اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان وجود، ماهیت و تشخص در عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز می‌شود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهره‌گیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی می‌کنند: نخست، وجود که قوام‌بخش و محقق‌کننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم می‌کند. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌های ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های تکوینی روشن می‌شود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیت‌های اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیک‌تر می‌شود، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیق‌تر حقیقت هستی هموار می‌سازد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

4
  • حالا نگاه می‌کنی می‌بینی تکالب بر دنیاست. این حرف‌ها شده تکالب بر متاع دنیا و جیفه! این مطالب را از خود نمی‌گویم اینها تعبیراتی است که از بزرگان شنیده‌ام و دارم به شما می‌گویم. از کجا به کجا؟! لذا می‌گویم که اگر بگوییم که فرق بین مشرق و مغرب و بین زمین و آسمان است اصلاً تعبیر نارسایی است! فرق بین مردار و حی است؛ مردار متعفّن و موجود حیّ زنده! اینها چیزهایی است که برای ما نوشته‌اند والاّ قبلی‌ها انجام دادند و رفتند و کار خودشان را کردند و لذا مرحوم آقا نوشته‌اند که اینها برای ما عبرت است و باید بدانیم و باید بگوییم که در همین مجامع علمی و در همین حوزه‌های علمی که افراد آن چنانی بودند، افرادی سر و پا افتاده مانند مرحوم قاضی و مثل شاگردانش و علامه طباطبایی‌ها و آقا شیخ محمدتقی آملی‌ها و بزرگانی مانند آقا سیّد حسن مسقطی‌ها و آقا سید احمد کربلایی‌ها بودند که سرشان را پایین می‌انداختند و می‌آمدند و می‌رفتند و کار خودشان را در این اوضاع و احوال می‌کردند.

  • همین مرحوم قاضی درس خارج فقه داشت و آدمی نبود که کنار بنشیند و نگاه کند نه، درس خارج داشت و صاف می‌گفت که هر کسی می‌آید بسم الله، این‌طور نبود که راه ندهند و در را ببندند و قضیه پنهانی باشد ولی کسی نمی‌آمد ـ به جهنم نیاید ـ ولی ایشان می‌آمد و آن فقهی که امام صادق علیه‌السّلام در مدینه درس می‌داد را در نجف می‌گفت، آن فقهی که امام صادق و امام باقر علیهماالسّلام می‌گفتند را برای چند نفری که در آنجا بودند می‌گفت. این روش ایشان بود. ما اینها را از پای منقل نیاوردیم و زحمت کشیدیم و از بقیه بیشتر کار کردیم و به چیزهای دیگر اطلاع پیدا کردیم و حالا نتیجه‌اش این چیزها و این کیفیت است. آن‌وقت همان‌ مطالب به علامه طباطبایی و به مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیهما ـ منتقل می‌شود، لذا ما احساس می‌کنیم که آنجا خبرهایی بوده است. والاّ آدم [به دیگران] نگاه می‌کند یک چیزهایی را می‌بیند که نمی‌دانم اصلاً چه بگویم! حالم یک طوری می‌شود.