
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید میکنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی میدانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاههای اعتباری و نفسانی را تشریح میکنند. این بحث به مخاطب کمک میکند تا با شناخت دقیقتر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دامهای نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.
مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات
10اتفاقاً گاهى اوقات اگر ما باشیم ممكن است وقتی كسى یك همچنین مطلبى بگوید به ما بربخورد! فرض كنید پدر ما به من بگوید: آقا سید محمدمحسن هم رفت كه رفت! میگوییم که اى بابا! مىنشینیم با خودمان فكر مىكنیم که مثلاً طور دیگر هم مىتوانستید بگویید! ولى انسان همین مطلب را كه مىشنود باید بر اعتقاد و استقامت و اطمینانش اضافه شود! باید بفهمد كه راه كجاست! بفهمد كه صدق كجاست! بفهمد كه حقیقت كجاست! این مطالب آن حقیقت را براى انسان نشان مىدهد که اینجاست، بقیه دنبال این هستند که تا کسی رفت، به خانهاش مىروند که فلانى چه شده است؟! دلت از ما گرفته است؟! ناراحتی؟! [بله]، در مسائل شخصى [اینطور نیست]، در مسائل شخصى آدم مىرود و از دل طرف درمىآورد ولى مسئله یك مسئلۀ اعتقادى و كلى است. [او میگوید که] رفت كه رفت [ولی این شخص میگوید که] نه نه! خوب نیست. بعد دنبال او مىفرستد که بگویید: بیاید خوب نیست که برود، او وزنهاى است الآن که مىرود اینطرف ترازو پایین مىآید و درمقابل آنطرف ترازو سنگینتر مىشود! تا حالا سلوك باسكولى نشنیده بودیم! تازه شنیدیم كه باسكولى هم داریم، این مسئله كموزیاد دارد!
همۀ اینها بهخاطر چیست؟! بهخاطر تخیلات است، ما در تخیلات هستیم و آن خیالات است كه ما را به این سمت و به آن سمت مىكشاند. بیخود نمىشود، منشأ انتزاع باید وجود داشته باشد تا انسان بخواهد یك چیزى را انتزاع كند. این قاعده قاعدهاى است كه همهجا بهدرد مىخورد یعنى اصلاً زندگی، ارتباطات، تفكرات و معاشرات انسان براساس اعتباراتى است كه آن اعتبارات به اعتبار معتِبر از یك منشأ انتزاع نشات مىگیرد که آن منشأ انتزاع، یا منشأ انتزاع نفسى است یا منشأ انتزاع خارجى است یعنى یا در خارج چیزى وجود دارد یا انسان، خارجى را براى او قرار مىدهد؛ یعنى خود انسان یك خارجى برای آن درست مىكند و مىگوید که فلانى این است پس قضیه اینگونه است. میگوییم که آقا فلانى این نیست، میگوید که این هست. یعنى با نفس خودش به او وجود خارجى مىدهد و او را متصف به این مىكند و حالا كه این نشد پس من این كار را مىكنم. اینجاست كه اگر منشأ انتزاع خارجى نباشد انسان باید سراغ خودش برود و خودش را درست كند تااینكه آن اعتباریات و منتزعاتش، منتزعات صحیحى باشد.
