اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

تحلیل فلسفی لحاظ مرتبه و واقع در اتصاف ماهیت

14٬207
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض می‌پردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز می‌شود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی می‌شود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا می‌یابد. استاد با نقد برخی برداشت‌های نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح می‌دهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان می‌کنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت می‌گیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق ماهیت و نحوه اتصاف آن به لوازم و عوارض می‌پردازند. بحث با تبیین دو لحاظِ «مرتبه» و «واقع» آغاز می‌شود؛ در لحاظ مرتبه، ماهیت بدون در نظر گرفتن وجود خارجی و تنها در حاقّ ذات خود بررسی می‌شود که نسبت به عوارض، لااقتضاء است. در مقابل، در لحاظ واقع، ماهیت به لحاظ تحقق خارجی مورد توجه قرار می‌گیرد که اتصاف به وجود یا عدم در آن معنا می‌یابد. استاد با نقد برخی برداشت‌های نادرست در مباحث اصولی و فلسفی، بر اهمیت تفکیک این دو ساحت تأکید کرده و توضیح می‌دهند که چگونه خلط میان این دو، منجر به اشتباه در فهم احکام و تکالیف می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به نظام امتحان و تشریع، بیان می‌کنند که دستگیری اولیای الهی و هدایت افراد، متناسب با ظرفیت و کیفیت فکری آنان صورت می‌گیرد و وظیفه مکلف، حرکت بر اساس حجت شرعی و تلاش برای رسیدن به واقع است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

ماهیت و اتصاف آن به لوازم و عوارض

9
  • خلاصه این آقا پیش ما آمده بود [و می‌گفت که] عصر جمعه به‌جای دعای سمات، زیارت عاشورا خوانده شود! الآن از ارکان است! گفتم تو را به خدا بیش از این آبرو نبر و همین‌جا مسئله را تمام کن! تا تتمۀ ارادتی که بابای من به شما دارد ازبین نرفته است، قضیه همین‌جا ختم شود! خلاصه به خیر گذشت! آن‌وقت همین آقا وقتی که شب‌های ماه رمضان در منزلش جلسه بود، این سید اولاد پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم که الآن کنار من نشسته است را مجبور می‌کرد که مناجات امیرالمؤمنین علیه‌السّلام در مسجد کوفه را بخواند و بعد ایشان که مشغول خواندن می‌شد خودش بیرون اتاق می‌رفت و مشغول نماز خواندن می‌شد! خب خودت هم بنشین، اگر قرار است که این درست باشد چرا خودت بلند می‌شوی می‌روی؟! چرا می‌روی و نافله و نماز شب‌های ماه رمضان را می‌خوانی؟! این می‌شود مقدسی! مقدسی و نفهمی! یا تو ما را سر کار می‌گذاری یا [مسئلۀ دیگری بود]! بعد هم چراغ‌ها را خاموش می‌کرد! شما چطور می‌خواندید؟! پس معلوم است که ما را سر کار می‌گذاری، سر این بچه‌ها را گرم می‌کنیم و خودمان به مسائل مهم‌تر و نماز و از این چیزها می‌پردازیم! اینها صد سال که سهل است صد میلیون سال هم بخواهند اینها را انجام بدهند در همان حدود خودشان باقی می‌مانند و به‌اندازۀ یک سانت فهم پیدا نمی‌کنند! هر چیزی جای خودش را دارد و هر چیزی باید در جای خود لحاظ شود.

  • برگشت بحث ارتفاع نقیضین به عدم و وجود

  • در لحاظ مرتبه، اقتضاء آن مرتبه خلوّ من النقیضین است که ممتنع است و به وجود خارج برمی‌گردد یعنی در واقع این ماهیت از نقطه‌نظر خارج یا باید متصف به وجود باشد یا باید متصف به عدم باشد یا باید متصَف به ضحک باشد یا باید متصف به عدم ضحک باشد. چرا؟! زیرا اصلاً برگشت بحث ارتفاع نقیضین به عدم و وجود است إمّا الوجود الصرف و العدم الصرف، و إمّا الوجود المقید و العدم المقید. وجود مقید مثل ضحک، جلوس، کتابت، شعر، عکس و امثال‌ذلک است و وجود مطلق عبارت از همان وجود مطلق است و فرقی نمی‌کند.

/