اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت وجود و ماهیت در تحقق اشیاء خارجی

14٬228
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با تفکیک ماهیت لابشرط و ماهیت موجود در اشیاء آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تعریف ماهیت در پاسخ به پرسش «ما هو» می‌رسد. استاد با عبور از تعابیر ظاهری، به تحلیل این نکته می‌پردازند که چگونه وجود، قوام‌بخشِ ماهیت است و ماهیت به‌تنهایی فاقد قدرت تحقق خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس و استناد به مبانی اصالت وجود، چگونگی تنزل حقیقت وجود به مراتب مختلف و قابلیت آن برای پذیرش صور گوناگون تبیین می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در درک رابطه میان وجود و ماهیت و تبیین وحدت وجود در قالب مشاهدات و استدلال‌های فلسفی، به بررسی دقیق این مسئله حیاتی می‌پردازد تا مخاطب بتواند جایگاه صحیح ماهیت را در نظام هستی دریابد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «ماهیت» و جایگاه آن در فلسفه می‌پردازند. بحث با تفکیک ماهیت لابشرط و ماهیت موجود در اشیاء آغاز شده و به نقد دیدگاه‌های رایج درباره تعریف ماهیت در پاسخ به پرسش «ما هو» می‌رسد. استاد با عبور از تعابیر ظاهری، به تحلیل این نکته می‌پردازند که چگونه وجود، قوام‌بخشِ ماهیت است و ماهیت به‌تنهایی فاقد قدرت تحقق خارجی است. در ادامه، با استفاده از مثال‌های ملموس و استناد به مبانی اصالت وجود، چگونگی تنزل حقیقت وجود به مراتب مختلف و قابلیت آن برای پذیرش صور گوناگون تبیین می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در درک رابطه میان وجود و ماهیت و تبیین وحدت وجود در قالب مشاهدات و استدلال‌های فلسفی، به بررسی دقیق این مسئله حیاتی می‌پردازد تا مخاطب بتواند جایگاه صحیح ماهیت را در نظام هستی دریابد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

10
  • تلمیذ: حتی بی‌شکلی هم یعنی مثلاً ماهیت وجودی او...

  • استاد: اصلاً خودش باید بی‌شکل باشد اگر بی‌شکل نباشد که خودش را نمی‌تواند به شکلی دربیاورد.

  • تلمیذ: ذاتاً بی‌شکل است.

  • استاد: بله، بی‌شکل است.

  • تلمیذ: حالا اقتضاء بی‌شکل بودن ـ اینکه می‌فرمایید: اطلاق ـ آیا این از باب این نیست که ما می‌خواهیم برای همه چیز ماهیت فرض کنیم والاّ ذات باری تعالیٰ ماهیت بردار نیست؟

  • استاد: بله، همین‌طور است.

  • تلمیذ: از باب ضیق ذات ماست که می‌خواهیم همه چیز را صاحب ماهیت بگیریم لذا آن وجود سعی که اطلاق دارد که اصلاً مرز بردار نیست، چرا...

  • استاد: ماهیتی که ما می‌گوییم بالأخره می‌خواهیم بگوییم که ذات؛ هر چیزی که ذات...؛ این ذات یعنی حقیقتش، واقعیتش، سرشتش و آن چیزی که باعث تشخص و قوامش است و باعث می‌شود که بین او و دیگران فرق گذاشته شود، این منظور ما است نه‌اینکه منظور ما از ماهیت به معنای اصطلاحی همین جنس و فصل و اینها باشد، در این‌گونه مسائل حتی در مجردات گیر می‌کنیم درحالی‌که مجردات ماهیت دارند، همان مرتبۀ تشکیکی مجرد همان حدودِ وجودی همان است فرض کنید در ملائکه و عقول متصل که دارای ماهیت هستند، ماهیت آنها که به صورت و ماده نیست بلکه آنها شیء هستند.

  • بیان جریان تجسم جبرئیل به صورت دحیۀ کلبی

  • همین جبرئیل که وجود مجرد است وقتی بر پیامبر نازل می‌شود به صورت یک انسان ـ دحیه کلبی ـ می‌آید.1 برفرض که این دحیه ـ که تمثل کرد‌ ـ وزن نداشت آیا صورت هم نداشت؟! آیا افراد او را نمی‌دیدند؟! با چشم ظاهر نمی‌دیدند بسیار خوب ولی با چشم برزخی هم نمی‌دیدند؟! مگر جبرئیل شکل دارد؟! مگر به صورت دحیه است؟! دحیه خصوصیت خارجی دارد؛ ابرو، چشم، بینی، گوش و دهانش مشخص است، آیا جبرئیل خودش را به صورت دحیه جا زده و دحیه را آورده است؟! این‌طور نبوده است، دحیه دارد در خیابان راه می‌رود و جبرئیل هم کنار پیامبر نشسته و مردم هم دارند می‌بینند. این دیدن، دیدن با چشم نبوده است، بسیار خوب ولی با چشم برزخی هم نبوده است؟! درحالی‌که [برزخ] صورت دارد، جبرئیل که صورت ندارد و مجرد است، پس آن چیست؟! قابلیت است، این جبرئیل که در مرتبۀ مجرد خودش و در آن مرتبۀ وجودِ علمی خودش ـ او ملک علم است و با ملک عذاب و رزق و سایر ملائک فرق می‌کند؛ هرکدام از این ملائک مظهر صفت یا چند صفت از پروردگار هستند و فقط انسان است که مظهر جمیع صفات است. جبرئیل مظهر علم است و وجود علمی دارد، حالا وجود علمی یعنی چه؟! مگر علم وزن دارد؟! ـ شکل پیدا کرده است و به صورت دحیه درآمده است، چرا این‌طور شد؟! آن به‌خاطر وجود است یعنی همان حقیقت وجود که وجودِ وجودِ علمی است علم می‌تواند شکل پیدا کند و دحیه شود، چرا؟! چون خود آن وجود و خود آن حقیقت علمی قابلیت این را دارد که در تنزل به مراتب مادون مطابق با هر مرتبه، خودش را به شکلی درآورد؛ می‌تواند به شکل دحیه باشد یا مشهدی تقی و نقی باشد! حالا جبرئیل خوشش آمد که به شکل دحیه باشد! می‌گویند: «الله جَمیلٌ و یُحبُّ الجمال»،2 جبرئیل نخواسته مردم قیافۀ شش‌درچهار بقیه را ببینند! حالا نمی‌دانیم در ﴿فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرٗا سَوِيّٗا﴾3 خودش را به چه شکلی درآورده بود!

    1. . الإصابة، ج 2، ص 321.
    2. . عوالی اللئالی، ج ۲، ص ۲۸.
    3. . سوره مریم (19) آیه 17. معاد شناسى، ج ‌6، ص 253:
      «جبرائیل براى حضرت مریم به صورت یك بشر مستوى ممثّل شد.»
/ 0