اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

تحلیل رابطه ذات و تدبیر در مراتب وجودی نفس

14٬048
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اشتداد در جوهر نفس می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع تعریف برای حقایق اشیاء آغاز می‌شود؛ نخست تعریفی که به ذات شیء فی‌حد‌نفسه بازمی‌گردد و دوم تعریفی که ناظر به نسبت و ارتباط آن ذات با امور خارجی است. استاد با بهره‌گیری از این مبنا، کیفیت تعلق نفس به بدن و نقش تدبیری آن را تحلیل کرده و نشان می‌دهند که چگونه شدت و ضعف در افاعیل تدبیری نفس، نشان‌دهنده مراتب کمال و نقص در تجوهر ذات اوست. در ادامه، این قاعده به غرائز و قوای مادی نیز تعمیم داده شده و تفاوت میان اجسام نوعیه بر اساس تفاوت در مبادی فصول ذاتیه تبیین می‌گردد. در نهایت، تفاوت ادراک زمانی انسان با ادراک اولیاء الهی که از ظرف ماده فراتر رفته‌اند، به عنوان شاهدی بر مراتب وجودی و اشتداد جوهری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق کیفیت اشتداد در جوهر نفس می‌پردازند. بحث با تفکیک میان دو نوع تعریف برای حقایق اشیاء آغاز می‌شود؛ نخست تعریفی که به ذات شیء فی‌حد‌نفسه بازمی‌گردد و دوم تعریفی که ناظر به نسبت و ارتباط آن ذات با امور خارجی است. استاد با بهره‌گیری از این مبنا، کیفیت تعلق نفس به بدن و نقش تدبیری آن را تحلیل کرده و نشان می‌دهند که چگونه شدت و ضعف در افاعیل تدبیری نفس، نشان‌دهنده مراتب کمال و نقص در تجوهر ذات اوست. در ادامه، این قاعده به غرائز و قوای مادی نیز تعمیم داده شده و تفاوت میان اجسام نوعیه بر اساس تفاوت در مبادی فصول ذاتیه تبیین می‌گردد. در نهایت، تفاوت ادراک زمانی انسان با ادراک اولیاء الهی که از ظرف ماده فراتر رفته‌اند، به عنوان شاهدی بر مراتب وجودی و اشتداد جوهری مورد بررسی قرار می‌گیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت اشتداد در جوهر نفس

10
  • وَ قَد عُلمَ أنَّ کَثرةَ الأفاعیل... کثرت فاعل‌های متعدده، شدت قوۀ فاعله را از حیث فاعلیت استلزام دارد. چند فاعل در این مسئله می‌خواهد تأثیر بگذارد یک‌دفعه می‌بینید سه‌تا فاعل هست ولی دوتای دیگر نیست! برای بنّایی قوه دارد ولی نشاط ندارد خب الآن یک فاعل کم شد! یا مثلاً برای بنّایی نشاط دارد و قوه هم دارد ولی حواسش یک جای دیگر است! زودتر آن را تمام کنید یا مثلاً خوب بود که نمی‌آمدیم، یکی کم شد! یا مثلاً از نظر قوای دیگرش کم دارد. هرچه افاعیل بیشتر باشد جنبۀ فاعلی بیشتر باشد شما می‌بینید که تأثیر خارجی این فعل بیشتر است. در آنچه که ما ذکر کردیم این حیثیت بعینه همان حیثیت ذات است؛ یعنی حیثیت ذات هم همین است. می‌بینیم که آن‌هم از نقطه‌نظر تأثیر به همین نحوه و وضعیت است یعنی این ذاتی که متلبس به این افاعیل است هم همین حیثیت را دارد چون الآن ما در ذاتیت خود شیء صحبت نمی‌کنیم، در تعلقات و ارتباطش به خارج صحبت می‌کنیم پس همان حیثیت افاعیل را ما برای ذات هم می‌آوریم و همان تعریف را برای ذات می‌آوریم.

  • وَ مَعلومٌ أنَّ هذهِ القوى بِعینِها مَبادی فُصول ذاتیَة لِحقائِقِ الأجسامِ الطبیعیةِ المُتخالفةِ بِالقوى و الصّوَر لا بِالجِسمیةِ المَشترَکةِ بَینَ الجَمیع فالتَفاوُتُ فیها بِالکَمالِ و النَّقص فی تجوهَرِ الذّاتِ یوجِبُ التَفاوتَ فی الأجسامِ النّوعیةِ بِهذا الوَجه و هذا ما أرَدناه.

  • معلوم است که این قوا همان مبادی فصول ذاتیه و مبادی فصل‌های ذاتی است منشأ فصل‌هایی است که موجب آن بروز و ظهور خارجی برای حقایق اجسام طبیعیه‌ای که با قوا و صور متخالف هستند است یعنی آن اجسام طبیعیه به‌واسطۀ قوا تخالف پیدا می‌کنند و صورتشان. آنها از نقطه‌نظر جسمیت فرق نمی‌کنند جسمیت یکی است. جسم بنّا با جسم یک خیاط یکی است و تفاوت نمی‌کند چون هردو دارای یک خصوصیات هستند ولی کاری که خیاط می‌کند یک چیز دیگر است و تخالف دارد با کاری که بنا می‌کند؛ کاری که خیاط می‌کند ظهورش ظهور دیگری است که در پارچه و اینها اثر می‌گذارد. کاری که بنّا می‌کند ظهورش در ساختمان و اینها است. بنابراین اینها از نظر جسم با همدیگر فرق نمی‌کنند بلکه از نظر قوا و صورت تفاوت می‌کنند. آن یک نحوه کار انجام می‌دهد و این یک نحوه کار انجام می‌دهد.

/ 0