اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی

تحلیل جایگاه ماهیت در مرتبه ذات و تفاوت آن با وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «ماهیت» در مرتبه ذات و تفاوت آن با اوصاف وجودی می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات، نسبت به اوصاف وجودی «لا اقتضاء» است و برخلاف موجودات، در این مرتبه، قاعدۀ تناقض به معنای مصطلح جاری نیست. ایشان با تفکیک میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیت مِن حیث هی»، توضیح می‌دهند که چگونه سلب اوصاف از ماهیت، به معنای رفع مقید است نه سلبِ خودِ ذات. در ادامه، با نقد برخی برداشت‌های ادبی و عرفانی پیرامون تذکیر و تأنیث در عوالم وجود، به تبیین حقیقتِ «روح» و «نفس» پرداخته و تأکید می‌کنند که حقایقِ عالیه، فراتر از این اعتبارات صوری هستند. در نهایت، با اشاره به جایگاه ولایتِ اطلاقی ائمه اطهار، بر ضرورتِ عبور از نگاه‌های محدودِ صوری در توسل و زیارت تأکید شده و حقیقتِ فاعلیت در عالم هستی تبیین می‌گردد.

ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی

13
  • خود شما وقتى كه با بزرگان و مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ رفت‌وآمد داشتید، نشستن و كنار ایشان بودن با وقتى كه در دور بودید یكى بود؟! این یک چیزی است که ظاهر است و انسان احساس می‌کند، این آثارى است كه براى این تعلقات انسان پیدا می‌شود. خدا انسان را موجود نفسى قرار داده و موجودى كه داراى تعلقات و ربط است و انسان باید این خصوصیت تكوینى را پاس بدارد و به آن ارزش بدهد همین خصوصیتی كه در این قرار داده شده است. بله! یک وقتى اتفاق می‌افتد كه انسان در مرتبۀ خاصى قرار می‌گیرد كه رفتن و نرفتن برایش فرق ندارد و آن حکم خاصّ خودش را دارد. مرحوم قاضى در زمانى نشسته بود و براى او آمدن، زدن، بردن و كشتن تفاوتى نداشت، این یك زمان بود و زمانى هم در اواخر عمرش روز عاشورا كنار خیابان می‌رفت و می‌ایستاد و عمامه را برمی‌داشت و جلو می‌رفت تا بلكه كسانى كه قمه می‌زنند، قمه به سر او هم بخورد! این‌هم یک حال است. خودش قمه نمی‌زند چون می‌گوید که از نظر شرعى نمی‌توانم بزنم و مسئلۀ قمه زدن براى او اشكال دارد. حالا اگر به سر ما خورد دیگر اشكال ندارد، سرمان را جلو می‌آوریم بلکه بخورد! این چه حالى است؟! این دو جنبه است؛ این جنبه، جنبۀ جامعیت است جامعیت و بقاء، اقتضاء این حالت را می‌کند. آن‌طور باشیم یك تكلیف است و این‌طور باشیم تكلیف فرق می‌کند، خصوصیات فرق می‌کند، حال‌وهواى انسان فرق می‌کند و وضعیت و حال انسان در ابتهال و التجاء او متفاوت است.

  • اطلاقى بودن ولایت ائمه علیهم‌السّلام

  • آقاى حداد و بزرگان ـ رضوان الله تعالی علیهم ـ كه به زیارت امام رضا علیه‌السّلام می‌رفتند مثل ما كه نبودند، ما فقط ضریح و طلا و نقره می‌بینم ولی آنها كه می‌رفتند در زیارت امام رضا امام زمان می‌دیدند که در آنجا حضور دارد نه‌اینكه فقط توجه خود را به خود امام رضا و شكل منحصر كنند، امام رضا که شكل ندارد! ولایت امام رضا که محدود نیست! ولایت امام رضا ولایت اطلاقى است و از اول خدائیت خدا بوده است و تا آخر هم خواهد بود و محدود به زیر قبه نیست منتها از نظر توجه ظاهر كه الآن این روح در این بدن قرار دارد، او در مقام توجه، به زیارت این بدن می‌آید كه از این بدن هم متأثر و متبرك شود والاّ آن آقاى حداد و مرحوم آقا در خود گنبد امام رضا، امام زمان را می‌دیدند منتها نه امام زمان با صورت بلکه آن ولایت را احساس می‌کردند! این یكى از ظلم‌هایی است كه توسط ما بر حضرت رفته است و ما نتوانستیم مردم را نسبت به این قضیه آشنا كنیم! فقط یك نیمۀ شعبانی بیاید و مجلسى درست كنیم و حالا هم كه اسمش را دكترین مهدویت می‌گذاریم! مسخره‌بازی است! چه کسانی می‌روند و چه صحبت‌هایی هم می‌کنند!