
تحلیل ماهیت و عوارض آن در فلسفه
بررسی نسبت میان ماهیت، وجود و اعتبارات ذهنی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق جایگاه ماهیت و نحوه حمل عوارض بر آن میپردازند. بحث با تحلیل کلام صاحب مواقف درباره علت تقدیم سلب بر موضوع آغاز میشود و با نقد مرحوم آخوند بر این دیدگاه ادامه مییابد. در این مسیر، تفاوت میان حمل اوصاف به شرط وجود و حمل آنها با لحاظ وجود خارجی روشن شده و مرز میان قضایای موجبه و معدوله تبیین میگردد. استاد با بررسی پرسشهای مربوط به وحدت و کثرت ماهیت، به این نتیجه میرسند که ماهیت در مرتبه ذات خود، اقتضای هیچکدام را ندارد و وحدت و کثرت تنها در پرتو وجود خارجی و مظاهر مختلف آن معنا مییابد. در نهایت، با نقد نسبت میان کلی طبیعی و جزئیات، روشن میشود که کلیت تنها در ظرف ذهن تحقق دارد و در خارج، هر فرد از حقیقت ماهیت، بهرهای منحصر به خود دارد.
تحلیل ماهیت و عوارض آن در فلسفه
1درس ششصد و پنجم
كیفیت تقریر تقدیم سلب بر حیثیت (2)
أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
صحبت در لحاظ موضوع به ماهیتِ خود موضوع و ذاتیات خودش بود و همانطوریكه مرحوم آخوند فرمودند، در اینجا سلب تقدیم بر موضوع شده است و بهواسطۀ تقدیم سلب بر موضوع در واقع خود موضوع فیحدّنفسه مورد توجه قرار مىگیرد، نه به شرط وجود كه بهواسطۀ شرط وجود بودن، عوارضى كه مخصوص وجود است بر موضوع حمل مىشود مانند مقولاتى كه بر موجود خارجى حمل مىشود و شرط حمل آنها همان وجود خارجى است. و نه به اقتران با وجود و ملاحظۀ با وجود خارجی مثل صفاتى كه بر ماهیت حمل مىشود منتها نه به ماهیت به لحاظ خودش تنها بلكه به لحاظ تحقق خارجى آن مانند شیئیت، امكان، امتناع، وجوب و امثالذلك كه اینها به خود ماهیت منتها با توجه به وجود خارجى، نه با شرطیت وجود حمل میشود چون در شرطیت وجود، فعلیت شرط است به معناى اینكه وجود براى آن ماهیت و براى موضوع فعلى باشد اما در اینجا نظر، نظر وجود خارجى است و نگاه، نگاهِ وجود خارجى است یعنى حتى قبل از اینكه وجود پیدا كند، این اوصاف حمل بر ماهیت مىشوند منتها طبعاً بر خود ماهیت مِن حیث هى هى نیست. خب این مسئله به این كیفیت عرض شد.
علت تقدیم سلب بر موضوع در کلام صاحب مواقف
مرحوم صاحب مواقف كه فرمودند علت اینكه ما سلب را بر آن موضوع مقدم مىكنیم این است كه بتوانیم عوارض ماهیت را بر وجود حمل كنیم و بهخاطر این سلب را بر موضوع مقدم میکنیم چون در تقدیم سلب بر موضوع، عوارض وجود در اینجا سلب مىشود مثل زمان، مكان، اضافه و امثالذلك، باید همۀ اینها را از این موضوع سلب كنیم چون در اینجا ماهیت مِن حیثُ هى متصف به این اوصاف نیست بلكه به شرط وجود متصف به اوصاف است. براى این جهت سلب را مقدم بر موضوع مىكنیم تا نتوانیم اوصافى كه مربوط به وجود است را بر این موضوع حمل كنیم، والاّ اگر بگوییم: الإنسانُ مِن حیثُ هو و بعد بخواهیم سلب را بیاوریم طبعاً دیگر نمىتوانیم بگوییم: الإنسانُ مِن حیثُ هو موجودٌ فى أحد الأزمنه، الإنسانُ مِن حیثُ هو متکمّمٌ، الإنسانُ مِن حیث هو متأیّنٌ، ـ «متأیّن» با حمزه به معناى زمان و انتساب به مكان است ـ چون این اوصاف، اوصافى است كه بر ماهیت به شرط وجود حمل مىشود. لذا براى اینكه این اوصاف را خارج كنیم، سلب را قبل از موضوع قرار مىدهیم و موضوع را بعد قرار مىدهیم و سپس آن وصف را مىآوریم و مىگوییم: لیسَ الإنسان مِن حیثُ هو بِمتأیّنٍ، لیسَ الإنسان مِن حیثُ هو بِمتکمّمٍ، لیسَ الإنسان مِن حیثُ هو بِشاربٍ، لیسَ الإنسان مِن حیثُ هو بِنائمٍ، لیسَ الإنسان مِن حیثُ هو بِآکلٍ و امثالذلك كه اینها همه اوصاف شرط وجود هستند.
