
ماهیت و فعلیت احکام در قضایای طبیعیه
تحلیل نسبت میان وجود موضوع و تنجز تکلیف شرعی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای طبیعیه و نحوه تعلق احکام شرعی به موضوعات میپردازند. بحث با بررسی تفاوت میان سلب مقید و دفع سلب آغاز شده و به این پرسش اساسی میرسد که آیا احکام شرعی به ماهیتِ اشیاء «فیحدنفسه» تعلق میگیرند یا به موضوعات «مقارن با وجود». ایشان با نقد دیدگاههای رایج اصولی، استدلال میکنند که جعل حکم برای موضوعات مفروضالذهن که هیچگونه امکان تحقق یا فعلیت در اختیار مکلف ندارند، با حکمت شارع سازگار نیست. در ادامه، تفاوت میان تنجز و فعلیت تکلیف تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که احکام شرعی همواره ناظر به افعال اختیاری مکلف در ظرف اقتران با وجود هستند. در پایان، با اشاره به تغییرات فرهنگی و بینشی در زمان ظهور امام زمان (عج)، تفاوت میان احکام فعلی و احکام متناسب با مراتب عالیترِ فهم و بصیرت انسانی تشریح میشود.
ماهیت و فعلیت احکام در قضایای طبیعیه
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت قضایای طبیعیه و نحوه تعلق احکام شرعی به موضوعات میپردازند. بحث با بررسی تفاوت میان سلب مقید و دفع سلب آغاز شده و به این پرسش اساسی میرسد که آیا احکام شرعی به ماهیتِ اشیاء «فیحدنفسه» تعلق میگیرند یا به موضوعات «مقارن با وجود». ایشان با نقد دیدگاههای رایج اصولی، استدلال میکنند که جعل حکم برای موضوعات مفروضالذهن که هیچگونه امکان تحقق یا فعلیت در اختیار مکلف ندارند، با حکمت شارع سازگار نیست. در ادامه، تفاوت میان تنجز و فعلیت تکلیف تبیین شده و این نکته مورد تأکید قرار میگیرد که احکام شرعی همواره ناظر به افعال اختیاری مکلف در ظرف اقتران با وجود هستند. در پایان، با اشاره به تغییرات فرهنگی و بینشی در زمان ظهور امام زمان (عج)، تفاوت میان احکام فعلی و احکام متناسب با مراتب عالیترِ فهم و بصیرت انسانی تشریح میشود.
ماهیت و فعلیت احکام در قضایای طبیعیه
7بنابراین اینكه قدرت مكلف و اختیار مكلف نتواند به او تعلق بگیرد، شارع به چه ملاكى آن را تشریع كند تااینكه بعداً آیا مكلف قادر باشد یا نباشد؟! به چه ملاكى شارع تشریع كند؟! آیا شارع میخواهد كتابش را قطور كند تا بگوید که چقدر دین من فروعات زیاد دارد؟! مثل آن آقایى كه صحیفۀ سجادیه نوشته است و دعاى دروغ ساختگی نوشته است. تو كه میگویی: این روایت ساختگی است و از امام نیست و عبارات او غلط است پس بیجا كردى صحیفۀ سجادیه نوشتی! به چه حقی نوشتی؟! خودت میگویی که به نظر من دعا ساختگی است ولی درعینحال هم مینویسی؟! مرحوم آقا فرمودند: میخواهی كتابت را كلفت كنى و بگویی که بزرگ شده است! یعنى علمیت و تقوا و مبانی ما این را اقتضاء میکند كه شما بیایید كتابى تألیف كنید و مجموعهاى در ادعیۀ امام سجاد علیهالسّلام بیاورید با علم به اینكه اینها جعلى است و بگویید که این را هم نوشتیم! بیخود كردى نوشتی، براى چه نوشتى؟! چرا دعایى مینویسی كه باعث شبهه شود؟! تو كه سند این را نمیدانی بیخود مینویسی! همینكه این را الآن در معرض افراد قرار میدهی حرام است.
شیخ عباس قمی سنگى در چاه انداخته و حالا هزار نفر باید آن را دربیاورند! تو كه میدانی روایت نوروز سندش درست نیست به چه حقى در مفاتیح مینویسی؟! الآن عوام مفاتیح را تالىتلو قرآن در منازل قرار دادهاند! آیا مجتهد باید این مسئله را حل كند؟! همۀ افراد كه مجتهد نیستند لذا میگویند که هرچه شیخ عباس گفته درست و خوب است! میگویند که چون در مفاتیح هست پس درست است! انگار مفاتیح لوح محفوظ است! اینها مسئولیتهایی است كه یک عالم دینى درقبال افراد و اجتماع دارد. مگر انسان میتواند هر چیزی را بگوید؟! این افرادى كه با کتابها و نوشتههای خودشان فقط شك درست میکنند [حواسشان باید جمع باشد]. من بهتر از آنها بلد هستم هزارتا شك درست كنم. من اصلاً در پیغمبرى شك میاندازم! بهتر از آنهایی که این مزخرفات را گفتند من میتوانم در اصل رسالت، اصل امامت، اصل معاد و در همه چیز شك بیندازم! بعضى میگویند: چه اشكال دارد؟! شك بیندازید تا تحقیق انسان بیشتر بشود! مگر انسان میتواند هر چیزی را كه به ذهنش رسید بگوید؟! هزار نفر با این تشکیکها و حرفها گمراه میشوند. گاهى شك نسبت به مسئله، طبیعى است و طبع قضیه مشكوك است، سندش ضعیف است، دلیلش ضعیف است و علىٰكلّحال احمقى حرفى زده است و حرفش پخش شده است. ولى گاهى من عمداً شك ایجاد كنم تا تحقیق شود! اگر اینچنین باشد تمام زندگى مردم مسائل شكّى و تشكیكات و اضطرابات میشود و نه درست نماز میخوانند و نه روزۀ درستى میگیرند، این مرض است این دیگر تحقیق علمى نیست بلکه این روش یك انسان مریض است كه این نحو كار انجام میدهد.
