اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود

تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی

14٬123
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازد. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی می‌دانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی می‌کند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین می‌رسد. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطه‌های فیض در عالم ملکوت تأکید می‌کند تا مخاطب از نگاه‌های سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.

ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازد. ایشان با نقد دیدگاه‌هایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی می‌دانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی می‌کند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین می‌رسد. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطه‌های فیض در عالم ملکوت تأکید می‌کند تا مخاطب از نگاه‌های سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود

10
  • کیفیت نظر مرحوم کمپانی نسبت به عوالم

  • مرحوم کمپانی نظرشان نسبت به عوالم به این نحو است؛ می‌گویند: آنچه که مبدأ برای فیض است همان وجود احدیت است که در آن مقام احدیت لا اسم و لا رَسم و لا حَد و آن وجود، وجود اطلاقی است. در آن مرتبه که اصل همۀ اشیاء است، در آنجا حد و ماهیتی هم وجود ندارد. اصلاً هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد؛ نه لون، نه کیف، نه مقولات و نه جوهر [هیچ‌کدام وجود ندارند]. البته جوهر مربوط به وجود نیست و مربوط به ماهیت است. هیچ چیزی در آنجا وجود ندارد الحقُ ماهیتهُ إنیّته. در رأس مخروط، آن وجود بحت و بسیط قرار دارد اما آن وجود بحت و بسیط می‌آید و از وجود خودش افاضه می‌کند و یک مرتبه‌ از وجود را خلق می‌کند. اسم آن مرتبه را مجردات می‌گذاریم. خود مجردات هم دارای مراتب مختلف هستند. آن مرتبه‌‌ از وجودی که خلق شد الآن ماهیت دارد درحالی‌که در آن وجودِ بالا ماهیت نبود پس یک فاصله افتاد. یک فاصلۀ ده‌سانتی بین رأس مخروط که وجود بحت و بسیط و مقام احدیت و هوهویت است ـ مقام احدیت با هوهویت یکی است و فرق ندارد اشتباه نکنید! ـ که به همان مقام هوهویت مقام عماء و لا شیئی و لابشرطی می‌گویند، نه بشرط‌‌لایی، آن مقام همان هوهویت که احدیت است می‌آید و یک صورت خارجی از خود خلق می‌کند. آن صورت خارجی مرتبۀ وجود و ذا ماهیةٍ می‌شود. وقتی که ذا ماهیةٍ شد چطور می‌گویید که وجودی که در آن وجود، ماهیت نیست دارای ماهیت می‌شود؟! پس باید بگوییم که وجود پروردگار دارای ماهیت می‌شود.

  • عدم منافات ماهیت با وجود

  • اگر مرحوم کمپانی مسئلۀ ماهیت را خوب ادراک می‌کردند ...، حالا ما به حرف ایشان جسارت می‌کنیم ولی بالأخره در مسائل علمی این حرف‌ها نیست مرحوم کمپانی کجا و ما کجا؟! یعنی اصلاً جای صحبت نیست ولکن علیٰ‌کلّ‌حال دیگر مطالبی که به‌نظر می‌رسد، گفته می‌شود؛ اگر ایشان این مسئلۀ ماهیت را به این کیفیتی که در این چند جلسه ما مطرح کردیم ادراک می‌کردند دیگر در اینجا اشکال نداشتند. چون ماهیت منافات با وجود ندارد و ماهیت خودش وجود است. وقتی که ماهیت وجود شد بنابراین آن وجود آمده و به شکل درمی‌آید. خب به شکل دربیاید! اصلاً ما می‌گوییم که به شکل مادی دربیاید چرا بگوییم که [به شکل] مجرد [دربیاید]؟ مجرد که تازه خیلی به خدا نزدیک است و مجردات به آن وجود بحت و بسیط و مجرد خیلی نزدیک هستند. اصلاً ما می‌گوییم که به وجود مادی [درمی‌آید] همین وجودی مادی که ماده و صورت است آیا این ماهیت جدای از وجود است یا نه؟ اگر جدای از وجود باشد یعنی یک امر انضمامی از خارج آمده ضمیمۀ وجود شده است و این وجود مادی را تشکیل داده است. خب در آنجا ماهیت بود ولکن وقتی که این ماهیت همان نفس الوجود است بنابراین خود نفس الوجود در اینجا در مقام ظهور به شکل درآمده است نه‌اینکه آن وجود در خود ذاتیت خودش در ذات باری دارای شکل است. نه نه نه!

/