اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

نقش منشأ انتزاع در تحقق حقایق و پرهیز از تخیلات

14٬354
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین جایگاه «منشأ انتزاع» در مباحث فلسفی و عرفانی پرداخته و تأکید می‌کنند که هرگونه اعتبار و انتزاعی در عالم، نیازمند یک ریشه و حقیقت خارجی است. ایشان با نقد رفتارهای اعتباری و سطحی در جامعه، بر لزوم عبور از تخیلات و اوهام تأکید کرده و مسیر سلوک را منحصر در توجه به حقیقت توحیدی می‌دانند. در ادامه، با اشاره به سیره اولیای الهی و نحوه ارتباط آنان با عالم و افراد، تفاوت نگاه توحیدی با نگاه‌های اعتباری و نفسانی را تشریح می‌کنند. این بحث به مخاطب کمک می‌کند تا با شناخت دقیق‌تر از جایگاه اعتبارات در زندگی و سلوک، از افتادن در دام‌های نفسانی و شیطانی که مانع رسیدن به توحید است، پرهیز کرده و با استقامت بر مسیر حقیقت، از تزلزل در برابر حوادث و تغییرات ظاهری مصون بماند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

مبانی توحیدی در سلوک و مواجهه با اعتبارات

18
  • بیان مصداق کارهای مانع از رسیدن به توحید

  • یك بنده خدایى بود مى‌گفت که ما با یك فردى كه از اهل معنا بود از شاه عبدالعظیم راه افتادیم و به قم آمدیم. خودش براى من تعریف مى‌كرد ـ الآن آن شخص فوت كرده است ـ مى‌گفت که یك‌دفعه به ما گفت: مى‌آیى قم برویم؟! آمدیم و یكى ما را از همان زیارتگاه حضرت عبدالعظیم سوار كرد ـ در زمان شاه ـ و این دست مى‌كرد از توى جیبش پانصدتومانى درمی‌آورد و به این راننده مى‌داد، یك مدت مى‌گذشت؛ یك ربع بیست دقیقه یك پانصدتومانى دیگر مى‌داد! گفتیم که او كه از این تقاضایى نكرده ولی دوباره بیست دقیقۀ دیگر مى‌گذشت دوباره یك پانصدتومانى می‌داد!

  • پانصدتومانى زمان شاه با پانصدتومانى الآن خیلى فرق مى‌كند الآن با این یك شكلات هم نمى‌دهند! با پانصدتومانى زمان شاه‌ یك گوسفند مى‌خریدند، بنده خودم بودم و دیدم كه پدر ما یك پانصدتومانى به آقاى حاج تقى مسچى داد با بعضى از آنهایی كه الآن طهران هستند رفتند یك گوسفند در منزل ما به وزن هفتاد كیلو آوردند؛ گوسفند هفتاد کیلویی در زمان شاه پانصدتومان قیمت داشت، بنده خودم دیدم! الآن با پانصدتومانی چقدر مى‌شود گوشت خرید؟ نمى‌دانم، یك بند انگشت مى‌شود؟! اگر به قصاب بدهید آن را مى‌اندازد جلویتان مى‌گوید که آقا آن زمان گذشت، حالا برو ده هزارتومانی بیاور تا به تو یك كیلو بدهم؛ یك كیلو از آن هفتاد کیلو را بدهم! تو برو بیست برابرش كن تا من به تو گوشت بدهم!

  • علىٰ‌كلّ‌حال می‌گفت: به قم كه رسیدیم تقریباً هفت هشت‌تا پانصدتومانی همین‌طور داد. در یك مسافرخانه ایستادیم كه آنجا برویم و بمانیم و بعد برگردیم دیر شده بود ـ زمستان هم بود ـ مى‌گفت که وقتی پیاده شدیم این راننده به من گفت که این آقا كیست؟! این یك آدم عادى نیست! گفتم که چطور؟! گفت که من یك مشكلى برایم پیش آمد و كسى اطلاع ندارد و این مقدار مقروض هستم و فردا قرار است كه سراغ من بیایند و درست آن مبلغى را كه من قرض داشتم، همین مبلغى بود كه از طهران تا قم این آقا به من داد تااینكه من قرضم را بپردازم. مى‌گفت که ما رفتیم، حالا این چیزها را از ایشان مى‌دانستیم، یك زیارت كردیم و یك‌دفعه رو به من كرد و گفت: ما كه به مقصود رسیدیم حالا برگردیم طهران. گفتم: شب را بمانیم، گفت که نه دیگر برگردیم طهران! دوباره یك ماشین گرفتیم و با زن و بچه برگشتیم طهران و ایشان حضرت عبدالعظیم پیاده شد و ما هم در منزل خودمان رفتیم.

/ 613