلام در باب مرجحات و اینها میفرماید: اضبط باشد؟!1 بهخاطر اینکه هر امامی میگوید: حرف من را عوض میکند! نه عوض کردن از روی عمد، نه عمد هم نیست. أبیبصیر که از روی عمد عوض نمیکند محمد بن مسلم که عوض نمیکند. اینها از اصحاب بزرگ هستند ولی بشر هستند! کلامی را که امام میگوید معصوم است من که معصوم نیستم لذا میآیم عوض میکنم کموزیاد میکنم. حالا یک وقت سرم را اینطرف کردم مگس را بزنم امام چیزی گفته یکدفعه یک کلمهای از ذهن من رفته که همان کلمه کارساز بوده است. همان یک حرف کارساز بوده است.
من این را به شما میگویم که حتی چهرۀ امام هم خودش در نقل مسائل دخالت دارد که امام این حرفی را که میزند با چه چهرهای بزند. میزان اهتمام و غیر اهتمام در مطالب در چهرۀ شخص پیدا میشود. یک وقتی امام با یک شدت حرف میزند، یک وقت آرام و چیز است، این دو نحوه است؛ دو فتوا در اینجا بهوجود خواهد آمد! حالا این راوی که این مطالب را گفته چهرۀ امام را هم نقل کرده است که حضرت چطوری و به چه نحو گفتند! فتوا که شکمی نمیشود باباجان! همه را انسان باید حساب کند! چرا؟! چون امام وقتی که میگوید امام همان پیغمبر است و نفس امام همان آینه است و همان را میگوید و دست نمیزند! هیچ دست به آن نمیزند اما ما نه، ما اینطور نیستیم و عرض کردم که حالا حتماً نباید جنبۀ غرض و عناد داشته باشد. اینجاست دیگر انسان در نقل مسائل توسط افراد باید دقت بیشتری داشته باشد.
- . من لا یحضره الفقیه، ج ۳، ص ۸.
