
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
6کیفیت نسبت اعلای وجود با مراتب پایینتر
آنوقت این قضیه که آیا نسبتِ مرتبۀ اعلیٰ از وجود با مرتبۀ عالی و نسبت عالی به مرتبۀ دانی چه نسبتی است، این میشود نسبت ولائی و نسبت جذب و امحاء و فناء در آن نسبتِ بالا. وقتی که یک موجود پایین در تحقق خارجی در تحت علیت یک وجود عالی قرار میگیرد به این معناست که آن وجود عالی، فانی در این است. شما یک آتش را اگر تصور بکنید این آتش در همان مرتبهای که قرار دارد آن مرتبه مراتب مختلفی است؛ یک مرتبه شما این آتش را آبی میبینید و رنگش را رنگ ازرق مشاهده میکنید. یک وقتی لونش لون اصفر است و بعد لونش لون احمر میشود و بعد این لون تغییر پیدا میکند تا به اسود میرسد. این مراتب مختلفی که الآن در این آتش هست هرکدام از اینها از نقطهنظر شدت حرارت با مرتبۀ دیگری فرق میکند. اگر این ناری که در اینجا هست به رنگ آبی و ازرق باشد دارای یک درجه از حرارت است. اگر زرد و اصفر باشد دارای درجۀ دیگر است و اگر احمر باشد درجهاش فرق میکند و کم میشود تا وقتی که به درجۀ دخانیت برسد و شما از یک متری دستتان را نگه میدارید و دستتان خیلی متألم نمیشود. تمام این سلسله مراتبی که الآن در این وضعیت وجود دارد این سلسله مراتب سلسله مراتب علیت است و هرکدام نسبت به مرتبۀ پایین و مادون خود علت است. اگر آن رنگ آبی نباشد رنگ زرد هم نخواهد بود و اگر رنگ اصفر نباشد رنگ احمر نخواهد بود و اگر لون احمر نباشد لون اصفر نخواهد بود هرکدام از اینها نسبت به مرتبۀ عالی خود نسبتشان نسبت معلولی است و نسبت معلولی نسبت فنا است یعنی استقلال ذاتی از خود ندارد و این استقلال ذاتی مرتبهاش در اینجا ممتنع است.
این وجودی که در اینجا دارد و بروزی که در اینجا دارد گرچه ظهور و بروزش ظهور و بروز حقیقی است شما وقتی که میزانالحراره را در آن مرتبۀ آبی و ازرق قرار میدهید آن میزانالحراره سیصد درجه را نشان میدهد ولی وقتی که شما آن را در مرتبۀ زرد قرار میدهید دویست درجه نشان میدهد و وقتی او را در مرتبۀ بالاتر قرار میدهید که قرمز باشد این فرض کنید که 150 درجه را نشان میدهد. درجه و میزانالحراره اعتباری نیست، خیال و توهم نیست، یک واقعیت خارجی است که آن واقعیت خارجی دارای مراتب مختلف است؛ تمام این مراتب از کجا آمد و منشئش کجاست؟! مبدائش کجاست؟! مبدأ مراتب مختلفۀ در حرارت ناریه به همان وجود ازرق و آبی رنگ است. آن وجود ازرق است که موجب سلسلۀ مراتب مختلفه شده که در آیۀ شریفه همان آیۀ نور ﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ﴾1 تعبیر به این مسئله شده است. بنابراین آیا صحیح است که ما بگوییم: وجود نار اصفر نسبت به وجود نار ازرق وجود معلولی و وجود فانی است؟! وجود فانی از نقطهنظر معلولی مشخص است که او علت برای این است و تا این وجود ازرق نباشد وجود اصفر در اینجا معنا ندارد.
- . سوره نور (24) آیه 35:
﴿ٱللَهُ نُورُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ مَثَلُ نُورِهِۦ كَمِشۡكَوٰةٖ فِيهَا مِصۡبَاحٌ ٱلۡمِصۡبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ ٱلزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوۡكَبٞ دُرِّيّٞ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٖ مُّبَٰرَكَةٖ زَيۡتُونَةٖ لَّا شَرۡقِيَّةٖ وَلَا غَرۡبِيَّةٖ﴾. الله شناسی، ج 1، ص 25:
«خداوند نور آسمانها و زمین است. مَثَل نور او مانند چراغدان درونى دیوار بدون منفذ مىباشد که در آن چراغ بوده باشد. آن چراغ در داخل شیشه و حبابى است (که بر روى آن گذارده شده است) و آن حبابِ آبگینهاى گویا همچون ستارهاى درخشان است. آن چراغ برافروخته مىشود از مادّه زیتونىِ درخت برکت داده شده زیتون، که نه نسبت با مشرق دارد و نه با مغرب. (بلکه در میان بیابان در زیر آسمان در حال اعتدال از خورشید و هوا و زمین بهره مىگیرد.)»
- . سوره نور (24) آیه 35:
