اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت

تحلیل جایگاه احدیت و واحدیت در هویت ذات باری‌تعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماهیت، وجود و اوصافی همچون وحدت و کثرت می‌پردازند. بحث با این محور آغاز می‌شود که ماهیت فی‌حدنفسه اقتضای وحدت یا کثرت را ندارد و این اوصاف، عوارضِ وجود هستند. در ادامه، تفاوت بنیادین میان مقام احدیت و واحدیت بررسی شده و این نکته مورد تأکید قرار می‌گیرد که اتصاف ذات باری‌تعالی به احدیت، به معنای تنزل ذات نیست، بلکه انتزاعی ذاتی از هویت بساطت و اطلاق اوست. استاد با نقد برخی دیدگاه‌های فلسفی پیرامون تشکیک در وجوب و مراتب ظهور، به تبیین اراده واحده الهی در تکوین عالم می‌پردازند و با ذکر مثال‌هایی از تاریخ و سیره اولیاء، به تفاوت نگاهِ ولیّ خدا به امور تکوینی در مقایسه با توهمات بشری اشاره می‌کنند. حاصل این بحث، شناخت دقیق‌تر جایگاه عبد در برابر اراده الهی و پرهیز از خلط میان مقام ذات و مقام ظهورات است.

ماهیت و تفاوت آن با وجود در وحدت و کثرت

7
  • تلمیذالشیء ما لم یَجب لم یُوجد، وجوبی را که ما در مرحلۀ واحدیت داریم در أحدیت هست؟

  • استاد: هست؟! پس شما دارید تأیید ما را می‌کنید. ما اوصافی داریم که بدون اینکه موجب تنزل آن هوهویت ذات باشد متصف است مثل مقام واجبیت؛ ما وقتی که می‌گوییم ذات باری تعالی واجب است آیا او را از رتبۀ هوهویت خودش تنزّل دادیم؟! وجوب هم در مرتبۀ ذات یکی است و هم در خارج یکی است.

  • من یک‌وقت داشتم صحبتی از یکی از معروفین در فلسفه که در آمریکا هست را در تلویزیون تماشا می‌کردم. ایشان می‌گفت: وجوبی که در ذات حق تعالی است خیلی قوی‌تر و شدیدتر از وجوبی است [که در غیر است]! واقعاً آیا به اینها می‌شود گفت که اهل فلسفه و حکمت هستند؟!

  • معنای وجوب در فلسفه

  • وجوب عبارت از سدّ ثغور [و رفع نقص] علیت در تأثیر بر معلول، وقتی که شما در مقام علیت سدّ ثغور بکنید و رفع نواقص بکنید به حدی که هیچ شائبۀ نفی و احتمال عدم در آنجا ساری و جاری نشود، به آن حد، حد وجوب است و آن حدی است که علت دارد در معلول تأثیر می‌کند. این وجوب است که نفی [عدم] است. حالا این وجوب چه در ذات باری باشد که حیثیت هویت ذات باری طارد همۀ اعدام و همۀ امکانات است و لذا واجب‌الوجود، غنی بالذات است و لذا صمدیّت دارد و پُر است و چه اینکه این مسئله در مورد ممکنات باشد، فرق ندارد همین‌که یک ممکن به‌واسطۀ علت به مرتبۀ وجود آمد، أنّه واجبٌ بِوجودِ العله، واجب شدت و ضعف ندارد! این آقا بین وجود و وجوب اشتباه کرده است، تشکیک را روی وجوب برده است درحالی‌که وجود دارای تشکیک است و کم و زیاد می‌شود و سعه و ضیق پیدا می‌کند برحسب تجرد و اینها.

  • بنابراین ما خیلی چیزها داریم که صرف اتصاف ذات باری به آنها موجب تنزّل آنها نیست؛ یکی نفس اتصاف به موجودیت و یکی نفس اتصاف به واجب و یکی هم نفس اتصاف به أحدیت است که أحدیت هم یک مسئله است. لذا از اینجا مشخص می‌شود اشکال مرحوم علامه طباطبایی و تعبیر ایشان در توحید علمی و عینی که أحدیت را در مرتبۀ مادون مرتبۀ هوهویت دانسته‌اند، این محلّ تأمل و ایراد است.1 این بحثی است که گذشت.

    1. توحید علمی و عینی، ص 260.