اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت می‌پردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و به‌سرعت به یک آسیب‌شناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند می‌خورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت می‌دانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیه‌های نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید می‌ورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

3
  • اگر همان موقعی که خدا حضرت مریم را می‌آفرید هم‌زمان با حضرت مریم حضرت عیسی هم از او متولد می‌شد. فرض می‌کنیم(12 البته این محال نیست ولیکن بعضی‌ها گفتند که مستبعدتر از این نیست که به‌تنهایی فقط با فوت جبرئیل حضرت عیسی درست شود! از جبرئیل خیلی کارها برمی‌آید. بله!

  • فیضِ روحُ‌القُدُس ار باز مدد فرماید***دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می‌کرد1
  • آن‌ها هم می‌توانند همین کارها را بکنند. همیشه این ادعاها بوده منتها به صورت طنز.

  • هزاران خدا و پیامبر در درون انسان!

  • علیٰ‌کلّ‌حال این هست دیگر! از این ادعاها همیشه بوده‌ حالا به‌صورت طنز! در وجود هرکدام ما هزار خدا و هزار ادعا خوابیده است، هزار پیغمبر و هزارگونه رسالت‌های مختلف و متفاوت! این پیغمبران ما را رها نمی‌کنند و به حال خود نمی‌گذارند و هرچه فساد در این عالم هست برای خدایان و پیامبرانی است که در وجود ما رخنه و نفوذ کردند و اگر این خدایان را بیرون کنیم دیگر جایی برای اختلاف و تمایز باقی نمی‌ماند و هر کسی با خدای خود به جنگ خدای دیگری می‌رود! نمی‌آید اول خدای خود را ازبین ببرد که وقتی خدای خود را ازبین برد دیگر جنگی باقی نمی‌ماند! پس این نیروهایی که الآن دارد برای ازبین بردن خدایان دیگران صرف می‌شود چه خوب است که ما اینها را صرف ازبین بردن خدای خود کنیم! التفات می‌کنید؟! پناه بر خدا! انسان چقدر متأثر می‌شود! چقدر متأسف می‌شود! مردم را برای اثبات خدایان خود به‌دنبال خود می‌کشاند که بیایید به‌دنبال من چون در من خدا هست و مردم برای اثبات خدای او خود را به هلاکت می‌اندازند و شهرها خراب می‌شود و کشورها نابود می‌شود! نفوس همه ازبین می‌روند. همه برای چیست؟! همه برای این است که خدای من باید محفوظ باشد خدای من باید بماند. خدای من نباید دست بخورد.

  • [از آن‌طرف] هم دیگری می‌گوید که خدای من نباید دست بخورد. چرا خدای تو؟! آیا خون او قرمزتر است؟! بیا می‌دهیم آزمایشگاه گلبول‌هایش را بشمارند پلاسمایش را بشمارند موادی که در آن هست را اندازه بگیرند ببینیم هر کسی بیشتر داشت آن برنده است! قبول؟! می‌گوید: نه، چون در من خدا هست!

    1. دیوان حافظ (قزوینی)، غزل 143.