
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت میپردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و بهسرعت به یک آسیبشناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند میخورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصههای اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت میدانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیههای نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید میورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
1درس پانصد و هشتاد و هفتم
اختلاف مبنای اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف و افراد جوهر
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
بحثٌ و تعقیبٌ:
و منَ الأبحاثِ الَّتی أوردتها أصحابُ المعلم الأول على أنفسهم أنَّکم قُلتُم الجوهرُ جنسٌ و الجنسُ لا یَقعُ على أنواعِه بِالتشکیکِ.1
این مطلب مسئلهای است که تذکرش بد نبود که آخوند در اینجا تذکر بدهند و چون جای اشکال برای این قضیه هست در بحث اطلاق جنس بر مصدایق و همینطور اطلاق نوع بر افراد، گفته شد که این اطلاق اطلاق بالتواطی و غیر قابل تشکیک است، جنس بر همۀ افراد انواع خودش به یک نحو اطلاق دارد مثل حیوان در همۀ انواعش، کم بر همۀ انواع خودش، مقولۀ اضافه و امثالذلک بر همۀ انواع و مصادیق خودشان و همینطور در نوع که مطلب به همین کیفیت است.
این کلام، کلام مشاء بود که قائل به تواطی و عدم تشکیک در مصادیق هستند. به خلاف قول اشراقیین که اقتضاء اختلاف در افراد و اصناف مختلف جوهر را داشت که تابهحال ذکر شد.
اشکالی که در اینجا نسبت به مطلب وارد میشود این است که در خیلی از موارد ما میبینیم که این جنبۀ تشکیک وجود دارد و این قاعده نقض میشود. فرض کنید در سببیت جوهر عالی نسبت به جوهر دانی این تشکیک وجود دارد یااینکه در سببیت أب نسبت به ابن این قضیه هست؛ أب رتبتاً بر ابن مقدم است و جنبۀ علیت بر ابن دارد و همینطور در اجناس میبینیم که جوهر علّی سببیتش نسبت به جوهر معلول تقدمش همان تقدم طبعی است و هم تقدمش ناشی از اشتداد آن حقیقت جنسی است و یا در مثلِ کم، جسم علیت بر آن سطح دارد و سطح هم علیت برای خط دارد و هرکدام از اینها مقدم بر دیگری هستند و تقدمشان هم تقدم طبعی است نه زمانی.
خب این مسئلۀ تقدم و تأخر که خودش یک مرتبه از مراتب تشکیک هست در اینجا ملاحظه میشود یا در مسئلۀ تقدم بالاِشتداد که در جنبۀ علّی در جواهر هست این در اینجا ملحوظ است که آن حقیقت جوهری قویتر از آن حقیقت جوهری معلول است. این مطلب اشکالی است که آنها وارد کردهاند بر کلام خودشان و نقضها را هم بیان کردهاند. پاسخی که خودشان به این مطلب میدهند این است که همان مطلبی که مرحوم آخوند هم آن مطلب را تکرار کردهاند، آن مسئله به خود نفس شیء برمیگردد و یااینکه به عوارض خارجی شیء برمیگردد یعنی این مسئلۀ علت و علیتِ یک جنس نسبت به جنس دیگر در خود نفس علت هست یااینکه در شیئی خارج از علت است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 443.
