اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی

تبیین جایگاه ماهیت در نظام هستی و علم عنایی حق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، مباحث بنیادین فلسفی پیرامون اصالت وجود و تفاوت آن با اعتباریت ماهیت را بررسی می‌کنند. ایشان با تأکید بر اینکه بسیاری از ابهامات و سردرگمی‌های علمی در فلسفه ناشی از عدم درک صحیح حقیقت وجود است، به نقد دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت می‌پردازند. مسیر بحث از تحلیل جایگاه ماهیت در علم عنایی حق آغاز شده و با بررسی نحوه حضور صور علمی اشیاء پیش می‌رود. استاد با طرح مثال‌هایی از اخبار غیبی و پیش‌گویی‌های اولیای الهی، این پرسش را مطرح می‌کنند که اگر ماهیت امری مستقل و جدا از وجود باشد، علم به آن پیش از تحقق خارجی چگونه ممکن است؟ در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که ماهیت بدون تعلق وجود، حقیقتی مستقل ندارد و برای تبیین درست مسائل فلسفی، باید از اصالت وجود و شئونات ذاتی آن آغاز کرد.

اصالت وجود و حقیقت شئونات هستی

2
  • حل شدن مسائل فلسفی درصورت روشن شدن اصالت وجود و شئونات ذاتی وجود

  • اگر این مسئلۀ خود حقیقت و اصالت وجود و شئونات ذاتی وجود برای انسان روشن بود تمام مسائل فلسفی برای انسان حل است و دیگر هیچ صعوبتی در اینجا ندارد و هیچ‌گونه مشقتی دیگر در اینجا نیست. بسیاری از افراد را شما می‌بینید که اینها فلسفه خوانده‌اند ولیکن مخالف با فلسفه سر از آب درمی‌آورند. بسیاری از افرادی که اینها معترض بر مبانی فلسفه هستند حالا گاهی از اوقات با لحن مؤدبانه و لکن در بعضی از اوقات مثل بی‌تربیت‌ها خیلی بی‌ادبانه و هرزگو از مبانی فلسفی تعبیر می‌آورند اینها افرادی هستند که در مسئلۀ وجود گیر هستند یعنی این حقیقت برای آنها ناشکفته مانده آن‌وقت چوب را برداشته‌اند و دارند به این‌طرف و آن‌طرف می‌زنند.

  • مطلبی را ذکر کردم در همین کتاب ـ نمی‌دانم در کجا بود! در صلاة جمعه یا در اجماع یا اسرار ـ که آقای سید مهدی روحانی در منزل قم یک‌وقت برای دیدن آقا آمدند و از ایشان سؤال کردند که این مسئلۀ وحدت وجودی که این‌همه راجع به آن حرف و نقل هست چیست؟ این بنده خدا فلسفه نخوانده بود و از این مطالب برّانی برّانی بود ولکن معاند نبود؛ فرد معاندی نبود و می‌خواست قضیه برایش حل و روشن شود و از آن‌طرف هم خب خصوصیات مرحوم والد را می‌دید افعال و رفتارش را می‌دید و امتیازش را با بقیه می‌دید خب این را که نمی‌شود انکار کرد. اینکه شما همین‌طور دربیاید بگویید: بر فلان فلسفه و فلان و این حرف‌ها خب این که راه عقلائی نیست این منطق، منطق لات‌ها است؛ لات‌ها این‌طوری حرف می‌زنند ما حتی به مطالب خلاف اهل تسنن هم یک هم‌چنین تعبیراتی نمی‌آوریم.

  • می‌گوییم که مطالب پوچ و بی‌محتوا و لاطائلات اما این‌طور تعبیرات فقط برای چهارراه دارها و این افراد لات‌های پنج‌راه و شش‌راه و اینهاست و در شأن یک طلبه نیست فَکیف به شخصی که متصدی مرجعیت و اینها باشد ولکن خب ظاهراً این‌گونه مسئولیت‌ها مانع از ابراز و اظهار ما فی ضمیرها نیست و همان ضمیرها که ملوّث به شهوات و ریاسات و به سرگرمی‌های دنیوی است مضافاً بر اینکه چشم و گوش افراد به‌واسطۀ تعصب و عناد نسبت به حقایق وقتی بسته بشود دیگر دراین‌صورت زبان به مطالب صحیح و مؤدب و منطقی نمی‌گردد حالا با این‌گونه افراد اصلاً کاری نیست و بعضی‌ها به‌طورکلی اینها حتی این دروس را هم خوانده‌اند نه‌اینکه نخوانده‌اند ولی فهمیدن این مطالب چیز دیگری است و فهم این مسائل با خواندن تفاوت می‌کنند.