اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

تحلیل نسبت میان وجود، ماهیت و تشخص در عالم هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم ماهیت و جایگاه آن در نظام هستی می‌پردازند. بحث با واکاوی مفهوم «ما بِهِ الشیءُ هو هو» آغاز می‌شود؛ پرسشی که به دنبال یافتن عامل تشخص و تمایز اشیاء از یکدیگر است. استاد با بهره‌گیری از مبانی فلسفی و عرفانی، دو پاسخ متفاوت را برای این پرسش بررسی می‌کنند: نخست، وجود که قوام‌بخش و محقق‌کننده اشیاء است و دوم، ماهیت که با حدود و قیود خود، مرزهای تمایز را میان موجودات ترسیم می‌کند. در ادامه، با استفاده از تمثیل‌های ساده و ملموس، تفاوت میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های تکوینی روشن می‌شود. این جلسه با تأکید بر اینکه هرچه انسان از قیود ماهوی و انانیت‌های اعتباری فاصله بگیرد، به حقیقت وحدت وجود نزدیک‌تر می‌شود، به پایان می‌رسد تا مخاطب دریابد چگونه حذف موانع ذهنی، راه را برای درک عمیق‌تر حقیقت هستی هموار می‌سازد.

ماهیت و تفسیر آن در فلسفه اسلامی

1
  • درس پانصد و نود و هشتم

  • بحث ماهیت و تفسیر ماهیت (3)

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • ... آن موقع مرحوم آقا1 ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به ما گفتند که بروید قم، در یکی از سفرهایی که به مشهد می‌رفتیم با ما شوخی کردند و گفتند: پس رسالۀ عملیّه شما چه شد؟ شما که مدتی است قم رفته‌اید! گفتم: آقا خیلی جلوتر از ما در صف هستند! گفتند: نه آقا، از شما گذشته برو حقّت را بگیر و خندیدند!

  • واقعاً آدم وقتی به اوضاعِ حال و جریانات و به آنچه که سابقی‌ها بودند نگاه می‌کند، اصلاً تفاوت با آنچه که سید احمد کربلایی فکر می‌کرد به‌نحوی است که قابل تصور نیست. انسان می‌خواهد بگوید که از مشرق تا مغرب است ولی از مشرق تا مغرب چیزی نیست! از زمین تا آسمان چیزی نیست! سید احمد کربلایی که او را اعلم از علماء می‌دانستند، می‌فرمود که اگر جهنم رفتن واجب کفایی باشد مَن بِهِ الکفایه هستند و نوبت به ما نمی‌رسد! دیگر چه کسی چنین حرفی را می‌زند؟! او از تقلید و مرجعیت برای خودش چه تصوری دارد که این‌طور حرف می‌زند و چطور آن آزادی خودش را نمی‌خواهد ازدست بدهد؟! این خیلی مهم است! او چه ادراکی از آزادی داشت؟! از فراق بال داشت؟! از آثاری که بر این آزادی مترتب است داشت. بالأخره انسان باید تصوری بکند، عقلی که بقیه داشتند اینها هم داشتند، اگر نگوییم بیشتر ولی کمتر از بقیه نداشتند ولی اینها چه درکی بود که این مسائل را مانع و حاجز می‌دیدند به‌نحوی‌که تصّورش آنها را مضطرب و مشوّش می‌کرد؟

  • مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ می‌فرمودند: وقتی که بعد از انقلاب می‌خواستند ما را دبیر شورای نگهبان کنند، من یک شبانه روز خوابم نبرد. خودشان به من فرمودند که یک شبانه روز خوابم نبرد! زیدی صبح حدود ساعت ده به ایشان تلفن کرده بود و گفت که الآن در فلان‌جا جلسه است برای تصمیم گیری و شما مطرح هستید و می‌خواستم به شما بگویم. ایشان گفتند که وقتی من شنیدم یک شبانه روز خوابم نبرد و مضطرب بودم! حالا یک عبارتی گفتند که شاید درست نیست بگویم؛ حرفی با خدای خود زدند. بعد گفتند که فردا صبح که من داشتم با تاکسی می‌رفتم راننده گفت که اطلاع دارید برای دبیری شورای نگهبان آقای لطف الله صافی را انتخاب کردند؟ ایشان گفتند که در آنجا من گفتم: ﴿وَقَالُواْ ٱلۡحَمۡدُ لِلَّهِ ٱلَّذِيٓ أَذۡهَبَ عَنَّا ٱلۡحَزَنَ إِنَّ رَبَّنَا لَغَفُورٞ شَكُورٌ * ٱلَّذِيٓ أَحَلَّنَا دَارَ ٱلۡمُقَامَةِ مِن فَضۡلِهِۦ لَا يَمَسُّنَا فِيهَا نَصَبٞ وَلَا يَمَسُّنَا فِيهَا لُغُوبٞ2 این همان مَن بِهِ الکفایه است. این عبارت همان است که حافظ می‌گوید:

    1. . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.
    2. . سوره فاطر (35) آیه 34 و 35. معاد شناسى، ج ‌10، ص 121:
      «[بهشتیان] می‌گویند: سپاس و ستایش مختصّ خداوند است، آنكه غم و غصّه و اندوه را از ما برداشت؛ و پروردگار ما غفور و شكور است، آنكه ما را در محلّ اقامت و سكون از فضل خود داخل كرد، به‌طورى‌كه هیچ‌گونه مشكلى و هیچ‌گونه سختى و شدّتى دیگر ابداً به ما نخواهد رسید.»