اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت می‌پردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و به‌سرعت به یک آسیب‌شناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند می‌خورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت می‌دانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیه‌های نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید می‌ورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

4
  • شرط اول تبلیغ و رسالت انبیاء!

  • این همان حقیقتی است که شرط اول تبلیغ و رسالت انبیاء است که پیغمبر باید خدای درون را از خودش بیرون کند!

  • گفت نوح ای سرکشانْ من، من نیم***من ز جان مُردم به جانان می‌زیم
  • چون بمُردم از حواسِ بوالبشر***حق مرا شد سمع و ادراک و بصر1
  • این خدای من اول ازبین رفت، آن خدا سر جایش آمد. تا این خدا هست آن خدا نمی‌تواند بیاید جای این را بگیرد!

  • عدم وجود جنبۀ بشری در نبی

  • پاسخ جناب آقای سروش را باید این‌طور داد که بله، این مطلبی که شما می‌فرمایید: نبی این‌طور هست و آن‌طور هست، درست است ولی کدام نبی؟! به چه کسی می‌گویند: نبی؟! به این شخص می‌گویند که این دیگر وجود بشری ندارد که شما بگویید ناقص است یا کامل است یا کمالش این‌طور است. این دیگر از وجود بشر بیرون آمده اما ما هنوز بشر هستیم. خب تا وقتی که ما بشر هستیم با آن کسی که از وجود بشری بیرون آمده تفاوت داریم و کفیٰ به فرقاً! تو از وجود بشری بیرون بیا، عیب ندارد هرچه بگویی، ما قبول می‌کنیم! هرچه بگویی می‌پذیریم دعوا نداریم! تمام دعوا به‌خاطر این است که با حفظ سِمت ...، دیده‌اید بعضی‌ها مدام شغل اضافه می‌گیرند؟! یک بنده خدایی بود معمم بود سال‌ها پیش در یک جلسه‌ای بودیم یکی از اقوامش می‌گفت که هر روز یک موقعیتی [به او پیشنهاد می‌شود] و می‌گوید که باشد. تا حالا حساب کرده بود بیست و چند شغل داشت که به یکی از آنها هم نمی‌شود رسید! خب باشد این‌هم روی آن باشد، با حفظ سمت! فرض کنید ما می‌خواهیم ادعای خداگونه و ادعای رسالت را بکنیم. این جور درنمی‌آید!

  • مثل اینکه شما آبی ریختید و می‌خواهید شربت به دست مهمان بدهید، یک قاشق شکر می‌ریزید و یک قاشق جوهر لیمو، دوباره یک قاشق شکر و یک قاشق ترشی می‌ریزید، همین‌طور مدام شکر و ترشی می‌ریزید آخرش بالأخره چه شد؟! بالأخره شیرین شد یا ترش است؟! یا آن را ترش کن یا دیگر رها کن و بگذار شکر شیرین کند!

    1. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 82:
      چون بمُردم از حواسات بشر***حق مرا شد سمع و ادراک و بصر