اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی

تحلیل جایگاه ماهیت در مرتبه ذات و تفاوت آن با وجود

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «ماهیت» در مرتبه ذات و تفاوت آن با اوصاف وجودی می‌پردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز می‌شود که ماهیت در مرتبه ذات، نسبت به اوصاف وجودی «لا اقتضاء» است و برخلاف موجودات، در این مرتبه، قاعدۀ تناقض به معنای مصطلح جاری نیست. ایشان با تفکیک میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیت مِن حیث هی»، توضیح می‌دهند که چگونه سلب اوصاف از ماهیت، به معنای رفع مقید است نه سلبِ خودِ ذات. در ادامه، با نقد برخی برداشت‌های ادبی و عرفانی پیرامون تذکیر و تأنیث در عوالم وجود، به تبیین حقیقتِ «روح» و «نفس» پرداخته و تأکید می‌کنند که حقایقِ عالیه، فراتر از این اعتبارات صوری هستند. در نهایت، با اشاره به جایگاه ولایتِ اطلاقی ائمه اطهار، بر ضرورتِ عبور از نگاه‌های محدودِ صوری در توسل و زیارت تأکید شده و حقیقتِ فاعلیت در عالم هستی تبیین می‌گردد.

ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی

4
  • تلمیذ: اصلش که یکی است!

  • استاد: دو نفس در اینجا تعلق می‌گیرد، اصلش یكى است ولى وجود خارجى آن دوتا است، اول این نفس، نفس واحده بوده است ولكن وقتى كه تعدد پیدا می‌کند خود نفس مؤنث می‌شود نه‌اینكه بگوییم که نفس اول واحد است و بعد آن‌وقت نفس‌های بعدى واحده می‌شوند! وقتى كه این نفس در ظهور و بروز خارجی زوج است و مرد و زن دو نفس دارند پس آن صفتى كه براى نفس آورده می‌شود صفت مؤنث می‌شود و در اینجا اصل نفس تأنیث پیدا می‌کند. چون بروز اصل دوتاست.

  • تلمیذ: تأنیث در یک شیء از کجا آمده است؟

  • استاد: تأنیث در یک شیء را خدا استفاده کرده است نه‌اینکه همین‌طوری ساخته باشیم.

  • قاعده دربارۀ انسان به زوج و فرد برمی‌گردد. چرا نفس در اینجا این‌طور است؟ به‌خاطر این است كه در بدو وجود انسان گرچه نفس واحد است یعنى ریشۀ نفس یك نفس است منتها در ظهور خارجى دو ظهور است یعنى دو نفس و دو تدبیر داریم و دو نحوه شكل، شمایل، خصوصیات و ظهورات خارجى داریم و نمی‌شود انكار كرد. آن‌وقت صفتى كه براى نفس آورده می‌شود باید مؤنث باشد و نمی‌شود مذكر باشد. این از لحاظ ادبى و بلاغى است.

  • مسئلۀ دیگر اینكه نفس در مقایسه با روح تأنیثش از این باب است و روح داراى مرتبۀ عالى و مقام عالى است، در مسئلۀ روح بالأخره باید به‌واسطۀ جهت ارتباطش یك جنبۀ علو داشته باشد و آن نفس به‌خاطر مرتبۀ مادونى كه دارد یك مرتبه از آن جنبۀ روح پایین‌تر است، آن روح حیثیت تعلق و ربط انسان به پروردگار است كه آن حقیقت و سرّ انسان است و نفس مقام تدبیر است و مقام تدبیر از مقام تعلق پایین‌تر است. براى تفاوت بین این دو قضیه در مورد نفس استفادۀ تأنیث شده است و دربارۀ روح استفادۀ تأنیث نمی‌شود.

  • لذا وقتى كه دقت كنیم می‌بینیم كه بسیارى از ادباء در اینجا اشتباه کرده‌اند، داریم که در بعضى از موارد روح به لحاظ جنبۀ تعلقى كه به پروردگار دارد ﴿نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾1 مذكر آورده شده است. در این وصفى كه مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ آورده‌اند، آن جنبۀ تعلقى را در اینجا مورد لحاظ قرار داده‌اند نه جنبۀ تدبیر بدن. بله، اگر روح در مقام تدبیر بدن بود باید الروح المجرده گفته می‌شد كه همان حیثیت نفسانى لحاظ شده است چون در اینجا بالاتر از این مورد نظر است و اعلاى از مرتبۀ نفس و تدبیر است و نفسِ همان حیثیت ربطیۀ بین انسان و پروردگار است كه ﴿نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي﴾ است لذا در اینجا آن جنبه باید مجرد آورده شود كه به‌عنوان مذكر است لذا در آیۀ شریفه می‌فرماید: ﴿نَفَخۡتُ فِيهِ مِن رُّوحِي فَقَعُواْ لَهُۥ سَٰجِدِينَ﴾2 نه «لها» یعنى وقتى كه آن روح من آمد و آن را تبدیل به انسان كرد آن‌وقت در اینجا موقعیت مذكر پیدا می‌کند یعنى آن حیثیت روحى باعث تذكیر شده است. «لَه» گفته شده است یعنى آن جنبۀ روحیت من او را به شكل انسانیت درآورده است پس او باعث مذكر بودنش شده است.

    1. . سوره ص (38) آیه 72. معاد شناسى، ج ‌6، ص 247:‌
      «من از روح خودم در آدم دمیدم.»
    2. . سوره ص (38) آیه 72. افق وحى، ص 157:
      «از روح و ذات خود در آن دمیدم، آنگاه در برابر او سجده آرید.»