
ماهیت و جایگاه آن در شناخت اشیاء
تحلیل تفاوت سؤال از ماهیت با سؤال از وجود خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با بررسی تعریف ماهیت به عنوان پاسخ به پرسش «ما هو» آغاز میشود و این نکته کلیدی مورد تأکید قرار میگیرد که در سؤال از ماهیت، سائل همواره به دنبال شناخت حدود، ذاتیات، خواص و آثار یک شیء است، نه اثبات وجود خارجی آن. استاد با تفکیک میان «سؤال از ماهیت» و «سؤال از وجود»، توضیح میدهند که حتی در مواردی که شیء در خارج موجود نیست، ذهن انسان با فرض وجود، به دنبال کشف خصوصیات و ممیزات آن است. در ادامه، این مسئله بررسی میشود که چگونه ماهیت با وجودِ متشخص پیوند میخورد و چرا در پرسشهای معرفتی، وجودِ شیء همواره در مرتبهای متأخر از شناخت ماهیت قرار دارد. این جلسه با هدف رفع ابهام از تداخل مفاهیم وجود و ماهیت در ذهن پرسشگر ارائه شده است.
ماهیت و جایگاه آن در شناخت اشیاء
3این مسئله اغلب به این کیفیت است ولی در خیلی از اوقات انسان حتی اطلاعی بر آن عین خارجی ندارد و سؤالات همیشه به وجود شیء برنمیگردد؛ یعنی وجودِ مسئولٌ عنه و معرَّف شرط برای سؤال سائل از ماهیت نیست بلکه صرف تصور این ماهیت و این شیء ولو بهنحو ابهام، موجب سؤال است. حالا این تصور گاهی اوقات منطبق بر یک وجود خارجی است و گاهی منطبق نیست. در سؤال از ماهیت هیچوقت سائل آن شیء را مفروغُ الوجود نمیداند، به آن کاری ندارد که آیا هست یا نیست. فرض کنید دارویی که قرار است برای یک بیماری درست کنند، هنوز درست نکردند و فقط خبرش میآید که سال بعد یک کمپانی میخواهد همچنین قرصی را درست کند. شما قبل از اینکه بخواهید سؤال کنید که درست شده یا نشده است یا چه موقعی قرار است درست بشود، از اول میگویید که این دارو به چه دردی میخورد؟! این دارو چه خاصیتی دارد؟! این کمپانی یک سال دیگر میخواهد آن را درست کند و هنوز وجودش در خارج محقق نیست [اما سؤال میکنید].
پس سائل در سؤال از ماهیت، وجود را شرط برای سؤال نمیداند بلکه یا وجود، خودش فیحدّنفسه متحقق است یااینکه وجود متحقق نیست بلکه نظر سائل همیشه در سؤال از ماهیت شیء که حقیقتش چیست عبارت از رسیدن به خصوصیات ذاتیۀ او و خواص و آثاری که بر او مترتب است میباشد و این مورد نظر سائل است.
مطلب مورد نظر سؤالکنندۀ از ماهیت شیء
حالا با توجه به این مسئله وقتی که سائل از حقیقت یک شیء سؤال میکند که «ما هو» در اینجا میخواهد به همان حدود خارجی او اشاره کند که این حدود و آثار خارجی او چیست. یعنی اگر این شیء بخواهد بنا بر یک قضیۀ شرطیه در خارج محقق شود چه خصوصیات و چه آثاری دارد؟ این مورد نظر سائل است؛ این مورد نظر سؤالکنندۀ از ماهیت شیء است. راجع به این مطلب، سؤال طبعاً به ذاتیات خود شیء برمیگردد یعنی خود همین شیء که الآن مشاهَد و مورد نظر و توجه ماست ذاتیات و مشخصِّات و خصوصیاتی که او را از سایر اشیاء امتیاز میدهد چیست، این طبعاً همان ماهیت است که البته ماهیت در واقع همان ماهویت بوده است؛ یعنی آن چیزی که ما بِهِ الشیءُ شیء است و همان حقیقتی که بهواسطۀ آن حقیقت و معنایی که مورد نظر است آن شیء در خارج ظهور پیدا میکند و از مرحلۀ اجمال و ابهام درمیآید.
