
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
تحلیل منطقی تقدم سلب بر حیثیت در رفع نقیضین
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت و نحوه مواجهه با نقیضین میپردازند. بحث با تحلیل ادبی و منطقیِ تقدم سلب بر مقید آغاز میشود و استاد توضیح میدهند که چگونه در مرتبه ذات، موضوع از دایره حکمِ ایجاب و سلب خارج است و به همین دلیل، رفع نقیضین در این مرتبه مستحیل نیست. در ادامه، با نقد دیدگاههای موجود در کتب اصولی، تفاوت قضیه معدوله و سالبه و نقش حیثیت در حمل قیود بررسی میشود. استاد با بهرهگیری از این مبنای دقیق فلسفی، به نقد رفتارهای اجتماعی و سیاسیِ حوزوی میپردازند و بر لزوم پایبندی به مبانی علمی و اخلاقی در برابر مصلحتاندیشیهای کاذب تأکید میکنند. این جلسه در نهایت به این نتیجه میرسد که حفظ حریم حقیقت و مبانی مکتب اهلبیت، فراتر از ملاحظات شخصی و سیاسی است.
مفهومشناسی سلب و ایجاب در مرتبه ماهیت
14در حكومت اسلام كه حكومت اثنىٰ عشرى است و قانونش قانون جعفرى است آیا در این حكومت باید مبانى تشیع باشد یا نه؟ حتى نسبت به طرح مبانى باید ضیق باشد؟! الآن كه دیگر زمان هارون و مأمون نیست، الآن زمانِ بسط حقائق مكتب تشیع است. بسیار خوب این آقا نظرش این است، آقاى كوچه بازار هم نبود، عالم بود، همه هم مىدانند نظرش این است. شما هم بیایید جواب بدهید آنوقت خواننده نگاه مىكند یا این را مىپسندد یا آن را، اینكه دیگر دعوا ندارد. آقا نظر بنده این است كه گفتن امام و اطلاق امام بر غیر از امام زمان حرام است، بنده نظرم این است و اینهم ادلۀ آن، شما مىگویید: نه این نظر غلط است، خیلى خوب شما هم دلیل بیاور آنوقت آن كسى كه نگاه مىكند یا این را مىپذیرد یا آن را، به كجا برمىخورد؟! سبّ كردیم؟! اهانت كردیم؟! چه اهانتى كردیم؟!
در ارتباط با همین مسئله یكى از اقوام نزدیك ایشان که شخصى معروف است و همه مىشناسند یك روز مشهد آمد البته بعد از اینكه یك نامهاى براى مرحوم آقا نوشته بود و ایشان هم جوابش را داده بودند كه در جلد هجده عین نامه و جواب نامه را آوردهاند، به مشهد آمد.1 بنده هم بودم او آمد با ایشان صحبت كرد و تقریباً یك ساعت مجلس طول كشید و ایشان در آن مجلس برایش ثابت كردند كه گفتن امام به غیر از امام زمان حرام است و اشكال دارد. یك ساعت صحبت كرد و دیگر جوابى نتوانست بدهد. بنده در آنجا بودم. تا حالا داشتی رد مىكردی و صحبت مىكردى یكدفعه كه زبانت بند نیامد، تا حالا داشتى حرف مىزدى و رد میکردی و جواب مىدادی، حالا كه نتوانستی دیگر تمام شد. برفرض كه شما این مطلب را وجداناً و قناعتاً قبول نكردید، مقتضاى احتیاط در اینجا چیست؟ سكوت است یعنی امام نگوید، آیا باید بگوید که گفتن امام واجب است یااینكه حداكثر یك امر مباح است؟! كسى كه حكم به وجوب نمىكند بگوید که امام گفتن واجب است. مقتضاى احتیاط، نگفتن است. فردای آن روز جمعه بود و ایشان پیش از خطبههاى نماز جمعه در مشهد سخنرانى كرد و ده بار لفظ امام را گفت! این شد دین ما! ببینید یعنى همه چیز را بازى گرفتهایم! ده بار لفظ امام را گفت! خود مرحوم آقا هم نشسته بودند چون ایشان آن موقع به نماز جمعه مىرفتند و در این اواخر بهخاطر كسالت یا چیز دیگری نتوانستند بروند ولى آن موقع مىرفتند، البته من آن روز در نماز جمعه نبودم احتمالاً مریض بودم چون آن موقع وقتى ایشان نماز جمعه میرفتند من هم با ایشان میرفتم، ایشان مىگفتند كه جلوى خودِ من ده بار این لفظ امام را آورد!
- . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به امام شناسی، ج 18، ص 224.
