
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
نقد مدعیان دروغین و ضرورت خروج از خودپرستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با محوریت تبیین توحید افعالی، به نقد رفتارهای مدعیان دروغین معنویت و رسالت میپردازند. بحث با تحلیل اختلاف مبانی اشراقیین و مشائین در کیفیت اصناف جوهر آغاز شده و بهسرعت به یک آسیبشناسی اخلاقی و عرفانی در سیره انبیاء و اولیاء الهی پیوند میخورد. ایشان با تأکید بر اینکه شرط نخست تبلیغ و رسالت، خروج از «خدای درون» و نفسانیات است، رفتارهای متناقض و دنیاطلبانه در عرصههای اجتماعی و سیاسی را ناشی از عدم تحقق این حقیقت میدانند. در نهایت، با ذکر خاطراتی از سیره بزرگان، تفاوت میان احساس تکلیف شرعیِ حقیقی با توجیههای نفسانی را تبیین کرده و بر ضرورت تسلیم محض در برابر مشیت الهی، فارغ از نتایج ظاهریِ دنیوی، تأکید میورزند. این جلسه راهنمایی است برای تشخیص سره از ناسره در مسیر بندگی و شناخت تفاوت میان ادعاهای پوشالی و حقیقتِ توحید.
تبیین جایگاه توحید افعالی در سیره انبیاء
8تفاوت احساس تکلیف شرعی کردن بزرگان در امور با سایر افراد!
تکلیف شرعی که پدر ما میگوید، با مشتی غضنفرها فرق میکند ها! همۀ ما میگوییم: تکلیف شرعی ولی تکلیف پشمی هم نیست تا برسد به شرعی! ایشان گفتند که تکلیف شرعی احساس کردم، نه بنده و امثال بنده، ما که در آب خوردن هم تکلیف شرعی احساس میکنیم در هر چیزی تکلیف شرعی احساس میکنیم! نه، آن تکلیف شرعی که او گفت، خب ما میدانیم که اصل و نسب این تکلیف شرعی چیست! ایشان میگفت که ما احساس کردیم آمدیم و گفتیم که بسیار خوب ما در میدان آمدیم و دَه نفر شدیم.
خدا رحمت کند مرحوم آشیخ محمدباقر آشتیانی و مرحوم سید محمدعلی سبط و عدهای دیگر از همین علماء که دَه نفر بودند آمدند و اسامی نوشتند که ظاهراً آقا شیخ حسن سعید هم بود و این افراد بیایند خبرگان بشوند. یکمرتبه حزب جمهوری آمد مخالفت کرد و گفتند که ما نمیگذاریم این قضیه انجام بشود و ما افراد خودمان را انتخاب میکنیم و اگر بخواهیم فقط یک نفر از این دَه نفر را آنهم به انتخاب خودمان که آقای سید محمدحسین هم نیست، [انتخاب میکنیم]! آن کسانی که در آن موقع مسئول حزب بودند ـ خدا رحمتشان کند حالا دیگر به رحمت خدا رفتهاند خدا إنشاءالله همه را ببخشد و بیامرزد آدم باید همیشه دعای خیر کند ـ آنها گفتند که هرکدام را که خودمان بخواهیم باید به حزب بیاوریم. قضیه به اینجا کشیده شد و یک نفر از طرف این دَه نفر رفت با همین آقایان که مسئول درجۀ اول بودند و به رحمت خدا رفتهاند صحبت کرد و گفت که شما بخواهید یا نخواهید مردم این کار را خواهند کرد و ما چون احساس وظیفه میکنیم این علمای طهران این کار را میکنند. آنها خیلی ترسیدند دیگر! ائمۀ جماعات با اینها بودند و عبارتی که ایشان آمد و در پاسخ به مرحوم آقا گفت، مرحوم آقا به من گفتند که فرستادۀ ما رفت و با ایشان مذاکره کرد و وقتی که برگشت گفت که ایشان گفت: ما به هر نحوی که شده است جلوی این افراد را خواهیم گرفت شما این پیغام را برسانید! به هر نحوی! اینها کسانی هستند که برای خدا و برای مردم تابهحال... ! پیغام را برسانید که به هر نحوی که شده است ما جلوی این را گرفتیم و یک عبارت دیگری گفت که من نمیتوانم آن عبارت را بگویم و نخواهم گفت! آن دیگر سِرّ است و آقا فرمودند که این حرف را نزن و من نمیزنم. اگر بگویم شاخ در خواهید آورد! ما نمیگذاریم!
