
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
تحلیل تفاوت صور ملکوتی افراد بر اساس شدت و ضعف فصل
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دیدگاه مکتب اشراق پیرامون مسئله تشکیک در جنس و فصل میپردازند. بحث با بررسی این پرسش آغاز میشود که آیا تفاوت در آثار خارجی افراد، نشاندهنده تفاوت در حقیقت وجودی و فصل مقوم آنهاست یا خیر. استاد با نقد دیدگاه مشائیون که فصل را امری ثابت و غیرقابل تشکیک میدانند، توضیح میدهند که هرچه انسان در صفات ملکوتی و کمالات نفسانی قویتر شود، حقیقت وجودی او به تجرد نزدیکتر گشته و صورت ملکوتی او متعالیتر میشود. در مقابل، ضعف در این صفات، انسان را به مراتب حیوانی نزدیک میکند. این جلسه با استناد به حکایاتی از بزرگان، به این نتیجه میرسد که ظهورات خارجی و صفات نفسانی، نشانههایی از قوت یا ضعف حقیقت باطنی و فصل انسانی هستند که در سیر تزکیه نفس، قابلیت تحول و ارتقا دارند.
تشکیک در مراتب حقیقت انسانیت
12و إنّما الفصلُ مبدؤهما حسب ما استَیسرَ لَه و الفعلُ مختلفٌ مِن الآلات و المهیئات و رفع العوائق و إزالة الموانع.
فصل مبدأ این دوتا برحسب آن که براى آن مبدأ میسر شده است این فعلیت فرق مىکند. آلات، مهیات خارجى، موانع نباشد، عوائق نباشد و همۀ اینها در آن فعلیت اثر مىگذارد درحالىکه فصل یکى است و اختلاف ندارد، جنس اختلاف ندارد و آن آثار خارجى است که اختلاف دارد. فرض کنید اگر قلقلک شدید باشد زیاد مىرود یا اگر لباس داشته باشد از روى لباس شما قلقلک بدهید و لباسش نازک باشد تأثیرش بیشتر است و اگر کلفت باشد کمتر است و اینها همه چیزهایى است که این خصوصیات خارجى در فعلیت اثر مىگذارد ولى فصل و جنس براى خودشان چیز نیستند.
فأمّا الذی لِلفاعلِ فغیرُ مختلفٍ و کذلکَ لیسَ فصلُ الماءِ البرودةَ المحسوسةَ لِعدمِ بقائِها أحیاناً بلِ القوةُ علیها حینَ عدمِ القواسر.
آن که برای فاعل است در آن اختلاف نیست یعنى در آن حقیقت فاعلیت اختلاف نیست و آن فصل آب برودت خارجى نیست بعضى از اوقات برودت تبدیل به حرارت مىشود بلکه قوه بر برودت در وقتى که قاسر نباشد ـ قاسر یعنى آن جهت مانعیت از برودت نباشد، خود طبع آب فىحدّنفسه وارد است ـ بنابراین ما کموزیاد در فصل نداریم.
قلتُ: نعم، و لکنَّ هذه أماراتِ الفصولِ أقیمَت مقامها لأنها أمورٌ منبعثةٌ عن ذواتِ تلکَ القوى الَّتی هی الفصولُ الحقیقیةِ و لذلکَ یؤخذُ فی حدودِها کما یؤخذ البناء فی حدِّ البناءِ فزیادةُ تلکَ الآثار دلیلُ شدةِ القوى و قلَّتُها دلیلُ ضعفِها.1
درست است. این اشیاء خارجى که جنبۀ فعلى دارند اینها همه امارات و نشانههاى فصل هستند که بهجاى آن فصول نشستهاند زیرا اینها امورى هستند که از آن فصول حقیقى نشئت مىگیرند که کسى آنها را نمىبیند؛ از آن فصلهاى حقیقى باطن که طبیعت نوعیۀ شىء را تشکیل مىدهند، اینها امورى هستند که از آنجا نشئت مىگیرند. پس باید برویم ریشه را نگاه کنیم که ریشه ضعیف است یا قوی است. اگر فصل قوى است آثار هم قوى است و اگر آن فصل ضعیف است اینها هم ضعیف است. لذا اینها در حدود این فصول قرار مىگیرند. همین اشیاء خارجى که ظهور خارجى هستند در تعریف این فصول ما اینها را مىآوریم همانطورىکه در حد بنّا، بِنا مىآوریم درحالىکه خود بنّا فىحدّذاته در آن بنا نخوابیده است. بنا فىحدّذاته یک سر و کله و گردن و دست و پاست و چیز دیگر نیست درحالىکه وقتى بنّا را مىگویید، مىگویید: انسانى که بنا و ساختمان مىسازد. این مربوط به همان جنبۀ تمایز بین او بین دیگران مىشود.
- . همان، ص 441 و 442.
