اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی می‌کنند. ایشان با نقد نگاه‌های سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» به‌عنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید می‌ورزند. در ادامه، این بحث به حوزه‌های معرفتی و عملی کشیده شده و بیان می‌شود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافی‌الضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقه‌ای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان می‌دارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل می‌شوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.

ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان

2
  • این مصداقیت برای این ماهیت، مصداقیتِ مورد نظر برای کلی نیست ولی برای جمع، آن مورد نظر قرار می‌گیرد؛ یعنی وقتی که شخص یک اسم را به‌عنوان کل ادا می‌کند منظور افراد خارجی هستند که البته آن افراد خارجی تحت این طبیعت هستند و نظر ‌روی افرادی می‌رود که آن افراد متصف به وصفی هستند.

  • بنابراین آنچه که از صحبت‌ها روشن و واضح است این است که هیچ‌وقت وجود کلی در خارج به‌عنوان نفس تعیّن نیست یعنی وجود کلی و ظرف برای آن در ذهن‌ هست، ذهن است که ظرف مناسب برای این تحقق کلی است و حدود و ثغور این ماهیت کلیه در ذهن روشن می‌شود، منتها از آنجایی که بین ذهن و خارج یک ارتباط علمی وجود دارد، آن جهت ارتباط علمی اقتضا می‌کند که یک مابإزائی به‌عنوان این مصداقِ صورتِ مرآتی و مثالی برای این کلی که در ذهن هست در خارج هم وجود داشته باشد؛ یعنی وقتی که انسان می‌گوید: انسان و یا عالم و یا نوعی از انواع، یک حقیقت و هویت خارجیه که بتواند با آن حیثیت مثالی خودش مصداق برای این وجود ذهنی قرار بگیرد [مد‌ّنظر است].

  • روی این عبارات دقت کنیم تااینکه آن منظور مرحوم آخوند در اینجا در کیفیت انطباق کلی با خارج بهتر روشن شود که وقتی که ایشان می‌فرمایند که کلی عبارت از یک حقیقت مثالیه است، این به چه نحوه از مثال در اینجا صورت پیدا می‌کند؟ مثالی که در اینجا هست مثال در ذهن است نه مثال خارج و آنچه که در خارج است تجسم، تعیّن، تشخّص و وحدت است، اوصافی است که لازمۀ وجود متعیّن خارجی است نه لازمۀ ماهیت، وقتی که ماهیت را به شرط وجود درنظر می‌گیرید طبعاً تعیّن و تشخّص، وحدت و وجوب ـ منتها وجوب بالغیر، نه وجوب استقلالی ـ انتساب به زمان، انتساب به مکان، وضع، مقولات و ماهیات به شرط الوجود، همۀ اینها برای این شی‌ء مجسم خارجی عارض می‌شود و آن شی‌ء مجسم خارجی به همۀ اینها متصف می‌شود.