اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

تحلیل فلسفی لحاظ مرتبه و واقع در اتصاف ماهیت

14٬207
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض می‌پردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز می‌شود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی می‌شود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا می‌یابد. استاد با نقد برخی برداشت‌های نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح می‌دهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان می‌کنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت می‌گیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض می‌پردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز می‌شود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی می‌شود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا می‌یابد. استاد با نقد برخی برداشت‌های نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح می‌دهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان می‌کنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت می‌گیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

16
  • حالا قضیۀ تقلید نسبت به هر فردى متفاوت است؛ نسبت به افراد عوام می‌گویند که بروید یك افراد صالحى را پیدا كنید که این خصوصیات را داشته باشد. گاهى شخص عوام نیست و خودش اهل فهم و بصیرت است، دیگر حضرت به او نمى‌فرمایند که برو كسى را پیدا كن، به او مى‌گویند که دنبال كسى برو که: «لا یَحلُّ الفُتیا لِمن لا یَستَفتِى مِن الله تعالیٰ بِصَفاء سِرِّه»1 دنبال این برو.

  • علت بیان حکم مخالف واقع توسط اولیاء الهی

  • تلمیذ: در این مواردی که اخیراً فرمودید نسبت به اولیاء الهی در عین اتصال به حقیقت اینها هم بعضی مواقع فتاوای خلاف آنچه که در واقع استنباط کردند اظهار می‌کنند درحالی‌که...

  • استاد: عرض کردم که ما مأمور به منجزیت و حجیت هستیم. آن شخصى كه به این مراتب رسیده است با حفظ این مرتبه، كلام او مانند كلام تقیۀ موسى بن جعفر علیهماالسّلام می‌شود؛ موسى بن جعفر در یك جا سه حكم بیان می‌کنند! مگر ما چندتا واقع داریم؟! در یک جا صلاح می‌بیند كه حكم واقع را نگوید و ما نمی‌دانیم كه چرا صلاح نمی‌بیند! صحبت ما این است كه او به این مرتبه رسیده است لذا وقتى از او سؤال می‌کنیم، می‌خندد! خندۀ او یعنى من می‌دانم! نمی‌گوید كه من نمی‌دانم، اى عجب تازه فهمیدم! مى‌گوید که مى‌دانم درعین‌حال شما برو این كار را بكن.

  • یك وقت من راجع به قضیه‌اى از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ سؤالى كردم و به ایشان گفتم که وجوب چنین مسئله‌اى با فرض چنین شرایطی است، آیا شما هم هم‌اكنون با وجود این شرایط باز هم قائل به وجوب چنین مطلبى هستید؟ ایشان فرمودند که برو فلان كار را بكن، تو كارى نداشته باش! یعنی چه؟! این همین است. با وجود اینكه نظر، نظر مخالف است ولى درعین‌حال فرمودند که تو كارى نداشته باش! گفتم که خب این یك مطلب دیگر است‌ و بحث دیگر عوض می‌شود.

    1. . مصباح الشریعة، ج 1، ص 16.
/ 613