
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
11همین مراجع مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ را در یكى از كتب خود بهعنوان عرفاء كذّابین آوردهاند.1 صدا از یك نفر درنیامد؛ همین آقاى سید کاظم حائرى گفته است، بروید در كتابش بخوانید؛ تزكیه نفس نوشته است. الحمدلله دیگر چه كسانى دارند دربارۀ طهارت و تزكیۀ نفس مىنویسند! اما وقتى مىگویند مراجع در كارهاى مردم دخالت نكنند، آسمان را به زمین كشاندند، نشست حوزه، جلسات اساتید، مدیر، مردم، شكوائیه، دادستان، تحت تعقیب، جرم و ...! مگر چه شده است؟! باید تحت تعقیب قرار بگیرند و با او چه كنند و... چرا؟ چون خطر است و خطر تهدید مىكند؛ اگر این حرف را یكى دیگر بزند كمكم اپیدمى مىشود و موقعیت به خطر مىافتد ولى اگر به هر كسى تهمتى زدند بگذارید بزنند! مگر پدر ما مرجع نبود؟! او كه قویترین شاگرد درس آقاى خوئى بود، همه اعتراف مىكردند! چرا همۀ شما لال شدید؟! چرا؟! چون مرده است! میگویند: مرده است دیگر، رهایش كن. حالا آقای فلان جزو مراجع است و این حرف را نسبت به او زدند میگویند که مصلحت نیست اقدامی نشود! مىبینید چقدر ما ...! همه دكور و فیلم و ظاهرسازی شده! بالأخره خدا گاهى اوقات یك مسائلى را پیش مىآورد كه نفسانیّات روشن مىشود، مخفیات ظاهر مىشود، مردم حقیقت را مىفهمند که در كجاست و دروغ را مىفهمند که در كجاست، بله! مسائل اینطور نمىماند.
مرحوم قاضى در نجف وقتى وارد مجالس فاتحۀ علماء مىشدند صدا از كسى درنمىآمد بهخاطر آن سیطرۀ علمى ایشان و ...، الآن هر مزخرفى را دارند به این مرد مىگویند و هیچکسی هم حرف نمىزند و صدایش درنمىآید. آقا این حرفها چیست؟! این مزخرفات چیست؟! آنوقت آقایان بیایند درسشان را بگویند و بروند و هیچ چیز تكان نخورد، این را بگویید، این را نگویید، مصلحت اینطور است! اینكه نشد! اینكه درس نشد! اینكه حوزه نشد! حوزه آن است كه مدرّس وقتى كه از منزلش حركت مىكند امام صادق علیهالسّلام در نظرش باشد تا وقتى كه برمىگردد، والسّلام. این مىشود یك محیطى كه مورد نظر امام علیهالسّلام است و حضرت هم به آن عنایت و لطف مىكند و مطالب جنبۀ نورانیت پیدا مىكند و اصل مطالب تغییر پیدا مىكند و اصلاً عوض مىشود؛ طرز فكرها عوض مىشود، طرز بیان عوض مىشود، كیفیت استدلال تغییر پیدا مىكند. ولى اگر بیاییم این را بگوییم و آن را نگوییم، این به صلاح است و آن به صلاح نیست، این دیگر مرده چرا براى خودمان دردسر ایجاد كنیم؟! تمام اینها بر خلاف مكتب اهلبیت علیهمالسّلام است و همۀ اینها خلاف است.
- . تزكیة النفس، ج 1، ص 136.
