
ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی
تحلیل جایگاه ماهیت در مرتبه ذات و تفاوت آن با وجود
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه «ماهیت» در مرتبه ذات و تفاوت آن با اوصاف وجودی میپردازند. بحث با بررسی این نکته آغاز میشود که ماهیت در مرتبه ذات، نسبت به اوصاف وجودی «لا اقتضاء» است و برخلاف موجودات، در این مرتبه، قاعدۀ تناقض به معنای مصطلح جاری نیست. ایشان با تفکیک میان «ماهیت به شرط وجود» و «ماهیت مِن حیث هی»، توضیح میدهند که چگونه سلب اوصاف از ماهیت، به معنای رفع مقید است نه سلبِ خودِ ذات. در ادامه، با نقد برخی برداشتهای ادبی و عرفانی پیرامون تذکیر و تأنیث در عوالم وجود، به تبیین حقیقتِ «روح» و «نفس» پرداخته و تأکید میکنند که حقایقِ عالیه، فراتر از این اعتبارات صوری هستند. در نهایت، با اشاره به جایگاه ولایتِ اطلاقی ائمه اطهار، بر ضرورتِ عبور از نگاههای محدودِ صوری در توسل و زیارت تأکید شده و حقیقتِ فاعلیت در عالم هستی تبیین میگردد.
ماهیت و نسبت آن با اوصاف وجودی
8استاد: در آنجا فاعلیت و انفعالیت در همۀ سلسله مراتب وجود دارد یعنی در هر مرتبهای كه فاعلیت است همان مرتبه منفعل از بالا است و در همان زمان كه منفعل است نسبت به پایین فاعل است، نمیتوانیم بگوییم از یك نظر مذكر است و از جهت دیگر مؤنث، این معنا ندارد. مگر اینكه از نقطهنظر سیر وجودی، تذكیر و تأنیث شكل پیدا كند، وقتى شكل پیدا كرد آنوقت میشود گفت. والاّ هر علتی نسبت به بالایی خودش منفعل و معلول است پس هم باید «هو» بگوییم و هم «هی» بگوییم پس این جنبۀ انفعالى نمیتواند دلیل باشد، همان جنبۀ شكل گرفتن و ظهور پیدا كردن است كه خصوصیات تفاوت میکند و حالات مختلف میشود و شكل و شمایل عوض میشود و این در مثال هست و از آنجا كه بالاتر است در آنجا دیگر آن مسئله نیست.
لذا در روز قیامت دو حیثیت در اینجا ملاحظه میشود؛ حیثیت اول، حیثیت خود صورت داشتن و صورى بودن اشیاء است. در روز قیامت ...، قیامت فقط قیامت معنا و مجرد نیست بلکه قیامت صورى هم هست حالا یا بر بعضى از نظریهها فقط صورت مثالى است یعنى حشر، حشر مثالى است با تنعمات مثالى یا حشر، حشر جسمانى است با همین خصوصیات جسمانى و همین وضعیت و شرایط فعلی، در هردو قضیه بالأخره صورت وجود دارد و این صورت یا به شكل صورت تأنیث است یا به شكل صورت تذكیر است. آنهایی كه در این دنیا مؤنث هستند در قیامت هم مؤنث حشرونشر پیدا میکنند و روایت هم داریم كه حضرت زهرا سلاماللهعلیها با چه كیفیتى وارد میشوند و میگویند اهل محشر چشمها را پایین بیندازند و حضرت مریم و افراد دیگر میآیند.1 مردها هم كه در آنجا به همان كیفیت مذكر بودن میآیند، در آنجا پوشش ندارند و چادر سرشان نمیکنند. این بهخاطر لازمۀ صورت داشتن است بالأخره صورتى كه پیدا میکند به چه شكلى است؟ وقتى جبرئیل میخواهد بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نازل شود بالأخره در این نزول یا باید به صورت مرد نازل شود یا زن، نمیشود كه به صورت هردو باشد و صورت هردو را داشته باشد! یا به صورت مرد است یا زن. حالا از میان این دو جنبه مرد را انتخاب كرده است و آنهم بهخاطر جنبۀ اعلائیت و اشرفیت است البته با توجه به کتابهایی كه اخیراً نوشته شده است چون ایمان زن بالاتر است باید به صورت زن زیبای مدینه كنار پیامبر میآمد و مینشست و سر را در کنار گوش پیامبر قرار میداد و آیات را میخواند! آنوقت خیلى عالى میشد! چون فرمودند که ایمان زن بیشتر است و شش سال زودتر از مرد است و حتى در کتابها نوشتند كه عقل زن بیشتر است! حافظۀ او بیشتر است! اصلاً اینها میفهمند كه عقل چیست؟! ﴿أَن تَضِلَّ إِحۡدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحۡدَىٰهُمَا ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾2 در اینجا گفتند كه منظور نسیان است بهجهت اینكه زن در منزل زیاد كار میکند یادش میرود! اگر به كار كردن است پدر مرد بیرون از خانه درمیآید! مگر زن در خانه چهکار میکند؟! آشپزی و جاروبرقی میکند! آن کسی که در بیرون پدرش درمیآید مرد است که صبح تا شب [کار میکند]؛ اگر مزرعه داشته باشد كه بیل میزند و اگر چك و سفته داشته باشد در بازار راه میافتد!
- . تفسیر فرات الکوفی، ج ۱، ص ۲۹۸.
- . سوره بقره (2) آیه 282:
﴿وَٱسۡتَشۡهِدُواْ شَهِيدَيۡنِ مِن رِّجَالِكُمۡ فَإِن لَّمۡ يَكُونَا رَجُلَيۡنِ فَرَجُلٞ وَٱمۡرَأَتَانِ مِمَّن تَرۡضَوۡنَ مِنَ ٱلشُّهَدَآءِ أَن تَضِلَّ إِحۡدَىٰهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحۡدَىٰهُمَا ٱلۡأُخۡرَىٰ﴾. حیات جاوید، ص 186:
«دو شاهد از مردان باید نسبت به این واقعه شهادت و گواهى دهند. پس اگر دو مرد بهعنوان شاهد نبود، یك مرد و دو زن از افرادى كه مورد اعتماد و وثاقت شما هستند، بر این مسئله گواهى دهند؛ زیرا اگر یكى از آن دو زن دچار لغزش و گمراهى شد، دیگرى به او یادآورى نماید و او را از اشتباه بیرون آورد.»
