اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی

14٬043
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت می‌پردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و به‌سرعت به یک آسیب‌شناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند می‌خورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت می‌دانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیه‌های نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید می‌ورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت می‌پردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و به‌سرعت به یک آسیب‌شناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند می‌خورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت می‌دانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیه‌های نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید می‌ورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

9
  • در آن موقع مرحوم آقای خمینی در قم بودند. اینها وقتی دیدند مسئله این‌طور است نماینده‌ای را پیش ایشان فرستادند تا بگویند که ما آمدیم ولی تهدید فلانی هم این است و ما به وظیفه عمل کردیم. ایشان فرمودند که نگذارید کار به آنجا برسد در حد چیز. پیغام آقای خمینی این بود که از درگیری بپرهیزید اگر مسئله بدون درگیری انجام شد که فَبِها والاّ صلاح در درگیری نیست. خب درست هم هست، صلاح در درگیری نیست! همین مانده افراد علما به جان هم بیفتند چون طرف می‌گوید که ما به هر وسیله‌ای که هست جلو هستیم! او باکی ندارد! خب حالا این‌طرف چه‌کار کند؟ حالا طرف شما وقتی فردی است که برای همه نوع اقدام اعلام آمادگی می‌کند، آیا شما باید بگویید که بسیار خوب! دست‌ها را بزنید بالا و عبا را بکشید و بگویید که خب بیا ببینم؟! بیاور چه داری در بازوی خویش!1 بله! اینکه راه و رسم دین و دین‌داری نیست! اینها برای افرادی است که آنها در جاهای دیگر به این مسائل می‌پردازند و کاری به خدا و پیغمبر ندارند و فقط برای رسیدن... لذا در حرکاتشان هم می‌بینیم وقتی که برنده می‌شوند می‌آیند و برای آنها کف می‌زنند و هم‌چنین با چه وضعیتی خودشان را بروز و ظهور می‌دهند!

  • من یادم هست چند سال پیش بین یک شیخ و سید در انتخابات ریاست‌جمهوری یک قضیه‌ای بود. این شیخ به اصفهان رفته بود و من عکس او را دیدم و عکسی که انداخته بودند را دارم. افراد و جمعیت زیادی رفته بود و چشم او به این جمعیت افتاده بود و خب گمان او را برداشته بود که برنده خواهد شد! درحالی‌که ما تقدیر و مشیت الهی را خبر نداریم. برای همین است که می‌گویم: بهتر است قوای خود را به‌جای کوبیدن این‌وآن برای کوبیدن خدایان خودمان [خرج] بکنیم. هم هزینه‌اش کمتر است و هم هزینه‌اش به منّت تأمین نمی‌شود و تا حدودی هزینه‌اش به خودمان برمی‌گردد! مردم هم راحت هستند و مسئله‌ای هم ندارند! عکسی که در آنجا بود و من آن را دارم عبارتی در آن بود، این بود که دست‌هایش را این‌طور بلند کرده و می‌گوید که به فضل خدا ما پیروز خواهیم شد. گفتم: به‌به‌! به فضل خدا ما پیروز خواهیم شد! جناب شیخنا، پس با سایر جاها چه فرقی کرد؟! پس با انتخابات امریکا و آلمان و فرانسه چه فرقی کرد؟! ما که آنها را کافر و بی‌دین و مشرک می‌دانیم! آن‌وقت دیگران می‌آیند این عکس‌ها را برمی‌دارند و می‌گذارند و نگاه می‌کنند. همان‌طوری‌که یک دکتر می‌آید سی‌تی‌اسکن و ‌ام‌آر‌آی را برمی‌دارد و جلوی چراغ می‌گذارد و تمام فعل و انفعالات و مسائلی را که در رگ‌ها پیدا شده را یکی‌یکی نگاه می‌کند، اینها می‌آیند این عکس‌ها و صحبت‌ها را برمی‌دارند و جلوی خودشان می‌گذارند و فکر می‌کنند و می‌گویند که این آقا ادعای اسلام و پیغمبر می‌کند و این آقای شیخ می‌خواهد اسلام را صادر کند! آن‌وقت ما می‌خواهیم اسلام را صادر کنیم! مردم هم که کاه نخوردند! نه آقا ما خیال می‌کنیم کاه خورده‌اند! نه، نخورده‌اند! مطالبی را که افراد می‌گویند، بی‌حساب هم نیست! خب چه فرقی کرد جناب شیخنا؟ مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ فرمودند که وقتی این پیغام آقای خمینی برای ما آمد گفتیم: خداحافظ! ما می‌خواهیم به تکلیف شرعی عمل کنیم، جنگ که نمی‌خواهیم بکنیم بابا! شمشیر که نمی‌خواهیم بکشیم! وقتی قرار بر این است که حریف این چنین مبارز می‌طلبد خب ما سپر بیندازیم! «عدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازم»!2

    1. . بوستان سعدی، باب دوم در احسان، بخش ۱۷ ـ حکایت درویش با روباه:
      بخور تا توانی به بازوی خویش***که سَعیَت بُوَد در ترازوی خویش
    2. . دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 76:
      عدو چو تیغ کِشد، من سپر بیندازم***که تیغِ ما به جز از ناله‌ای و آهی نیست
/