اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی

تحلیل جایگاه ماهیت در مرتبه ذات و تفاوت آن با وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «ماهیت» در مرتبه ذات و تفاوت آن با اوصاف وجودی می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات، نسبت به اوصاف وجودی «لا اقتضاء» است و برخلاف موجودات، در این مرتبه، قاعدۀ تناقض به معنای مصطلح جاری نیست. ایشان با تفکیک میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیت مِن حیث هی»، توضیح می‌دهند که چگونه سلب اوصاف از ماهیت، به معنای رفع مقید است نه سلبِ خودِ ذات. در ادامه، با نقد برخی برداشت‌های ادبی و عرفانی پیرامون تذکیر و تأنیث در عوالم وجود، به تبیین حقیقتِ «روح» و «نفس» پرداخته و تأکید می‌کنند که حقایقِ عالیه، فراتر از این اعتبارات صوری هستند. در نهایت، با اشاره به جایگاه ولایتِ اطلاقی ائمه اطهار، بر ضرورتِ عبور از نگاه‌های محدودِ صوری در توسل و زیارت تأکید شده و حقیقتِ فاعلیت در عالم هستی تبیین می‌گردد.

ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی

1
  • درس ششصد و یکم

  • بحث ماهیت و تفسیر ماهیت (6)

  • أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • ألا ترىٰ أنَّ الأشیاءَ التى لیست بینها علاقةٌ ذاتیة لیسَ وجودُ بعضها و لا عدُمها فى مرتبةِ وجودِ الآخر أو عدمِه علىٰ أنَّ نقیضَ وجود الشی‌ء فى مرتبة مِن المراتب دفعُ وجودِه فیها بأن تکونَ المرتبة ظرفاً لِلمنفى لا لِلنفى أعنى رفعَ المقید لا الرفع المقیَّد.1

  • در بحث سلبِ وصف و قید از ماهیت عرض شد كه در مرتبۀ ماهیت كه همان مرتبۀ ذاتى آن است كه نفس‌الأمر گفته می‌شود، در آنجا ماهیت نسبت به اوصاف وجودى لا اقتضاء است چه اوصاف مع الوجود و چه اوصاف به شرط وجود، در هردوى اینها ماهیت نسبت به اینها لا اقتضاء است. بله! ماهیت نسبت به ذاتیات خودش متصف به اقتضاء است و مقتضى ذاتیات خودش است اما نسبت به ظرف وجود یعنی اقتران به وجود یا اشتراك وجود، ماهیت لا اقتضاء است لذا می شود سلب شی‌ء و سلب سلب شی‌ء از آن صفات و قیدهایى كه ماهیت متصف و مقید به آن‌ است بشود. لحاظ حیثیت در اینجا ما را به این مرتبه راهنمایى می‌کند الماهیةُ مِن حیث هى، لا الماهیةُ الموجودة و لا الماهیةُ بِشرطِ الوجود خود ماهیت در اینجا فی‌حدّنفسه اقتضاء عدم تعجب را می‌کند و نسبت به عدم تعجب و همین‌طور نسبت به تعجب لا اقتضاء است.

  • عرض شد كه مسئلۀ امتناع نقیضین و قاعدۀ نقیضین و متناقضین همیشه در اوصاف وجودیه است نه در اتصاف ماهیت به مرتبه در همان مرتبۀ خودش. فرض كنید كه در اشیاء وجودى هم همین مطلب را تصور می‌کنید، الآن دو شی‌ء وجودى را تصور كنید؛ یكى این كتاب و یكی این میكروفون‌هایی که الآن اینجا هستند، اینها دو امر وجودى هستند و هیچ ارتباطى هم به هم ندارند همان‌طور كه وجود این كتاب از نقطه‌نظر تحصل و تحقق خارجى نسبت به این شی‌ء لا اقتضاء است چه این تحقق داشته باشد یا نداشته باشد، این كتاب ارتباط و علاقه‌ای ندارد؛ هیچ علاقه‌ای بین وجود كتاب و این دستگاه‌ها نیست، اینها باشند یا نباشند كتاب براى خودش حكم خاصّ خودش را دارد و این نسبت به موضوعاتی است كه موضوعات موجوده هستند ولكن بین آنها علاقۀ علیت و سببیت نیست.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 7.