
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
تبیین حقیقت ماهیت و نسبت آن با وجود و آثار خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از بنیادیترین مباحث فلسفی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «وجود» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری صرفاً عدمی میدانند، استدلال میکنند که اگر ماهیت عدم محض باشد، نمیتواند منشأ آثار و تفاوتهای ملموس در عالم خارج باشد. در این گفتار، با بهرهگیری از مثالهای عینی و استدلالهای عقلی، تبیین میشود که چگونه وجود در مقام تنزل و بروز، تعیناتی مییابد که ما از آنها به ماهیات تعبیر میکنیم. این بحث، نقشه راهی برای درک دقیقتر تشکیک در وجود و توحید افعالی است. در نهایت، استاد بر این نکته تأکید میورزند که میان عقل، شهود و شرع هیچگونه تعارضی وجود ندارد و فهم صحیح مبانی فلسفی، مقدمهای ضروری برای رسیدن به مراتب عالی شهود و سلوک الیالله است.
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی یکی از بنیادیترین مباحث فلسفی، یعنی نسبت میان «ماهیت» و «وجود» میپردازند. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری صرفاً عدمی میدانند، استدلال میکنند که اگر ماهیت عدم محض باشد، نمیتواند منشأ آثار و تفاوتهای ملموس در عالم خارج باشد. در این گفتار، با بهرهگیری از مثالهای عینی و استدلالهای عقلی، تبیین میشود که چگونه وجود در مقام تنزل و بروز، تعیناتی مییابد که ما از آنها به ماهیات تعبیر میکنیم. این بحث، نقشه راهی برای درک دقیقتر تشکیک در وجود و توحید افعالی است. در نهایت، استاد بر این نکته تأکید میورزند که میان عقل، شهود و شرع هیچگونه تعارضی وجود ندارد و فهم صحیح مبانی فلسفی، مقدمهای ضروری برای رسیدن به مراتب عالی شهود و سلوک الیالله است.
ماهیت و وجود در فلسفه اسلامی
8به شما گفته بودم که من در یکی از صحبتهایی که در همان وقتی که مکه بودم با آنها کردم گفتم که شما اول به من بگویید که عقل دارید یا ندارید؟! این را اول به من بگویید! در مسجدالحرام نشسته بودیم. اصلاً شما عاقل هستید یا نه؟! او خیلی ناراحت شد! گفتم: خب جواب بده! عقل دارید یا ندارید؟! الآن در دنیا شما را عاقل میشمارند یا نه؟! گفتند که داریم. گفتم که دارید؟! خیلی خب! پس اقرار کردید که عقل دارید! اگر یک چیزی به شما بگویم گوش میدهید؟! گفتم که اینجا کعبه هست نگاه کنید! کعبه الآن در چند متری ما هست و داریم در کنار خانۀ خدا صحبت میکنیم. از این افسرهای سعودی هم آمده بودند دوتا بودند، آنها خوب گوش میدادند معلوم بود که میفهمند و قصد و غرض نداشتند! ده یا دوازدهتا هم نشسته بودند. گفتم که اول شما بگویید که عقل دارید یا ندارید؟! اگر ندارید من به خودم زحمت ندهم و بروم! اگر عقل دارید فردا در همین کتابخانۀ مسجد بروید از کتابهایی که در پیش خود شما هست؛ کتابهای شیعه نه، در کتابهایی که پیش خود شما هست ببینید بین اصحاب پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ابوبکر افضل بود یا علی افضل بود؟ هرکدام افضل بودند تابع همان باشید! قبول دارید؟! همه سرشان را پایین انداختند و یک نفر به من جواب نداد! بعد به آنها رو کردم و گفتم که چرا جواب نمیدهید؟! ترسیدهاید؟! خِفتُم؟! ترسیدهاید؟! اگر این کار را بکنید عقل دارید اگر این کار را نکنید شما عقل ندارید! خداحافظ شما! بلند شدم و بیرون آمدم که جریانات بعد اتفاق افتاد و ...
مکتب اسلام؛ مکتب تعقل!
ببینید مکتب اسلام مکتب شیعه مکتب عقل است! از همان اول پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آمد و گفت که آخر آدم حسابی! الاغ! تو حیوانی یا انسانی، زندهای تو باید به این چوب سجده کنی؟! این اولین حرفی بود که پیغمبر آمد براساس عقل و فلسفه صحبت کرد تا لحظۀ آخر و تا لحظۀ مردن این مسیر به همین کیفیت و به همین سیر جلو آمد. پانزده یا شانزده ساعت مانده بود تا پیغمبر از دنیا برود گفت: «إنّی تارکٌ فیکُمُ الثَّقَلَینِ: کِتابَ اللهِ و عِترَتی؛ لَن یَفتَرِقا حتّی یَرِدا عَلَیَّ الحَوضَ»1 این را پیغمبر فرمود! آیا یک نفر بلند شد به پیغمبر بگوید که یا رسول الله این فردی را که تو الآن برای ولایت انتخاب کردی اصلح از او وجود دارد؟! این بود یا نبود؟! یک نفر بلند شد بگوید؟! چه کسی بود؟! هیچکس! خب جایی که علی هست کسی نیست و کسی نمیتواند باشد و کسی نمیتواند عرض اندام کند!
- . غایة المرام، ص ٢١١. انوار الملکوت، ج 2، ص 97:
«من در میان شما دو چیز نفیس و گرانبها به یادگار می گذارم: کتاب خدا و عترت من! و حقّاً این دو از هم جدا نمی شوند تا با همدیگر بر من در روز قیامت در کنار حوض کوثر وارد شوند».
- . غایة المرام، ص ٢١١. انوار الملکوت، ج 2، ص 97:
