اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان وجود، ماهیت و تشخص در عالم هستی

14٬230
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز می‌شود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهره‌گیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی می‌کنند: نخست، وجود که قوام‌بخش و محقق‌کننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم می‌کند. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌های ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های تکوینی روشن می‌شود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیت‌های اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیک‌تر می‌شود، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیق‌تر حقیقت هستی هموار می‌سازد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز می‌شود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهره‌گیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی می‌کنند: نخست، وجود که قوام‌بخش و محقق‌کننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم می‌کند. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌های ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های تکوینی روشن می‌شود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیت‌های اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیک‌تر می‌شود، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیق‌تر حقیقت هستی هموار می‌سازد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

11
  • و الماهیةُ بِما هی ماهیةٌ أی بِاعتبار نفسِها لا واحدةٌ و لا کثیرةٌ و لا کلیةٌ و لا جزئیةٌ.1

  • ماهیت بما هی ماهیت و به اعتبار نفس خود ماهیت، نه واحد است و نه کثیر و نه کلی است و نه جزئی.

  • البته بعداً توضیح داده می‌شود که چرا گفتیم که کلی است ولی در اینجا می‌گوییم که کلی نیست. کلی که در آنجا گفتیم یعنی از حیث انطباقش بر مصادیق، جزئی نیست. اینکه در اینجا گفته می‌شود کلی و جزئی نیست یعنی صفت ماهیت کلی نیست مثل انسان کلی. ماهیت، ـ ذات ماهیت ـ کلی برنمی‌دارد، بله! خود ماهیت منطبق إلی ما لا نهایة است.

  • و الماهیةُ الإنسانیةُ مثلاً لمّا وجدَت شخصیةً و عُقِلَت کلیةً عُلِمَ أنّه لیسَ مِن شرطِها فی نفسِها أن تکونَ کلیةً أو شخصیةً ...

  • وقتی شما ماهیت انسانیت را شخصی تصور می‌کنید ولی خودش را به‌نحو کلی تعقل می‌کنید. وقتی انسانیت زید را می‌بینید، انسانیت جزئی می‌بیند ولی خود انسانیت را وقتی تعقل می‌کنید کلی است و نتیجه این است که در خود ماهیت و ذات ماهیت، کلیّت وجزئیّت نخوابیده است بلکه عارض بر آن می‌شوند نه‌اینکه از لوازم ذاتی ماهیت هستند.

  • تلمیذ: قاعدۀ الشیءُ ما لم یتشخص لم یوجد چطور می‌شود؟

  • استاد: وجود که همیشه هست، وجود به صرافت که همان وجود باری است هیچ‌وقت ازبین نمی‌رود، صحبت در مظاهر آن وجود و تقیّد اوست و تقیّد او همان ماهیت است. هم می‌توانیم بگوییم که ما لم یتشخص لم یوجد و هم می‌توانیم بگوییم که ما لم یوجد لم یتشخص هر دو یکی است و فرقی ندارند.

  • اللهم صل علی محمد و آل محمد

    1. . همان
/ 0