
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
نقش صورت مثالی در کشف حقایق و ارتباط با ولایت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت میان مفاهیم «کلی» و «جزئی» در فلسفه پرداخته و نحوه انطباق کلیات ذهنی بر مصادیق خارجی را بررسی میکنند. ایشان با نقد نگاههای سطحی به این مبحث، بر اهمیت «صورت مثالی» بهعنوان حلقه اتصال میان ذهن و عین تأکید میورزند. در ادامه، این بحث به حوزههای معرفتی و عملی کشیده شده و بیان میشود که چگونه ادراک اولیاء الهی از حقایق و مافیالضمیر افراد، ناشی از نفوذ در همین صور مثالی است. در بخش پایانی، استاد با نقد رویکردهای سلیقهای در تفسیر روایات و تاریخ، بر ضرورت تسلیم در برابر ولایت معصوم تأکید کرده و بیان میدارند که احکام ظاهری دین تنها زمانی به حقیقتِ شریعت بدل میشوند که تحت اشراف و تصرف مستقیم ولایت امام قرار گیرند، نه اینکه صرفاً در کنار اعتقاد به امام، به صورت مستقل و بدون اتصال به او اجرا شوند.
ماهیت کلی و جزئی در فلسفه و عرفان
4فرق امام علیهالسّلام با سایر مردم
انسان هیچوقت نمیتواند خودش را با امام علیهالسّلام تشبیه کند و با حالات امام نمیتواند خود را تشبیه کند، تشبیه ما با امام مثل تشبیه چغندر فروش با بوعلی میماند که هِرّ را از بِرّ تشخیص نمیدهد! برای اینکه این مسئلۀ تشبیه حاصل بشود باید در خودمان تغییر و تحولات ایجاد کنیم، حرکت تحوّل نفسی و تبدّل نفسی در خود بهوجود بیاوریم؛ نفس خود را از عالم حیوانیت بالا بیاوریم، بیاوریم، به یک عالم قدس و عالم طهارت برسانیم، در آنجا که رسیدیم دیگر در آنجا افکار ما، افکار بشری نخواهد بود.
آثار گذشتن نفس از عالم حیوانی
اعمال ما دیگر با سایر اعمال که زائیدۀ غرائض و صفات است تغییر خواهد کرد، نحوۀ خطورات ما با خطورات سایر افراد متفاوت خواهد شد، کیفیت تمرکز ذهن ما با تمرکزهای سایر افراد فرق خواهد کرد، التفات و نگرش ما نسبت به مسائل خارجی با نگرش سایر افراد اختلاف جوهری خواهد داشت و اختلاف، اختلاف ماهوی خواهد شد، نظر ما نسبت به پروردگار و کیفیت معیّت با او، دیگر با سایر افراد از زمین تا آسمان فرق دارد. وقتی که به آنجا رسیدیم آنگاه میشود بگوییم که فلانی شبیه است، تقریباً نزدیک است، به آن حریم خود را نزدیک کرده است در زیر سایۀ امام علیهالسّلام است و در زیر ولایت امام علیهالسّلام است و بر قلب او اشراق از آن ناحیه خواهد شد. اگر این نحوه شد آنوقت تازه میتوانیم نسبت به آن مقام و موقعیت نظر بدهیم و اظهارنظر کنیم والاّ با علوم و با معلوماتی که ما داریم و با آنچه را که داریم فکر میکنیم، این «عنقا شکار کس نشود دام بازگیر»!1 باید این مسئله را به عهدۀ اهل فن گذاشت و خود را در این وادیه قرار ندهیم و آبروی خود و دیگران را نبریم.
لزوم وجود سنخیت برای انعکاس یک حقیقت در یک تعیّن
- . دیوان حافظ(قزوینی)، غزل 7:
عَنقا شکار کَس نشود دام بازچین *** کآنجا همیشه باد به دست است، دام را
- . دیوان حافظ(قزوینی)، غزل 7:
