
ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض
تحلیل فلسفی لحاظ مرتبه و واقع در اتصاف ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض میپردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز میشود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی میشود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار میگیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا مییابد. استاد با نقد برخی برداشتهای نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح میدهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان میکنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت میگیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.
ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض میپردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز میشود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی میشود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار میگیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا مییابد. استاد با نقد برخی برداشتهای نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح میدهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان میکنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت میگیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.
ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض
14از این جهت حكایاتى داریم و كم هم نیستند که كسانى که خدمت حضرت رسیدند وقتى كه از مسائل شرعى پرسیدند حضرت فرمودند که وظیفۀ شما این است به كتب مراجعه كنید درصورتیكه میتوانستند جواب آنها را بدهند! فقط در یك جا داریم كه حضرت [به علامه حلی] مىگویند: به كتاب تهذیب در صفحۀ فلان مراجعه كن.1
تلمیذ: مگر کل انسانها و مکلفین مكلف به واقع نیستند؟
استاد: درصورتىكه به واقع دسترسى داشته باشیم.
تلمیذ: از طرفی داریم مجتهد حتماً باید متصل باشد و مردم را به انحراف نکشاند و... از طرفی هم راجع به اختلاف فتاوا مطالب و روایاتی داریم جمعش به چیست؟!
دستگیری و راهنمایی امام براساس کیفیت فكر و انتظار و خواست افراد
استاد: جمعش کردیم. ما در اینجا میگوییم كه كسى كه میتواند به واقع برسد باید به واقع برسد، همان علامه حلى هم اگر میخواست به واقع برسد به واقع میرسید منتها در مرتبهاى بوده كه صفا و اخلاص داشت و حضرت هم ایشان را در همان مرتبه به یك راهى راهنمایى كردند. ممكن است كسی دیگر باشد كه انتظار دیگرى داشته باشد و توقع دیگرى داشته باشد و فكرش فكر دیگرى باشد، او را به چیز دیگرى راهنمایى مىكنند! هر كسى را براساس کیفیت فكر و انتظار و خواستش كه چه میخواهد [راهنمایی میکنند]! یک کسی میخواهد به فقه و مسائل برسد مىگویند که خیلى خب كمكش میکنند و یک كسى میخواهد به حاقّ واقع برسد میگویند که بفرما این گوی و این میدان! میروی و میرسی و درك هم میکنی! حال كه به واقع رسیدى یا مُجاز به اظهار و بیان هستى یا مجاز نیستى، این یک مطلب دیگر است. فرض کنید در موارد تقیه امام مجاز به بیان حكم نیست، صاف جلوى همه حكم خلاف را بیان میکند و معلوم میشود که مورد مجاز نیست، وقتى كه تقیه رفع میشود آنوقت در مقام بیان مسئله را بیان میکند و برگشت این [مسئله] به افراد است لذا بین این دو منافات نیست.
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به قصص العلماء، ص ۸۸5.
