
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
تبیین نسبت میان تعینات وجودی و وحدت حقیقت هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی میپردازد. ایشان با نقد دیدگاههایی که ماهیت را امری عدمی یا انضمامی میدانند، آن را عینِ تعین و مرتبه وجودی هر شیء معرفی میکند. در ادامه، سیر بحث به چگونگی ارتباط مراتب مختلف وجود با یکدیگر و نسبت میان علت و معلول در عالم تکوین میرسد. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه مراتب نازله وجود، در عین داشتن ظهور و بروز خارجی، فانی در مراتب عالیه هستند و استقلال ذاتی ندارند. این جلسه با نقد برخی باورهای عامیانه و توهمات رایج در میان مردم و حتی برخی خواص، بر ضرورت درک صحیح از توحید افعالی و جایگاه واسطههای فیض در عالم ملکوت تأکید میکند تا مخاطب از نگاههای سطحی و استقلالی به کثرات عالم فاصله بگیرد.
ماهیت و کیفیت ثبوت آن در مراتب وجود
1درس پانصد و نود و چهارم
بحث راجع به مسئلۀ ماهیت و کیفیت ثبوتش در ارتباط با وجود (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
عدمی نبودن ماهیت
تعریف ماهیت
بحث راجع به مسئلۀ ماهیت و کیفیت ثبوتش در ارتباط با وجود روشن شد، حالا یا به خیال ما روشن شد! علیٰکلّحال که این مسئلۀ ماهیت بر خلاف قوم که میگویند: امر عدمی است، امر عدمی نیست و مقصود از عدمی بودن شیئی در عرض وجود و در محاذی با وجود است اگر مقصود این باشد که اصلاً ماهیت بههیچوجه هیچ نوع بروز و ظهوری ندارد و همان عدمی که از مفهوم عدم استفاده میشود همان مفهوم بر ماهیت حمل میشود که این خلاف وجدان است و ماهیت عبارت از همان هیئت خارجیه و رتبۀ آن شیء مشخص و معین خارجی است. چه اینکه او از حقایق مبدعات باشد یا از حقایق ماده و صورت و عینی خارجی باشد در هردو مسئله ماهیت به این کیفیت خواهد بود.
بناءًعلیٰهذا آن خصوصیتی که ماهیت دارد عبارت از همان مرتبۀ وجودی آن شیء متعین است، به آن ماهیت گفته میشود و این ماهیت همان تعین آن شیء است که آن تعین آن شیء را از سایر اشیاء متمایز و جدا میکند و این مسئله رتبۀ وجودی همان شیء در مجردات و مادیات است؛ در مادیات مسئله مشخص است که هر شیء مادی مرکب ـ البته ترکیبش ترکیب اتحادی است نه انضمامی ـ از ماده و صورت است؛ ماده به تمام اَشکال و انحاء چه مادۀ کثیف و چه مادۀ رقیق و لطیف مانند امواج و نور و سایر اشیاء مادی که از نقطهنظر وجودی دارای رقت و لطافت هستند و میتوانند از حوادث و موانع رد شوند و همین مطلب راجع به مسئلۀ موجودات دیگر که اجنه هستند هم به همین کیفیت خواهد بود.
وجود اجنه؛ وجودی مابین مادی و برزخی
زیرا وجود اجنه وجود مادی است نه وجود مجرد، منتها وجود مادی آنها مابین وجود مادی صرف و وجود برزخی مثالی است لذا میتوانند از موانع رد بشوند و عبور کنند و انسان نمیتواند همچنین قدرتی را پیدا بکند. بله، افرادی که از نقطهنظر سیطرۀ نفسی و سیطرۀ بر ماده و جسم خودشان دارای همچنین استیلائی هستند آنها هم میتوانند این مسئلۀ تلطیف و ترویقی که سایر موجودات میتوانند برای خودشان بهوجود بیاورند این انسانها هم یک همچنین حالتی را برای خود بهوجود بیاورند بدون اینکه مسئلۀ انحاء و خلق جدید در میان باشد این نحوه از وجود را میتواند برای خودش بهوجود بیاورد و متخلق به این نحو باشد، گرچه برای سایر افراد این محال و ممتنع است. چون آنها نسبت به وجود مادی و نسبت به نفس یک همچنین استیلاء و ولایت و قدرتی را ندارند و اینهم مطلبی نیست که فقط اختصاص به ملتزمین داشته باشد بلکه به هر شخصی که دارای قدرت روحی هست ولو در غیر از نحلۀ اسلام از سایر ملل و نحل و از سایر افراد هم دارای یک همچنین مسئلهای باشند حتی بعضیها هم بهنحو قلیل و شاذ حتی اصلاً احتیاج به ممارست و ریاضات ندارند و خود آنها فیحدّنفسه یک همچنین حالت روحی حتی از دوران کودکی دیده شده که دارند و یک همچنین مطلبی برای آنها خواهد آمد و الآن هم هستند بعضی از افراد که یک همچنین حالاتی دارند و این هیچ ارتباطی به مسائل التزام و غیر التزام و این مطالب ندارد.
