
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
17تلمیذ: بعد میگوید که من تفأل به آیۀ قرآن زدم یک داستان خیلی مفصل برای خودش دارد!
استاد: یک روز با مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که به قم آمده بودند داشتیم در این بازارچۀ خان میرفتیم. سر بازارچه با این آشیخ محمد رازی برخورد کردیم و سلام و علیک کرد و گفت که آقا یک مطلبی شنیدم، ـ این قضیه آن زمان سابق، زمان شاه بود ـ شنیدم که آسید محمد شیرازی یا آسید مهدی شیرازی ـ مثل اینکه سردار سید حسن ایشان را کشتند. ـ اخیراً در سفری که به سوریه داشتند در این سفر سفیانی را در سوریه دیدند که خصوصیاتش این بود و با او صحبت کردند. إنشاءالله إنشاءالله امیدوار هستیم که فرج را میبینیم!! إنشاءالله خدا فرج را برساند! شروع به گریه کردند!
آقا به من رو کردند و فرمودند که این خبر ندارد چند سال دیگر میمیرد و ایشان امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشریف را نخواهد دید و دلشان را به این چیزها خوش میکنند! حالا امام زمان بیاید برای چه کسی ظهور کند؟! برای تو که میروی عکس میبینی؟! میگوید که صد سال هم نمیخواهم ظهور کنم! خیال و قوای متخیله و متوهمه و واهمه اینطور است. آنوقت اینها میآیند برای انسان مسئله میگویند و حکم شرعی صادر میکنند!
یکی از این آقایان از همین مراجع به مشهد آمده بود. به آقا میگفت که شما جفر دارید ببینید من چه موقع میمیرم؟! آقا گفتند که من از این چیزها ندارم. حالا میخواهی برای چه بدانی؟! گفت که بنشینیم خلاصه حسابوکتاب بکنیم. گفتند که از الآن بکنید! آقایان مراجع میگوید که اگر بدانیم مشغول حساب میشویم! حتماً باید به کوه خضر بروی آنجا معتکف بشوی تا بمیری؟! آقا همینجا کار و زندگیات را بکن، درست کار کن. ببینید فهمش بهاندازۀ گنجشک است! میگوید که اگر بدانیم مثلاً تا هفت سال بعد میمیریم دیگر تا شش سال میتازانیم و هر کاری کردیم، کردیم. در یک سال آخر [که باقی مانده باشد] شروع میکنیم کمی پیچش را شل کردن تا آماده بشویم. عرفا میگویند که همیشه آماده باش تا هروقت بگویند که بسم الله بگویید که سمعاً و طاعتاً آمدیم.
