
اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی
تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی و علم عنایی حق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، مباحث بنیادین فلسفی پیرامون اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت ماهیت را بررسی میکنند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از ابهامات و سردرگمیهای علمی در فلسفه ناشی از عدم درک صحیح حقیقت وجود است، به نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت میپردازند. مسیر بحث از تحلیل جایگاه ماهیت در علم عنایی حق آغاز شده و با بررسی نحوه حضور صور علمی اشیاء پیش میرود. استاد با طرح مثالهایی از اخبار غیبی و پیشگوییهای اولیای الهی، این پرسش را مطرح میکنند که اگر ماهیت امری مستقل و جدا از وجود باشد، علم به آن پیش از تحقق خارجی چگونه ممکن است؟ در نهایت، این نتیجه حاصل میشود که ماهیت بدون تعلق وجود، حقیقتی مستقل ندارد و برای تبیین درست مسائل فلسفی، باید از اصالت وجود و شئونات ذاتی آن آغاز کرد.
اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی
1درس پانصد و نود و یکم
بحث در تشکیک وجود
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
منشأ ابهام و سردرگمی در مسائل فلسفی
خب بهطورکلی مباحثی که در این جلد یک که خیلی هم مهم بود مطرح شد میشود گفت که اُس و اصل برای مباحث بعدی فلسفه که در اطوار وجود هست میباشد چون این مباحث مربوط به اصل وجود و خود نفس حقیقت وجود که آیا این حقیقت وجود ماهیت برمیدارد یا برنمیدارد اعتباری هست یا غیر اعتباری و حقیقی ارتباط ماهیت به او چیست و آیا این وجود تشکیک دارد یا قابل تشکیک نیست و همینطور مباحث مربوط به عدم به ملاحظۀ خود وجود منحیثالمجموع پایه و اساس برای مباحث آتی و اطوار وجود است.
در بحث علیت یکی از اطوار و آثار و خصوصیات متفرع بر وجود بحث قوه و فعل است که یکی از این مباحث خیلی مهم راجع به وجود است مباحث مربوط به تضاد در آثار وجود خیلی مبحث مهمی هست و همینطور بحث در مسائل خاصتر میرود که مسائل الهیات است. مباحث نفس یک جلد از اسفار را بهتنهایی شامل میشود. مبحث صفات و اسماء خب مباحث مهمی در این زمینه هست. مبحث قصد، مقصد و غایات از مطالب مهم است. اینها آثار وجود است که متفرع بر این مسئله است بنابراین اگر یک مقداری این قضیه در جلد اول به طول کشید چندان هم خالی از فائده نبود زیرا آنچه که در مطالب و در صحبتها و تذییلات دیده میشود در کیفیت دِراسی حوزوی به این مبحث کمتر توجه میشود یعنی توجه شایستۀ او را ما در این دروس متعارف نمیبینیم درحالیکه خیلی باید بیش از این روی این قضیه کار میشد و مباحث بیشتر ادامه پیدا میکرد.
ما مشاهده میکنیم افرادی که بعد از گذشتن سالیان سال حتی مثلاً دورۀ اسفار را هم تمام میکنند اما نسبت به خیلی از مسائل فلسفه دچار ابهام و سردرگمی هستند برگشت همۀ اینها به عدم شناخت کافی از مسئلۀ وجود است؛ در مسئلۀ قوه و فعل اگر ملاحظه کرده باشید در مسئلۀ علیت و معلولیت و در مسئلۀ ربط حادث به قدیم در مطالب بزرگان ـ حالا در اینجا یک مقدار ما هم جسارت به خرج بدهیم ـ در همین بحث اصول فلسفه و روش رئالیسم شما میبینید که در قضیۀ قوه و فعل عبارات، عبارات محکم و قاطعی نیست عبارات محشّی و یا در مبحث ربط حادث به قدیم مسئله بهصورت مجمل و عدم بیانِ واضح در آنجا مطرح شده است و همینطور در مسئلۀ علیت باز ما این تردیدها را در لابهلای عبارات مشاهده میکنیم و برگشت همۀ اینها به این است که در مسئلۀ وجود که آن قضیۀ اصالت وجود که خیلی مطلب مهمی است در مبحث اصالت وجود درقبال اعتباریت وجود و اصالت ماهیت و بعد هم مسائل دیگر که متفرع بر این که مسئلۀ تشخص وجود هست یا تشکیک وجود و کیفیت تشکیک وجود و فرق تشخص و تعین با اعتبار تشکیک در وجود که جمع بین این دو مسئله قدری مشکل است. این برای این جهت است.
