اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت می‌پردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و به‌سرعت به یک آسیب‌شناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند می‌خورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت می‌دانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیه‌های نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید می‌ورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.

تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء

5
  • مانعیت جنبۀ بشری در انسان برای بروز جنبۀ الهی

  • این جنبۀ بشری مانع است از اینکه آن جنبۀ الهی بروز پیدا بکند و ما می‌آییم و مردم را می‌خوانیم و به همان مسیر و موقعیتی دعوت می‌کنیم که باید راهبر آن موقعیت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم یا کسی که فرض کنید واجد شرایط متابعت باشد او باید باشد نه ما! عیب ندارد از اول بیایید بگویید که من پسر آقای طهرانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ هستم، خدا علامه طهرانی را رحمت کند یک شخصی بود دارای این خصوصیات و فلان و این مسائل و همه هم دیدند و از نزدیک هم با ایشان آشنا بودند و نیاز به کتمان و این حرف‌ها نیست. براساس آن ادراک شخص یک مسائلی را بار می‌کند و یک قواعدی را مترتب می‌کند و از نقطه‌نظر متابعت، تسلیم، رضا، تفویض اختیار، جایگزینی اراده و تفویض مصلحت این کارها را می‌کند این مسائل هست حالا من که پسر ایشان هستم هیچ بهره‌ای هم از آن مقامات ندارم فقط در شناسنامۀ بنده نوشته که ایشان پدر ایشان است! خب حالا چند کلمه‌ای هم از ایشان یاد گرفته‌ایم و مطالبی از شنیده‌ها و نوشته‌ها هست.

  • خب الآن ذخیره و اندوختۀ بنده که پسر ایشان هستم این‌قدر است، این چه ربطی به ایشان دارد؟! حالا اگر من بیایم و با این موقعیت خودم که هیچ یک از معارف و مدرکات ایشان برای من حاصل نشده و هیچ یک از آن مقامات ایشان برای بنده ظهور پیدا نکرده یعنی ظهور عینی پیدا نکرده است. من بیایم و افراد را به آن مکتب و به آن وضعیت با التزام به تعهد مسئولیت دعوت کنم یعنی مسئولیت‌پذیری و تعهد نسبت به این قضیه که من متعهد برای دست‌گیری شما هستم و شما را در آنجا قرار بدهم. خب این چه می‌شود؟! طرف خیال می‌کند علامه طهرانی فوت کرده و منِ طهرانی به‌جای او نشسته‌ام! با این دیدگاه می‌آید و تسلیم می‌شود. دو قدم می‌آید یک چیزی می‌بیند [می‌گوید که] این را که ما ندیدیم! پس چرا این‌طوری است؟! خب نفس و فلان شروع می‌کند؛ ما اشتباه کردیم حالا به تو چه ربطی دارد؟! حالا دفعۀ دوم اِ دوباره یک چیز دیگر! اِ اِ اِ... این قضیه و این اِ اِ اِ‌ها چرا آن موقع نبود؟! چرا آن موقع این حرف‌ها نبود؟! منظومۀ شمسی یک‌دفعه عوض شد؟! قضیه چیست؟! چرا؟ این اِ اِ اِ‌ها سر جایش درست است! من آمدم و این اشتباه را در اینجا مرتکب شدم و گفتم که من به‌جای ایشان نشسته‌ام!